تب جهانی احیای ویژند‌ها

تب جهانی احیای ویژند‌ها

چندی پیش، رسانه ملی از مجموعه‌آثاری رونمایی کرد که برخی در مرحله تولید و برخی دیگر آماده پخش بودند.

امیرحسین حیدری - جام جم آنلاین

نکته قابل‌توجه در میان این آثار، حضور نام‌های آشنا و برندهای قدیمی تلویزیون بود؛ موضوعی که در نگاه اول، گویای نگاه رو به گذشته صداوسیما به نظر می‌رسید. به واسطه همین اسامی هم بود که واکنش‌هایی نیز شروع شد مبنی بر این‌که دست رسانه‌ملی از ایده خالی است و دوباره دست به دامان نام‌هایی شده که امتحان خود را در مقابل مردم پس داده‌اند. اما این بازگشت به گذشته، نه به‌خاطر نبود ایده‌های جدید موفق، بلکه به‌دلیل یک استراتژی رسانه‌ای برای احیای عناوین محبوب گذشته و ایجاد خلق ارزشی دوباره است.
 پیوند حافظه فرهنگی و تصمیمات اقتصادی
بازسازی و بازگشت به داستان‌های آشنا، فرآیندی است که از ابتدا در تاریخ سینما و تلویزیون وجود داشته و دارد. این روند که در قالب‌های مختلفی مانند ریمیک، ریبوت و ... اتفاق می‌افتد بخشی از فرآیند تولید است که رابطه میان گذشته و حال، حافظه فرهنگی و تعلق نسلی مخاطبان را نیز شکل می‌دهند. بنابراین بازسازی یک فرانچایز سینمایی یا تلویزیونی را باید هم یک تصمیم صنعتی و اقتصادی و هم یک پدیده فرهنگی‌دانست.
 تجربه هالیوود در بازتعریف لایواکشن‌ها
برای درک بهتر این استراتژی بهتر است سری به هالیوود و بازسازی‌هایی که در آن اتفاق می‌افتد و بازارش گرم است بزنیم. مثلا با بررسی نسخه‌های لایواکشن «سیندرلا» یا «دیو و دلبر» این نکته را روشن می‌کنند که بازسازی‌ها، دنباله‌ها یا دیگر شکل‌های گسترده گسترش یک عنوان نمایشی در جهت بازتعریف آن برای شرایط جدید، عمر اقتصادی و فرهنگی آن است و حتی ارزش دوباره‌ای برای آن می‌سازد و جذابیت پیشین آن را افزایش می‌دهد.
 بازتولید معنا در بسترهای زمانی متفاوت
یکی از نمونه‌های مشهور تاریخی این استراتژی فیلم «A Star Is Bon» است که اولین‌بار در سال 1937 منتشر شد که خود از نظر مضمون و محتوا با فیلم قدیمی‌تری ارتباط نزدیکی داشت، اما چرخه خلق ارزش دوباره و بازسازی‌هایی که برای این عنوان رقم خود باعث شد تا در سال‌های 1954، 1976 و 2018 این فیلم با تیم بازیگری و کارگردانی جدید بارها ساخته شود. نسخه ۱۹۵۴ با جودی گارلند و جیمز میسون، نسخه ۱۹۷۶ با باربارا استرایسند و کریس کریستوفرسون و نسخه ۲۰۱۸ با لیدی گاگا و بردلی کوپر ساخته شدند.
نکته کلیدی آن‌که هر بازسازی، متناسب با زیست‌بوم صنعت سرگرمی و فرهنگ همان دوره تغییر یافت. نسخه ۱۹۷۶ با فضای موسیقی، جایگزین ساختار کلاسیک هالیوودی شد و نسخه ۲۰۱۸ نیز داستان را در فضای موسیقی معاصر بازتعریف کرد. بنابراین یک داستان ثابت می‌تواند در دوره‌های مختلف، معنای متفاوتی پیدا کند.
 تلاقی هویت کلاسیک و جذب مخاطب نسل نو
حال که با گوشه‌ای از این استراتژی رسانه‌ای که هدف‌های گوناگونی از اقتصاد تا فرهنگ را دنبال می‌کند آشنا شدیم، بهتر است نگاهی به سریال‌هایی که پخش آنها شروع شده است یا به‌زودی شروع می‌شوند داشته باشیم. 
به‌عنوان‌مثال سریال «کارآگاه علوی» که به‌عنوان یکی از آثار پلیسی معمایی محبوب تلویزیون شناخته می‌شود نخستین بار در سال 1375 روی آنتن تلویزیون رفت و به‌دنبال محبوبیت آن 18 سال بعد در قالب پرونده‌های جدید که بخشی از تاریخ معاصر ایران را روایت می‌کرد مهمان خانه‌های مردم شد.
 اکنون نیز این سریال با تیم بازیگری و کارگردانی جدید به ریشه‌های خود وفادار مانده اما درعین‌حال شخصیت‌های جدیدی را وارد فضای داستان خود کرده است تا بتواند مخاطب امروز تلویزیون را نیز به خود جذب کند. 
دیگر سریال تلویزیونی «مرد هزارچهره» است. این مجموعه که نخستین بار در نوروز 1387 پخش شد توانست نظر مخاطبان را جلب کند تا سال بعد دوباره به‌عنوان یک سریال نوروزی از رسانه‌ملی پخش شود. حالا پس از ۱۷سال، دوباره شاهد حضور «مسعود شصت‌چی» در تلویزیون هستیم. اگرچه هنوز اطلاعات دقیقی از داستان‌هایی که همراه با این شخصیت تجربه خواهیم کرد منتشر نشده، اما تیزر سریال نشان می‌دهد که تیم بازیگران اصلی در آن حضور دارند. با توجه به رویکرد همیشگی مهران مدیری در سریال‌سازی که همواره نسبت به وضعیت جامعه هوشیار بوده و در آثارش واکنش نشان داده است، می‌توان حدس زد که «مرد سه‌هزارچهره» نیز با قالبی مشابه به موضوعات روز جامعه بپردازد.