مادر شهید ماکان نصیری در جست‌وجوی یک بند انگشت

مادر شهید ماکان نصیری در جست‌وجوی یک بند انگشت

حجت‌الاسلام حامد امامی‌نژاد فعال فرهنگی درباره نخستین سفر خود به میناب اظهار داشت: هنگام ورود به میناب حوالی 3 یا 4 بعدازظهر پدری را دیدم که زیر آفتاب کنار قبر خاکی فرزندش نشسته بود؛ قبری که تنها با یک پرچم جمهوری اسلامی ایران مشخص شده بود.

 یک مادر شهید متولد سال ‌۷۵ و برخی پدران شهید ۲۸ تا ۳۳ساله هستند. در مواردی پدر و مادری که هر دو جوان بودند، دو پسر خود را از دست داده‌اند. یکی از این خانواده‌ها تعبیر زیبایی به‌کار برد و گفت: «خدا فکر کنم فرشته کم آورده و آمده در میناب چند فرشته بگیرد!» شب‌ها برای خانواده‌های شهدا سخنرانی و روضه برگزار می‌کردم. در یکی از شب‌ها که در گلزار شهدا سخنرانی داشتم، حدود ساعت 11شب، پدر و مادر‌ها به سمت ماشین‌های خود رفتند و لحاف و تشک آوردند و کنار قبر فرزندان‌شان خوابیدند. یک مادر شهید می‌گفت: «دختر 8ساله‌ام عادت داشت شب‌ها دستم را بگیرد تا بخوابد. حالا هر شب دستم را روی سنگ قبرش می‌گذارم و می‌گویم دخترم نگران نباش، مامان تا آخر پیشت می‌ماند.» مادر شهید ماکان نصیری هنوز در جست‌وجوی یک بند انگشت فرزندش است و هیچ ‌چیز نمی‌تواند او را از یاد او غافل کند.