ایران شکست‌دادنی نیست 

حجت‌الاسلام شهاب مرادی از ابعاد اجتماعی پویش «جانفدا» می‌گوید‌ 

ایران شکست‌دادنی نیست 

پویش «جانفدا» با یک پرسش ساده اما سنگین آغاز شد؛ این‌که چه کسانی حاضرند برای دفاع از ایران، جان خود را فدا کنند.

پاسخ به این پرسش اما در حد یک واکنش محدود باقی نماند و خیلی زود از چند نفر و چند هزار نفر عبور کرد و به میلیون‌ها نفر رسید. بیش از ۳۰میلیون ایرانی در این پویش اعلام آمادگی کردند تا تصویری از یک مشارکت گسترده اجتماعی شکل بگیرد؛ مشارکتی که در ادامه، با استقبال از دوره‌های آموزش نظامی و امدادی، ابعاد دیگری پیدا کرد؛ تا جایی که این گستردگی مشارکت، بار دیگر توجه رهبر انقلاب را به‌خود جلب کرد. 
ایشان برای چندمین بار در پیامی به مناسبت هفته دفاع مقدس، با اشاره به حضور مردم در پویش «جانفدا» فرمودند: «بیش از ۳۰‌میلیون ایرانی جانفدایی خود را اعلام نمودند و آنگاه که برای نوعی سازماندهی بنابر اعلام مجدد حضور ایشان بود، تنها در ظرف ۱۰۰دقیقه نخست، بیش از 500هزار نفر ظرفیت خواسته‌شده را تکمیل کردند. هم‌اکنون در سرتاسر ایران اسلامی که مزین به حضور ایرانیان از اقوام متنوع است، اعلام آمادگی‌های مختلف و به‌خصوص آمادگی‌های مسلحانه وجود دارد تا آوردگاهی بسازد که ایشان را نام و دشمن‌شان را ننگ نصیب کند.» 
در چنین شرایطی جانفدا دیگر صرفا یک پویش مجازی نیست بلکه به بستری برای بروز تصویری از همبستگی اجتماعی و احساس تعلق به ایران تبدیل شده است. 
حجت‌الاسلام شهاب مرادی، چهره شناخته شده فرهنگی-اجتماعی و استاد دانشگاه، این پویش را یکی از نقاط عطف همبستگی اجتماعی و اثبات صفات عالیه مردم ایران می‌داند و معتقد است این حرکت، تصویری متفاوت از جامعه ایران را پیش روی افکار عمومی قرار داده است. 
وقتی میلیون‌ها نفر یک پاسخ مشترک می‌دهند 
شهاب مرادی معتقد است یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جانفدا، نشان دادن ظرفیت فداکاری و تعلق مردم ایران به کشورشان است. او با قدردانی از طراحان و مجریان این پویش می‌گوید: «این حرکت نشان داد برخلاف تصویری که دشمن و رسانه‌های معاند و افراد همسو با آنها از جامعه ایران ارائه می‌کنند، مردم ایران همچنان آمادگی فداکاری برای کشور خود را دارند و حتی حاضرند جان عزیزشان را در راه ایران فدا کنند.»  
او تاکید می‌کند که در سال‌های گذشته، برخی مخالفان جمهوری اسلامی و دشمنان ایران تلاش کرده‌اند این تصویر را القا کنند که مردم ایران نه‌تنها با جمهوری اسلامی بلکه با اصل کشور و تمامیت آن نیز احساس تعلقی ندارند و خواستار نابودی آن هستند. 
شهاب مرادی در همین زمینه می‌گوید: «بعضی از وطن‌فروش‌ها گفتند یا می‌گویند ایران را بمباران کنید. وقتی ترامپ ایران را بمباران می‌کند، برخی از او با تعابیری مانند «عمو ترامپ» یاد می‌کنند و درباره چهره‌هایی خبیث و خون‌ریز مانند نتانیاهو و ترامپ، با وجود اقدامات و جنایت‌های‌شان، از تعابیر عاطفی و مثبت استفاده می‌کنند؛ عباراتی که از سوی یک ایرانی وطن‌فروش به‌کار گرفته می‌شود و سپس تلاش می‌کنند چنین ادبیاتی را در رسانه‌ها به کل جامعه ایران  تعمیم دهند.»  
مرادی معتقد است پویش «جانفدا» در نقطه مقابل چنین روایت‌هایی قرار گرفته و نشان داده است که تعلق به ایران و آمادگی برای دفاع از آن، همچنان ظرفیتی جدی در جامعه ایرانی است. زیرا نقطه آغاز آن، یک پرسش روشن درباره دفاع از کشور بود: «اگر دشمن حمله کند و قصد حمله زمینی داشته باشد؛ دشمنی که تهدید تجزیه ایران، تغییر نام خلیج فارس یا تنگه هرمز و تعرض به شهرهای کشور را مطرح کرده. چه کسی حاضر است برای دفاع از ایران شخصا وارد میدان شود؟»  
به گفته مرادی، این پرسش از همان آغاز با استقبال گسترده مردم روبه‌رو شد و دامنه اعلام آمادگی‌ها به‌سرعت گسترش یافت به‌گونه‌ای که در ساعت شروع آن از «یک نفر، دو نفر و هزار نفر» عبور کرد و خیلی زود میلیونی شد و در نهایت بیش از ۳۰میلیون نفر برای فداکاری و جانبازی در دفاع از ایران عزیز اعلام آمادگی کردند. 
پیام «جانفدا» از همان ابتدا روشن بود 
مرادی تفاوت جانفدا را در صراحت پیام آن می‌داند. او معتقد است این پویش از ابتدا تکلیف مخاطب را روشن کرده و وعده‌ای برای امتیاز، منفعت یا حضور نمادین در آن حضور نداشته‌است.  
او با اشاره به برخی روایت‌های مغرضانه مربوط به بسیج نیروهای مردمی در گذشته می‌گوید: «گاهی انتقاد می‌شد که به افراد گفته شده بود برای کمک در پشت جبهه حضور پیدا کنند اما بعد به جبهه اعزام شدند و به شهادت رسیدند.» 
به اعتقاد مرادی، جانفدا از همان ابتدا بدون هیچ ابهامی پرسید: «چه کسی حاضر است جانش را برای ایران فدا کند؟»