مدیریت پیروزمندانه در میدان رسانه
در تقویم پرفرازونشیب تاریخ رسانههای جمعی، لحظاتی وجود دارد که کارکرد صرف «انتقال رویداد» در آنها رنگ میبازد و به پدیدهای عمیقتر بدل میشود؛ لحظاتی که رسانه از جایگاه ناظر بیرونی خارج شده و خود نقش «خالق واقعیت جمعی» را ایفا میکند.
دکتر سید محمدمهدی موسویمهر | عضو هیأت علمی دانشگاه صداوسیما
این روزها مراسم وداع و تشییع پیکر رهبر شهید، بیگمان یکی از همان بزنگاههای کم تکرار بود؛ رویدادی که در آن، تقابل دوگانه «ساختار روایی رسانههای سلطهگر» و «حقیقت عینی جاری در قاب تلویزیون ملی»، به تماشاییترین شکل ممکن رقم خورد. آنچه در این روزها شاهد بودیم، صرفا یک پوشش خبری متعارف نبود، بلکه نمایش موفقی از «یک راهبرد فعال» در میدان نبرد روایتها بود؛ تجربهای که نشان داد اتکا به اصالت بومی و مدیریت اجرایی میتواند در برابر روایتهای رقیب، موضع مستحکمی اتخاذ کند. بازخوانی عملکرد رسانهملی در این مقطع تاریخی، در سه تراز راهبردی قابل واکاوی است که هر یک، عیار بلوغ این نهاد در هدایت افکار عمومی را عیان میکند. برپایی پوشش زندهای که همزمان، از پایتخت تا شهرهای مذهبی کشور را زیر چتر تصویر میگرفت، جز با پشتوانهای از دانش سازمانی و زیرساخت فنی منسجم ممکن نبود اما فراتر از این مهندسی عملیاتی، آنچه این رویداد را از یک گزارش صرف به «یک پوشش تصویری جامع» ارتقا داد، درک درست برنامهسازان از ظرفیت «تصویر واقعگرا» برای ثبت جزئیات مراسم بود. این سطح از تسلط فنی، نخستین پله برای بازگشت اعتماد عمومی به راوی رسمی رویدادها و تثبیت جایگاه رسانهملی در خانه مردم بود. در سوی دیگر میدان، تلاش شبکههای معاند برای پیشکشیدن گزارههای کلیشهای و بیمایه ــ که تنها بر گمانهزنیهای سیاسی زودگذر یا شایعهپردازی درباره آینده ساختار قدرت متمرکز بود ــ به وضوح ناکام ماند. رسانهملی با عبور از این حواشی، مسیری متفاوت را برگزید.




