تمدن ایران، فراتر از فهم آمریکا
میان سیاست و تفکر یک رابطه وجود دارد. سیاست نمیتواند تفکر را تعیین کند. آقای روبیو یک چهره سیاسی است، چهره علمی نیست؛ فیلسوف نیست، آکادمیسین نیست. لذا حرفهایش بهاندازه یک پول سیاه ارزش ندارد و از لحاظ فرهنگی و فکری هیچ ارزشی ندارد.
دکتر بیژن عبدالکریمی - استاد دانشگاه
او نماینده یک سیستم غارتگر است و درواقع، بابت جایگاهی که دارد، مثل یک مزدور عمل میکند. این با اندیشمند و متفکری که خواهان فهم حقایق جهان است، تفاوت دارد.
در کنش سیاسی غربی، اراده معطوف به قدرت است، نه اراده معطوف به حقیقت. لذا آنها اول تصمیم میگیرند و بعداً برای تصمیم خود justification، یعنی توجیه یا ایدئولوژی، میسازند.
آنها قصد حمله به ایران را داشتند و همچنان قصد حمله به ایران را دارند و درکی از اهمیت فرهنگ و تمدنها ندارند. مسألهشان، به یک معنا، مسأله تمدنی نیست؛ مسألهشان نفت، سیطره بر هاب و مرکز انرژی جهان، کنترل چین و کنترل روسیه است و الان ایران یک مانع است. یعنی اگر ایران امروز یک تمدن مسیحی، یهودی یا هندی هم بود، ولی مانع تحقق اهداف امپریالیسم آمریکایی میشد، بهانه دیگری پیدا میکردند و در واقع توجیه دیگری میساختند.
البته در این میان، یک نکته فرهنگی و تمدنی وجود دارد. روبیو، علیرغم اینکه با فرهنگ آشنایی ندارد، در مورد ایران صحبت کرد. احتمالا این مطالب را با کمک هوش مصنوعی نوشته بود؛ درواقع، اطلاعاتی بود که هوش مصنوعی در اختیارش قرار داده بود وگرنه سواد این را نداشت که بخواهد درباره تاریخ ایران و رابطه ایران با روم و یونان صحبت کند.
واقعیت این است که ایران امروز به یک ایده تبدیل شده است. این مسألهای تمدنی است. امروز ایران بهعنوان یک کشور، در برابر نظام سلطه غربی و نظام بردگی تمدن غربی ایستاده است و این ایده، به تمدن ما برمیگردد.
یعنی ایران هیچگاه بردگی را تجربه نکرده است. ما تنها کشوری هستیم که در کشورمان، در سرزمینمان، بردگی وجود نداشته است؛ درحالیکه غربیها تا قرن نوزدهم، در آمریکا، برده داشتند. ما ایرانیها هیچوقت بتپرست نبودیم و ایران یکی از بزرگترین کانونهای معنوی، فرهنگی و تمدنی جهان بوده است.
در چنین بافتی، در چنین سیاقی، کشوری مثل ایران درواقع به نظام سلطه «نه» گفته است. ترامپ و همدستانش درکی از تمدن ندارند، ولی این ایده که یک کشور آنتیسیستم باشد از نظر این این گروه غارتگر بسیار خطرناک تلقی میشود. این ایده، درواقع، ایده مقابله با نظام سلطه است؛ ایدهای که به زعم آنها باید به هر شکلی سرکوب شود و آنها نیز آن را خطرناک میبینند.
سیطره آمریکا و بهطور کلی غرب بر جهان به خطر افتاده است و این همان چیزی است که باعث شده روبیو این حرفهای بیمعنا را مطرح کند.
نکته دیگر اینکه روبیو هنوز به آن سطح از بلوغ فکری نرسیده است که بداند ظهور و نابودی تمدنها به اراده قدرتهای سیاسی نیست. صرف قدرت سیاسی نمیتواند یک تمدن را به وجود بیاورد و صرف قدرت سیاسی نیز نمیتواند یک تمدن را از بین ببرد.
نظریه جنگ تمدنها در حوزه روابط بینالملل هم نوعی صورتبندی از مسائل پیچیده روابط بینالملل است. واقعیتش این است که نظریه هانتینگتون از عمق علمی چندانی برخوردار نیست.
در واقع، تمدن کنفوسیوسی یا تمدن چینی و تمدن هندی که هانتینگتون میگفت در برابر تمدن غرب خواهند ایستاد، امروز تا حد زیادی جذب تمدن غربی شدهاند. غربزدگی جهانی بر آنها هم سیطره دارد. حتی روسها هم، درواقع، به نحوی، با منطقی زندگی میکنند که تفاوت چندانی با منطق غربی ندارد.
در کنش سیاسی غربی، اراده معطوف به قدرت است، نه اراده معطوف به حقیقت. لذا آنها اول تصمیم میگیرند و بعداً برای تصمیم خود justification، یعنی توجیه یا ایدئولوژی، میسازند.
آنها قصد حمله به ایران را داشتند و همچنان قصد حمله به ایران را دارند و درکی از اهمیت فرهنگ و تمدنها ندارند. مسألهشان، به یک معنا، مسأله تمدنی نیست؛ مسألهشان نفت، سیطره بر هاب و مرکز انرژی جهان، کنترل چین و کنترل روسیه است و الان ایران یک مانع است. یعنی اگر ایران امروز یک تمدن مسیحی، یهودی یا هندی هم بود، ولی مانع تحقق اهداف امپریالیسم آمریکایی میشد، بهانه دیگری پیدا میکردند و در واقع توجیه دیگری میساختند.
البته در این میان، یک نکته فرهنگی و تمدنی وجود دارد. روبیو، علیرغم اینکه با فرهنگ آشنایی ندارد، در مورد ایران صحبت کرد. احتمالا این مطالب را با کمک هوش مصنوعی نوشته بود؛ درواقع، اطلاعاتی بود که هوش مصنوعی در اختیارش قرار داده بود وگرنه سواد این را نداشت که بخواهد درباره تاریخ ایران و رابطه ایران با روم و یونان صحبت کند.
واقعیت این است که ایران امروز به یک ایده تبدیل شده است. این مسألهای تمدنی است. امروز ایران بهعنوان یک کشور، در برابر نظام سلطه غربی و نظام بردگی تمدن غربی ایستاده است و این ایده، به تمدن ما برمیگردد.
یعنی ایران هیچگاه بردگی را تجربه نکرده است. ما تنها کشوری هستیم که در کشورمان، در سرزمینمان، بردگی وجود نداشته است؛ درحالیکه غربیها تا قرن نوزدهم، در آمریکا، برده داشتند. ما ایرانیها هیچوقت بتپرست نبودیم و ایران یکی از بزرگترین کانونهای معنوی، فرهنگی و تمدنی جهان بوده است.
در چنین بافتی، در چنین سیاقی، کشوری مثل ایران درواقع به نظام سلطه «نه» گفته است. ترامپ و همدستانش درکی از تمدن ندارند، ولی این ایده که یک کشور آنتیسیستم باشد از نظر این این گروه غارتگر بسیار خطرناک تلقی میشود. این ایده، درواقع، ایده مقابله با نظام سلطه است؛ ایدهای که به زعم آنها باید به هر شکلی سرکوب شود و آنها نیز آن را خطرناک میبینند.
سیطره آمریکا و بهطور کلی غرب بر جهان به خطر افتاده است و این همان چیزی است که باعث شده روبیو این حرفهای بیمعنا را مطرح کند.
نکته دیگر اینکه روبیو هنوز به آن سطح از بلوغ فکری نرسیده است که بداند ظهور و نابودی تمدنها به اراده قدرتهای سیاسی نیست. صرف قدرت سیاسی نمیتواند یک تمدن را به وجود بیاورد و صرف قدرت سیاسی نیز نمیتواند یک تمدن را از بین ببرد.
نظریه جنگ تمدنها در حوزه روابط بینالملل هم نوعی صورتبندی از مسائل پیچیده روابط بینالملل است. واقعیتش این است که نظریه هانتینگتون از عمق علمی چندانی برخوردار نیست.
در واقع، تمدن کنفوسیوسی یا تمدن چینی و تمدن هندی که هانتینگتون میگفت در برابر تمدن غرب خواهند ایستاد، امروز تا حد زیادی جذب تمدن غربی شدهاند. غربزدگی جهانی بر آنها هم سیطره دارد. حتی روسها هم، درواقع، به نحوی، با منطقی زندگی میکنند که تفاوت چندانی با منطق غربی ندارد.
تیتر خبرها
-
بانوان ایران؛ پیشگامان مقاومت
-
صدای ایران از ایروان
-
تحقیر اسرائیل در باکو
-
تمدن ایران، فراتر از فهم آمریکا
-
دیدار اعضای دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب با جانباز جنگ سوم تحمیلی
-
تقدیر قالیباف از اظهارات مجید مجیدی در بوسان
-
طرحهای عملیاتی ارتش برای دورتر کردن ناوهای آمریکایی
-
کمک 3000 میلیارد تومانی مردم پایتخت در رزمایش همدلی




