میخواهند صدای خیابان را سانسور کنند
صداوسیما مانند بسیاری از ارگانهای دیگر، و چهبسا بیشتر از آنها، همواره در معرض انتقاد قرار دارد؛ زیرا دائما فعالیت دارد و بهطور مستمر در معرض دید مردم است. بنابراین، طبیعی است که اشخاص مختلف، متناسب با سلیقهها و رویکردهای متفاوت، انتظارات و انتقاداتی نسبت به آن مطرح کنند.
محمد حسین صبوری - فعال رسانه ای
با این حال، نکته اینجاست که جنس انتقادهایی که اخیرا مطرح میشود، با انتقادهای معمول تفاوت دارد. این انتقادها مشخصا متوجه فعالیتهای رسانهملی در ایام جنگ، از آغاز جنگ تاکنون، است.
موضوع بحث، سریالهای صداوسیما، برنامهسازی یا انتقادتی از جنس نقدهای ساختاری و امثالهم نبوده، بلکه مستقیم رویکرد سیاسی و رسانهای سازمان در 6-5ماه اخیر مورد هجمه قرار گرفته است. وقتی عملکرد صداوسیما در ایام جنگ و سخنانی را که در نقد این عملکرد مطرح میشود بررسی میکنیم، میبینیم یکی از اصلیترین کارهایی که صداوسیما در این دوره انجام داده و همچنان در حال انجام آن است، پوشش اخبار، تحولات و مواضع مردم در خیابانها و میادین شهر بوده؛ از پوشش تصویری حضور مردم گرفته تا نمایش پلاکاردها، گفتوگو با آنها، پخش شعارها و مداحیها و دیگر موارد مشابه. صداوسیما از روز نخست در این زمینه فعال بوده و بهطور مستمر این موضوعات را روی آنتن برده است. نکته دیگر، برنامههای کارشناسی و تحلیلی صداوسیما در ایام جنگ است.
بنابراین، اگر برخی افراد از عملکرد صداوسیما در ایام جنگ انتقاد میکنند، عمدتا حول همین دو محور است: یکی مربوط به پوشش اخبار و تحولات میدان و خیابان، و دوم تحلیلهای کارشناسی که در بررسی مسیر طی شده و تصمیماتی که در این مدت گرفته است. وقتی عملکرد را از این منظر ارزیابی میکنیم، میبینیم که آنتن صداوسیما توانسته به میزان قابل قبولی خطمشی رهبری را دنبال کرده و پوشش جامعی از صدای مردم مبعوث داشته است. از عصاره این انتقادات اینطور بر میآید که، مخالفان انتظار دارند صداوسیما روی سانسور و کانالیزه کردن فریاد خیابان و مجیزگویی چشمبسته از هر تصمیم و اقدامی با آنها وحدت کند! برای رسانهملی اینطور تجویز وحدت میکنند، که رسانهملی صرفا یک نگاه را پوشش دهد و نزدیک به ۲۰۰ شب، فقط مجیزگوی هر نوع تصمیمی باشد (خواه آن تصمیم درست باشد، خواه غلط یا ابهامانگیز). از نظر آنها، هر فرد دیگری، حتی یک مهمان بیرونی، کارشناس، مسئول، نماینده یا هر شخص دیگری که نگاه متفاوتی داشته باشد، نباید دعوت و یا باید صحبتهایش سانسور شود. این رویکرد تکصدا کردن درحالی مطرح میشود که عملا همین جریانات و شخصیتهای منتقد که اغلب حامی تفاهمنامه هستند، همه مشاورانشان هرکدام چندین برنامه تلویزیونی آمدند و هر حرفی داشتهاند زدهاند. باید توجه داشت که بسیاری از مشاوران لایه اول و حلقه نخست دولت و مجلس در برنامههای تلویزیونی در برنامههای تلویزیونی حضور یافتهاند که تعداد دفعات آن نیز کم نبوده است. علاوه بر این، گفتوگوهای ضبطشدهای نیز داشتهاند که پخش شده. بنابراین، مسأله این نیست که دیدگاه آنها پوشش داده نشده؛ مخالفتها برای سانسور کردن نگاه متفاوت از خودشان است. آنها میگویند خیابان باید سانسور شود، اشعار و شعارهایی که به تعبیر خودشان تند است نباید پخش شود! مردم باید سانسور شوند و اخبار میدان و خیابان باید مدیریتشده و کانالیزه پوشش داده شود. درواقع، انتقادشان به صداوسیماست که چرا خیابان را آنگونه که آنها میخواهند روایت نکرده است.
موضوع بحث، سریالهای صداوسیما، برنامهسازی یا انتقادتی از جنس نقدهای ساختاری و امثالهم نبوده، بلکه مستقیم رویکرد سیاسی و رسانهای سازمان در 6-5ماه اخیر مورد هجمه قرار گرفته است. وقتی عملکرد صداوسیما در ایام جنگ و سخنانی را که در نقد این عملکرد مطرح میشود بررسی میکنیم، میبینیم یکی از اصلیترین کارهایی که صداوسیما در این دوره انجام داده و همچنان در حال انجام آن است، پوشش اخبار، تحولات و مواضع مردم در خیابانها و میادین شهر بوده؛ از پوشش تصویری حضور مردم گرفته تا نمایش پلاکاردها، گفتوگو با آنها، پخش شعارها و مداحیها و دیگر موارد مشابه. صداوسیما از روز نخست در این زمینه فعال بوده و بهطور مستمر این موضوعات را روی آنتن برده است. نکته دیگر، برنامههای کارشناسی و تحلیلی صداوسیما در ایام جنگ است.
بنابراین، اگر برخی افراد از عملکرد صداوسیما در ایام جنگ انتقاد میکنند، عمدتا حول همین دو محور است: یکی مربوط به پوشش اخبار و تحولات میدان و خیابان، و دوم تحلیلهای کارشناسی که در بررسی مسیر طی شده و تصمیماتی که در این مدت گرفته است. وقتی عملکرد را از این منظر ارزیابی میکنیم، میبینیم که آنتن صداوسیما توانسته به میزان قابل قبولی خطمشی رهبری را دنبال کرده و پوشش جامعی از صدای مردم مبعوث داشته است. از عصاره این انتقادات اینطور بر میآید که، مخالفان انتظار دارند صداوسیما روی سانسور و کانالیزه کردن فریاد خیابان و مجیزگویی چشمبسته از هر تصمیم و اقدامی با آنها وحدت کند! برای رسانهملی اینطور تجویز وحدت میکنند، که رسانهملی صرفا یک نگاه را پوشش دهد و نزدیک به ۲۰۰ شب، فقط مجیزگوی هر نوع تصمیمی باشد (خواه آن تصمیم درست باشد، خواه غلط یا ابهامانگیز). از نظر آنها، هر فرد دیگری، حتی یک مهمان بیرونی، کارشناس، مسئول، نماینده یا هر شخص دیگری که نگاه متفاوتی داشته باشد، نباید دعوت و یا باید صحبتهایش سانسور شود. این رویکرد تکصدا کردن درحالی مطرح میشود که عملا همین جریانات و شخصیتهای منتقد که اغلب حامی تفاهمنامه هستند، همه مشاورانشان هرکدام چندین برنامه تلویزیونی آمدند و هر حرفی داشتهاند زدهاند. باید توجه داشت که بسیاری از مشاوران لایه اول و حلقه نخست دولت و مجلس در برنامههای تلویزیونی در برنامههای تلویزیونی حضور یافتهاند که تعداد دفعات آن نیز کم نبوده است. علاوه بر این، گفتوگوهای ضبطشدهای نیز داشتهاند که پخش شده. بنابراین، مسأله این نیست که دیدگاه آنها پوشش داده نشده؛ مخالفتها برای سانسور کردن نگاه متفاوت از خودشان است. آنها میگویند خیابان باید سانسور شود، اشعار و شعارهایی که به تعبیر خودشان تند است نباید پخش شود! مردم باید سانسور شوند و اخبار میدان و خیابان باید مدیریتشده و کانالیزه پوشش داده شود. درواقع، انتقادشان به صداوسیماست که چرا خیابان را آنگونه که آنها میخواهند روایت نکرده است.
تیتر خبرها




