آتشبس زیر سایه قدرت ایران
بررسی عملکرد جمهوری اسلامی ایران در تحولات اخیر، بهویژه در دفاع از ملت لبنان و حمایت از محور مقاومت، نشان میدهد که این رویکرد توانسته نقش مؤثری در معادلات میدانی و سیاسی ایفا کند.
مجتبی ذوالنور | نماینده مجلس شورای اسلامی
در این میان، شناخت ماهیت رفتاری آمریکا و رژیمصهیونیستی بهعنوان بازیگرانی که کنش آنها با مؤلفههایی چون بیتعهدی، تعدی و فریب گره خورده، از اهمیت اساسی برخوردار است. بر این اساس، طرح موضوع آتشبس در لبنان و یمن از ابتدا بهعنوان بخشی از شروط جمهوری اسلامی مطرح شد؛ چراکه نگاه راهبردی ایران، مبتنی بر یکپارچگی جبهه مقاومت و هماهنگی میان اضلاع مختلف آن است.در چنین چارچوبی، جمهوری اسلامی ایران خود را بخشی از یک منظومه منسجم میداند که در آن، تحولات لبنان و یمن در پیوندی راهبردی با یکدیگر تعریف میشوند. از اینرو، گنجاندن این جبههها در شروط آتشبس، نه یک انتخاب تاکتیکی بلکه برآمده از یک درک کلان از میدان تقابل است. با این حال، رفتار طرف مقابل از همان ابتدا با نقض تعهدات و تداوم اقدامات تجاوزکارانه همراه بود؛ وضعیتی که ایران را در برابر دو گزینه قرار داد: یا پاسخ متقابل و نقض آتشبس، یا اتخاذ راهبرد خویشتنداری.انتخاب جمهوری اسلامی در این مقطع، خویشتنداری فعال بود؛ تصمیمی که ریشه در تمایز ماهوی این نظام با الگوی رفتاری رقبای خود دارد. این رویکرد با هدف اثبات پایبندی ایران به تعهدات و نمایش صداقت در عرصه بینالمللی اتخاذ شد. تجربههای پیشین نیز نشان داده بود که حتی در خلال مذاکرات، مواردی از تعدی و تجاوز علیه ایران صورت گرفته اما در این مقطع، تلاش شد تا با حفظ چارچوبهای تعهد، تصویر روشنی از رفتار مسئولانه جمهوری اسلامی به افکار عمومی جهانی ارائه شود. نکته قابل توجه آن است که این خویشتنداری، بهمعنای انفعال نبوده، بلکه در قالب یک بازدارندگی هوشمند تعریف میشود. جمهوری اسلامی ایران، با وجود برخورداری از توان پاسخگویی نظامی، ازجمله در حوزه موشکی، ترجیح داد بدون توسل مستقیم به این ابزار، طرف مقابل را وادار به پذیرش آتشبس در لبنان کند. این امر، بهنوعی نشاندهنده سطحی بالاتر از اقتدار است، چراکه واداشتن دشمن به عقبنشینی، بدون استفاده مستقیم از قدرت سخت، بیانگر کارآمدی ترکیبی از قدرت بازدارندگی و مدیریت راهبردی است.
متن کامل را در «جامجمآنلاین» بخوانید.
متن کامل را در «جامجمآنلاین» بخوانید.




