افول رویای آمریکا و جمهوریخواهان و ترامپ
خیز سیطره و هژمونی جهانی و نظام تکقطبی از سوی جمهوریخواهان از دوره بوش پسر شروع شد و با ساخت یک نمایش تروریستی در 11 سپتامبر، دوره کلینتون را با بازی مبارزه با تروریسم، قواعد جهانی جدیدی تعریف کرد و تقریبا همه بازیگران جهانی را منفعل کرد و با اشغال افغانستان و عراق و گره زدن رویای قدرت برتر جهانی با صهیونیستها، حامیان دموکرات صهیونیستها را به حاشیه برد، به طوری که در دوره اوباما به سطحی از چالش با صهیونیسم بینالملل و اسرائیل رسیدند. ولی ماجراجویی پرهزینه جنگی و سیاستهای رفتاری مخاطره آمیز در جهان، آمریکا را وارد چالش بحران اقتصادی کرد. در دوره بوش پسر، جمهوریخواهان با سوار شدن بر قواعد و قوانین بینالمللی، هژمونی نظام تکقطبی را در دسترس میپنداشتند و در نهایت فقط به یک یا چند شوک در سیاستهای بینالمللی بسنده کردند و تلاش میکردند متحدان خود را اقناع و همراه کنند اما در در واقع در اولین دوره ترامپ بود که جمهوریخواهان عدم تبعیت از سنتهای رایج در سیاست خارجی و داخلی آمریکا تست کردند.
هادی محمدی - تحلیلگر مسائل سیاسی
در واقع با خروج آمریکا از برخی سازمانها بینالمللی و عدم تبعیت الگوهای سابق تعاملی با جهان در دوره اول ترامپ ما با یک فرار به جلو از سوی آمریکا مواجهه شدیم که ویژگیهای یک بازی ناتمام و ناقص را نشان میداد ولی در دوره دوم ریاست ترامپ، خروج از ساختارهای سنتی قدرت در داخل آمریکا و عبور از همه قواعد و قوانین مبنای رفتاری ترامپ و آمریکا با شدت تمام صورت گرفت که به معنی پوستاندازی در تمام سازمانهای بینالمللی، قوانین و ماهیت آن بود و هدف را به جای نظام تکقطبی در ایجاد نظم یک دیکتاتوری جهانی با محوریت آمریکا تعریف میکرد. این در حالی بود که آمریکای ترامپ، دیگر در شرایط و توانمندیهای گذشته قرار نداشت و توازن قدرت در مقابل قدرتهای نوظهور یا قدرتهای جهانی، شکل سابق را نداشت.رژیم صهیونی نیز که موتور محرک تفکر و اندیشه حاکمان کاخ سفید و تیم ترامپ را تشکیل میداد، در شرایط گذشته نبود و یک سیلی موجودیتی در دکترین و استراتژیهای امنیتی و نظامی در طوفانالاقصی و 7 اکتبر 2023 دریافت کرده بودند. ترامپ و صهونیستهای بیرمق، تنها راه ادامه استراتژی سیطره بر جهان با دیکتاتوری جهانی را با فرار به جلو و باطل کردن همه قوانین و قواعد جهانی امکانپذیر دانستند. به همین دلیل حمله به ایران که همواره از سوی تمامی روسای جمهور آمریکا یک خط قرمز تلقی میشد و حتی در شبیهسازیهای جنگی در خلیج فارس از سوی پنتاگون، به نتایج فاجعهبار نظامی رسیده بودند و راهبرد مهار و فرسایش را اولویت میدانستند، در یک راهبرد در برنامه هجومی نظامی در دستور کار ترامپ و نتانیاهو قرار گرفت. این زوج شیطانی حتی قواعد رفتاری را دوستان سنتی خود را زیرپا گذاشتند و در رویای نامگذاری و تصاحب جهان بهنام ترامپ و صهیونیستها، راهبرد خود را در دو رکن زیر دنبال کردند: جنگ شناختی مبتنی بر اظهارت فریبکارانه و دروغگویی و پهلواننمایی و طرح بی شرمانه خواستههای طمعورزانه برای بلعیدن دیگران که بیانگر سرمستی و خودشیفتگی آسشکار بود ، در کنار قتل و ویرانی و نسلکشی و عبور از همه خطقرمزهای گذشته جهانی با «تکیه بر قدرت و زور» دو رکن رفتاری ترامپ و نتانیاهو را شکل میدهد. در همین مسیر است که ترامپ زنگزور، خلیج مکزیک، کانادا، تنگه هرمز و ... را به نام خود زد و تحقق رویای صهیونی اسرائیل بزرگ را در دستور فوری قرار داد.در امتداد این راه به عم خودشان آمده بودند تا ایران وتمدن مردم ایران را نابود کنند و بر غرب آسیا حاکم شوند و سند منطقه را به نام اسرائیل بزنند و برای چین و روسیه خط و نشان کشیدند و دوستان غربی خود را به قبول اطاعت کامل وادارند.این رویاهای شیرین، امروز آنچنان تلخ و وارونه محقق شده که حتی آمریکا در مقابل ایران و دوستان عرب ترامپ در مقابل انصارالله و ارتش یمن و رژیم صهیونی در مقابل حزبالله لبنان در کابوس بهسر میبرد و «هرآنچه در جنگ شناختی بافته بودند، رشته شد.» بحران اقتصادی و مالی از بحران معیشت و انرژی در آمریکا و غرب شروع و توسعهیافته و تنگههای هرمز و بابالمندب و شاخصهای بحران در آمریکا و غرب در دست ایران و جبهه مقاومت است و ترامپ را به التماس در مقابل پوتین کشیده تا مقداری گازوئیل به آمریکا و اروپا صادر کند ولی انگلیس و حتی زلنسکی برای ترامپ، تره هم خرد نمیکنند.