کار در لفاف خلاقیت؛ تأملی انتقادی بر صنایع خلاق
در نگاه نخست، مفهوم «صنایع خلاق» یکی از جذابترین روایتهای توسعه معاصر به نظر میرسد؛ روایتی که وعده میدهد اقتصاد آینده نه بر منابع طبیعی و نه حتی صرفا بر فناوری، بلکه بر ایده، تخیل، معنا و سبک زندگی استوار خواهد بود.
محمد هادی عسکری | معاون وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
در این چارچوب، نمادها و تولیدات فرهنگی به کالا تبدیل میشوند و کنشگرانی چون طراحان، نویسندگان، فیلمسازان و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال بهعنوان کارآفرینان عصر جدید معرفی میشوند؛ افرادی که با اتکا به سرمایه فرهنگی و نمادین خود، هم اشتغال فردی میآفرینند و هم به پویایی اقتصاد ملی کمک میکنند. با این حال، خوانش انتقادی مطالعات فرهنگی نشان میدهد که این روایت خوشبینانه، تنها بخشی از واقعیت را بازنمایی میکند. پرسش بنیادین آن است که خلاقیت در این چارچوب دقیقا چه معنایی پیدا میکند و چه نسبتی با فرهنگ زیسته و تجربه روزمره افراد دارد. همچنین باید بررسی کرد که اشتغال در این حوزه چه نوع الگوی زیستی را بازتولید میکند. صنایع خلاق با وعده تبدیل علاقه فرهنگی و هنری به درآمد اقتصادی، مرزهای سنتی میان کار و زندگی، فراغت و اشتغال و حتی هویت فردی و حرفهای را کمرنگ میکنند. در این الگو، کار دیگر محدود به زمان و مکان مشخص نیست. فرد در خانه، سفر، شبکههای اجتماعی یا حتی در تعاملات روزمره خود، به تولید ارزش اقتصادی میپردازد. در ظاهر، این انعطافپذیری نشانه آزادی است اما در لایه عمیقتر، میتواند به گسترش نوعی «کار دائمی» منجر شود که در آن مرز استراحت و تولید از میان میرود.
تیتر خبرها




