معجزه الهی زایش وحدت ۵۷
تولد انقلاب اسلامی حاصل وحدت و استقامت معجزهآسای امت و امام در زهدان وطن الهی ما، ایران ۵۷ بود.
احمد میراحسان | نویسنده و پژوهشگر
همه آنان که آن سالها به سن عقل رسیده بودند. همه نوجوانان و جوانان و مردان و زنان حاضر در صحنه انقلاب اسلامی و مردمی که در روز در خیابانها نغمه جانبازی و شبها در پشتبامها فریاد اللهاکبر سر میدادند، بهیاد دارند چه پدیدههای عجیبی از ایمان، استقامت، و تابآوری، بیاعتنایی به وجیزه دنیوی، نزدیکی قلوب و مودت، حب، و شجاعت و همدلی، اتحاد، مواسات، احسان، نیکی، و اعمال صالح مختلف و شهادتطلبی در ملت پدید آمده بود. من آگاهانه از کلمات قرآنی سود بردهام تا تاکید کنم این معجزه تحول وجودی و قلبی و عملی مستقیما تحقق وعده الهی و از سوی او بود و بجا آوردن تکلیف و مبارزه و جهاد با کفر مشمول عنایات و مددهای غیبی شده بود. زندگی اشرافی و مصرفی که تا ماههایی پیشتر همه هوش و حواس مردم را به خود معطوف کرده بود و واگراییهای اجتماعی و گسستهای روانی و شکافهای نسلی و اجتماعی، ناگهان دود و محو شد و بهجای آن همیاری و همبستگی و همسویی و همگرایی نشست. یک هویتطلبی گسترده فراآمد و کنش ارتباطی ارتقا یافت و تعاملات عاطفی ورفق و وفاق دامنه گرفت. مشارکت عظیم عمومی در انقلاب اسلامی، ظاهر گشت. اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی در مدت کوتاهی ایرانگستر گشت و... پیروزی فرارسید. شیطان بزرگ برای نابودی این تحول عظیم و نیروی شگرف جنگ داخلی و کشتار، جنگ خارجی تروریسم وحشیانه، تحریم و.... بر مردم تحمیل کرد تا منع کند و مانع شود این نیروی بزرگ به کار آزادی، استقلال، پیشرفت، دادگستری و عدالتطلبی آید و به مرور روحیه دنیاگرا، مصرفی، بوروکراتیک، الیگارشیک، آریستوکراتیک قشر ممتاز، اشرافیت رانتخوار، باندها، گسست از مستضعفان، غربزدگی و بیهویتی جانشین سجایا، خرد، شور، ایمان و مقاومت گردد.
دو امام بزرگوار انقلاب اسلامی(ره)، آن توحیدیان غبطهانگیز، هرگز باورشان را به سرشت پاک حقیقتجوی مردم ایران از دست ندادند و با دهها گرداب فتنه با تکیه به همین نیروی عظیم مقابله کردند و زمانی که زندگی پاکبازشان توان کار عظیم حمل تجدید معجزه الهی اتحاد سال ۵۷ را نداشت، خون امام شهید رضوانالله تعالی به فرمان الهی این کار را به سرانجام شگفتش رساند و این پدیده همجانی و مقاومت ملت در خیابانهای شبانه را شاهدیم که از زهدان انقلاب ۵۷، زایش. انقلابی دیگر را مقدور کرده است. زبان عاریتی جامعهشناسی غرب که از عنصر معجزه الهی تهی است، توان توضیح چرایی ظهور معلولهای روحی اجتماع ایران اسلامی را ندارد اما آنان که با قرآن و عترت انس دارند و اهل توحیدند راز و علت ظهور این پدیده اتحاد ملی و تحول قلبی را خوب درک میکنند.
وقتی فهم تحولات روحی معجزهآسا با نگاه توحیدی صورت میگیرد، یک پایه معرفتی و ایمانی برای قوام مقاومت فراهم میآید و این امر متقابلا به گسترش این روحیات و موجودیت آسمانی ملت یاری میرساند. این نگاه حقایقی را به ما گوشزد میکند که به حیات مقاومت بستگی تام دارد. مثلا آنکه:
درست در بحبوحه میدان این جنگ باید با نفس سوء و وسوسه شیطان مبارزه کرد. تزکیه جان شرط استقامت در عبودیت است.
دو جریان باید بیش از دیگر گروهها از روح و جان خود مراقبت کنند و از صدق و اخلاص و اتحاد الهی مردم درس بیاموزند:
اول پارهای از مسئولان و نخبگانی که به سبب خطای فهم و عدم شناخت ماهیت شیطانی قدرت سلطهجو و فقدان باورلازم و قوی به هدایت و روشنگری قرآن حکیم درباره طاغوت، ضربههای خطرناک میپذیرند و ضعف احساس حضور در محضر پروردگار دانا را به جامعه منتقل و در تصمیماتشان دخیل میکنند و راههای شکست را درپیش میگیرند و بهجای قدرت خدا از قدرت فرعون حساب میبرند و در مقاومت سست میشوند و آن استواری، باور، اعتماد، اتکال و ویژگیهایی را که برای مردم برشمردیم از دست میدهند.
متن کامل را در «جامجمآنلاین» بخوانید.
دو امام بزرگوار انقلاب اسلامی(ره)، آن توحیدیان غبطهانگیز، هرگز باورشان را به سرشت پاک حقیقتجوی مردم ایران از دست ندادند و با دهها گرداب فتنه با تکیه به همین نیروی عظیم مقابله کردند و زمانی که زندگی پاکبازشان توان کار عظیم حمل تجدید معجزه الهی اتحاد سال ۵۷ را نداشت، خون امام شهید رضوانالله تعالی به فرمان الهی این کار را به سرانجام شگفتش رساند و این پدیده همجانی و مقاومت ملت در خیابانهای شبانه را شاهدیم که از زهدان انقلاب ۵۷، زایش. انقلابی دیگر را مقدور کرده است. زبان عاریتی جامعهشناسی غرب که از عنصر معجزه الهی تهی است، توان توضیح چرایی ظهور معلولهای روحی اجتماع ایران اسلامی را ندارد اما آنان که با قرآن و عترت انس دارند و اهل توحیدند راز و علت ظهور این پدیده اتحاد ملی و تحول قلبی را خوب درک میکنند.
وقتی فهم تحولات روحی معجزهآسا با نگاه توحیدی صورت میگیرد، یک پایه معرفتی و ایمانی برای قوام مقاومت فراهم میآید و این امر متقابلا به گسترش این روحیات و موجودیت آسمانی ملت یاری میرساند. این نگاه حقایقی را به ما گوشزد میکند که به حیات مقاومت بستگی تام دارد. مثلا آنکه:
درست در بحبوحه میدان این جنگ باید با نفس سوء و وسوسه شیطان مبارزه کرد. تزکیه جان شرط استقامت در عبودیت است.
دو جریان باید بیش از دیگر گروهها از روح و جان خود مراقبت کنند و از صدق و اخلاص و اتحاد الهی مردم درس بیاموزند:
اول پارهای از مسئولان و نخبگانی که به سبب خطای فهم و عدم شناخت ماهیت شیطانی قدرت سلطهجو و فقدان باورلازم و قوی به هدایت و روشنگری قرآن حکیم درباره طاغوت، ضربههای خطرناک میپذیرند و ضعف احساس حضور در محضر پروردگار دانا را به جامعه منتقل و در تصمیماتشان دخیل میکنند و راههای شکست را درپیش میگیرند و بهجای قدرت خدا از قدرت فرعون حساب میبرند و در مقاومت سست میشوند و آن استواری، باور، اعتماد، اتکال و ویژگیهایی را که برای مردم برشمردیم از دست میدهند.
متن کامل را در «جامجمآنلاین» بخوانید.




