تنگه هرمز، اهرم تغییر معادلات جهانی
جنگ 40 روزه با اهدافی از سوی متجاوزان آغاز شد اما در نهایت تقریبا هیچیک از این اهداف محقق نشد. آنچه در این میان اهمیت ویژهای پیدا کرد، تغییر نگاه به تنگه هرمز درمعادلات بینالمللی بود آبراهی که پیش ازاین، بهعنوان یک مسیر بینالمللی با امکان عبور ترانزیتی و عبور بیضرر برای همه کشورها شناخته میشد و ایران و عمان نیز محدودیتی در آن اعمال نمیکردند.
دکتر غلامرضا کریمی | استاد دانشگاه خوارزمی
با وقوع این جنگ، تنگه هرمز وارد مرحلهای جدید از حیث جایگاه ژئوپلیتیکی شد. این آبراه بهعنوان یک اهرم استراتژیک در اختیار ایران تعریف شد اهرمی که در برابر سیاستهای تهاجمی آمریکا، نقش یک برگ برنده را ایفا کرد و توانست فشار بر اقتصاد جهانی را افزایش دهد. تلاش کشورهای حوزه خلیجفارس، آمریکا و برخی بازیگران فرامنطقهای برای بازگشایی کامل تنگه، عملا به نتیجه نرسید و این مسأله، نمودی از قدرت ژئوپلیتیک ایران را به نمایش گذاشت. در این میان، نکته قابل توجه، انزوای آمریکا در این بحران بود. در حالی که این کشور با شبکهای گسترده از متحدان در قالب ناتو و روابط دوجانبه با دهها کشور برخوردار است، هیچیک از این بازیگران حاضر نشدند در یک ائتلاف نظامی برای باز کردن تنگه هرمز وارد عمل شوند. این وضعیت، شرایطی خاص برای دولت دونالد ترامپ ایجاد کرد بهگونهای که با وجود اجرای نمایشهای سیاسی و نظامی متعدد، نتوانست واقعیت تسلط ایران بر این گذرگاه راهبردی را تغییر دهد. افزایش قیمت نفت و حاملهای انرژی در بازارهای جهانی، بهخوبی نشان داد که تنگه هرمز به یک عامل تعیینکننده در اقتصاد سیاسی بینالملل تبدیل شده است. ایران نیز در پرتو این جنگ، به ظرفیتی دست یافت که پیش از آن عملا مورد استفاده قرار نگرفته بود. از منظر تحلیلگران، اقدام آمریکا در آغاز این جنگ، یک خطای استراتژیک محسوب میشود که به تقویت موقعیت ایران در تنگه هرمز انجامید.
متن کامل را در جام جم آنلاین بخوانید
متن کامل را در جام جم آنلاین بخوانید
تیتر خبرها




