دانشگاه، سینما، احزاب غربگرا

دانشگاه، سینما، احزاب غربگرا

می‌توان بی‌درنگ‌ با یک نگاه چندوجهی و با لایه‌هایی تو در تو، درخصوص مسائل گوناگون ایران موافق بود، اذهان ناتوان از عبور از سطح عمومی و همگانی ادراک یک مسأله، قادر به ژرف‌بینی و تشخیص پیچیده علل درد مزمن و در نتیجه درمان موثر آن نیستند.

احمد میراحسان | نویسنده و پژوهشگر

اما این خطر سطحی‌نگری و نگرش تک‌بعدی، تنها معضل کنونی معرفتی در جامعه پرتکاپو و جوشان ایران نیست بلکه ممکن است دیدگاه‌هایی با وجود ناظر بودن بر عمق پیچیدگی بحران، خود باز به علل غفلت از حقیقت بنیانی چالش‌ها، خطرهای بزرگ‌تر شناختی ترکیبی بسیار غریبی بسازند. اگر پایه فلسفی و هستی‌شناسی نگرش ما آلوده به تمدنی ذاتا گرفتار بحران معرفتی _ وجودی عصری بحران‌زا باشد، مطمئن باشید با فوق‌العاده‌ترین هوشمندی هم در چاچوب آن نگاه، نخواهید توانست نه درک درستی از پدیده‌هایی مثل ماجرای ایران و انقلاب اسلامی و گذار کنونی جهان و گسست‌های ارزشی تحت‌تاثیر یک موقعیت هجو جهان پسامدرن پیدا کنید و نه راه‌حل درستی جز تسلیم یا گریز درویشانه از جهان، برای آن بیابید.   اساتیدی در اعماق قلبم دارای احترام بی‌حسابی هستند اما با این همه باید بگویم جای خالی ادراک وجود شناختی معطوف به طنین و تصادم ندای سرچشمه هستی برابر سد صداهای دنیایی و دیواره متحجر مدرنیته در ایران امروز، خود مهم‌ترین ‌مشکلات‌شان در فهم صحیح شکاف‌ها و چالش‌های درونی ایران و البته جهان است. وجود جاری غیب در مسائل عالم شهاده روزمره ما، اگر در چشم انسان غرق دنیا، مشتی مفهوم انتزاعی و بی‌اثر در ماجرای ایران و جهان باشد، در اصل دلیلی بر صحت این دیدگاه و نفی نقش عظیم جهانی آن در شناخت درست واقعیت‌ها و بحران‌ها و جدال‌های زندگی ایرانی و جهانی نیست. این پایه ادراک ماهیت بحران گذار جهان کنونی از مدرنیته به پسامدرنیته نه سبب ندیدن انواع اغتشاش و بلبشو و بی‌نظمی و انضباطی‌های درون حکمرانی جهان و ایران می‌شود و نه قصد توجیه ناتوانی‌های عینی و ذهنی، مفهومی و ساختاری ما را در درک درست و اداره استوار کشتی متلاطم وطن دارد. فقط از این‌ منظر، حقیقت بحران‌زایی زیر پا نهادن تنها حقیقت معتبر هستی و نقش این نابینایی، در نابسامانی و بحران‌زایی بنیادین جدید و جهل و سرگشتگی عمیق‌تر در درک‌ علت اصلی بحران مورد توجه قرار می‌گیرد. با لحاظ حقیقت هستی ما ناگزیر خواهیم بود به رویدادها به گونه دیگر بنگریم و دچار فریب علم ناقص ‌در نفی اثر ایمان و معرفت به ارتباط عالم غیب و عالم شهاده‌ای نشویم که معنایش درک توحیدی از مسائل انسان هبوط کرده بر زمین است و بدون آسمان و ادامه عالم غیب دردش درمان نمی‌شود.