شرایط تداوم حضور پایدار و متنوع ملت مبعوث

شرایط تداوم حضور پایدار و متنوع ملت مبعوث

تداوم تجمعات شبانه را نباید تنها حاصل گذر زمان دانست‌؛ آنچه یک کنش جمعی را زنده نگه می‌دارد، ترکیبی از احساس تهدید جمعی، پیوند اجتماعی، تکرار آیینی و انتظار پاسخ است. تحلیل درست این پدیده، بیش از شمارش شب‌ها، به شناخت سازوکارهای دوام و مطالبه‌های پنهان در آن نیاز دارد. 

محمدمهدی اسماعیلی | وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی

نخستین برداشت از هر تجمع خیابانی، نمایشی بودن آن است‌ اما تجمعی که ماه‌ها ادامه می‌یابد، از سطح نمایش فراتر می‌رود و به یک ساختار اجتماعی کوچک تبدیل می‌شود. در چنین ساختاری، افراد برای تجربه «با‌هم‌بودن» حاضر می‌شوند. احساس تعلق به سرزمین، نگرانی از تهدید بیرونی و هم‌دلی با دیگران، سه انگیزه آشکار در این نوع حضورند. خیابان در این حالت کارکردی دوگانه دارد: هم محل ابراز هویت است و هم کانال انتقال پیام به جامعه و نهادهای تصمیم‌گیر. 
دوام این کنش‌ها بیش از هر چیز به توان بازتولید خودشان وابسته است. تکرار آیینی، هزینه حضور را برای‌فرد کاهش می‌دهد و ورود تازه‌واردان را آسان می‌کند. شبکه‌های دوستی، خانواده و همکاری، مسیر اصلی انتقال دعوت‌اند‌؛ زیرا فراخوان چهره‌به‌چهره از تبلیغ رسمی اثر بیشتری دارد. در سوی دیگر، انتشار تصاویر و روایت‌ها حس همبستگی را به شهرهای دیگر منتقل می‌کند‌؛ هرچند بازتاب رسانه‌ای به‌تنهایی معیار اندازه و ترکیب واقعی شرکت‌کنندگان نیست. سه عامل فرسودگی، ترس از پیامد و نبود نتیجه ملموس، همان اندازه که می‌توانند هر حرکت جمعی را به حاشیه برانند، در اینجا نیز ریسک اصلی‌اند. پیام این حضور را می‌توان در سه لایه خواند: تأکید بر استقلال و دفاع از کشور، اعلام همبستگی در روزگار نااطمینانی، و یادآوری نقش مردم در سرنوشت عمومی. 
اگر پیام وحدت قرار است پایدار بماند، حضور میدانی باید پایدار، متنوع و فراگیر در میدان و خیابان باشد‌؛ یعنی امکان مشارکت محترمانه برای گرایش‌ها و سلایق گوناگون و رنگارنگ فراهم شود. 
صاحبان مناصب سیاسی نیز نباید میدان را فقط عرصه سیاهی‌لشکر ببینند‌؛ مردم فرستادگان و حاملان اصلی ارزش‌های نهضت‌اند و حق نظارت، اعتراض، تذکر و مطالبه دارند. در غیر این صورت، همان انرژی که همبستگی می‌سازد، می‌تواند به شکاف تبدیل شود. 
درباره مطالبه‌ها باید میان شعار لحظه‌ای و خواسته پایدار تمایز گذاشت. امنیت، حفظ استقلال، حمایت از مدافعان کشور و پاسخگویی مسئولان ممکن است در صدر فهرست باشند‌ اما باید پذیرفت مردم می‌توانند همزمان خواهان امنیت و نیز رسیدگی جدی به معیشت، عدالت، شفافیت و کیفیت اداره کشور باشند. 
در این چارچوب، حضور میدانی را می‌توان نقطه تبدیل تهدید به فرصت دانست. همه بحران‌ها و تهدیدهای پیش‌رو ی انقلاب، با حضور در میدان به فرصت تبدیل شد‌؛ انتخاب و بیعت با رهبری سوم، جلوگیری از آشوب‌های طراحی‌شده، مدیریت دیپلماسی و انذار دشمنان، و یأس و ناامیدی دشمنان خارجی، ارکان این تبدیل‌اند. در دیدار رئیس مجلس با رهبر انقلاب نیز بر «استمرار حضور آگاهانه و بازدارندۀ ملت مبعوث در تجمعات میدانی» تاکید شد‌؛ تاکیدی که همزمان تنظیم‌کننده، تثبیت‌کننده و بازدارنده است. با این حال، این بازدارندگی نباید به بستن مسیر مطالبه‌های درونی تفسیر شود‌؛ همان‌گونه که در همان دیدار، «گره‌گشایی از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم» نیز مورد تأکید قرار گرفت. 
مهم‌ترین دستاورد این شب‌ها شاید بازیابی اعتماد به امکان کنش مشترک باشد‌ اما این اعتماد تنها زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود که حضور میدانی پایدار، متنوع و فراگیر بماند و به نهادها، رسانه‌ها و سازوکارهای شنیدن صدا راه یابد. پایداری بدون پاسخ عملی به مطالبه‌ها به فرسودگی می‌رسد‌؛ تنوع بدون مشارکت محترمانه به شکاف تبدیل می‌شود‌؛ و فراگیری بدون پذیرش حق نظارت، اعتراض، تذکر و مطالبه، به حضور کم اثر تنزل می‌یابد.