شکوه و عظمت آنها در تعدادشان نبود
سعی میکنم زیاد به اخباری که روی تعداد و آمار جمعیت تشییع تمرکز میکنند، توجه نکنم. در سالهای گذشته تلاش رسانهای زیادی میشد تا تعداد شرکتکنندگان در راهپیماییها یا تجمعات مختلف تخمین زده شود تا مثلا پاسخی باشد به بعضی حرف و حدیثها درباره رفراندومهایی که برخی انتظار داشتند برگزار شود و نشد، اما در این چند روز، چیزی که رخ داد ربطی به رفراندوم نداشت و ماجرا کاملا متفاوت بود.
من نمیدانم ما چند نفر بودیم یا چند درصد مردم ایران بودیم، ولی میدانم آنچه وجود داشت، قدرتی عظیم داشت. این قدرت از دل سنگینترین عملیاتهای روانی و شناختی برای نابودی، بیرون آمده بود؛ درست مثل خود جمهوری اسلامی که گرچه از لحاظ تعداد و امکانات قابل مقایسه با ارتش بزرگ آمریکا نبود اما از پس یکی از بزرگترین عملیاتهای نظامی، زنده و سربلند بیرون آمد. من زیر آفتاب داغ مصلی، در ازدحام صفهای بازرسی، در جمعیت متراکم پشت درهای مترو که به امید ورود حاضر بودند ساعتها صبر کنند، در خستگی مسافران سفرهای طولانی از دورترین نقاط کشور، و در تمام مسیر تشییع، از میدان امام حسین(ع) تا آزادی، با آدمهایی همراه شدم که فهمیده بودند نمیتوانند پیکرها را بر خودرو ببینند، اما باز هم در مسیر مانده بودند.




