اوباما: ایران قدرت وتو دارد
جنگ آمریکا و رژیمصهیونیستی علیه ایران در حالی به یکی از مهمترین موضوعات مناقشه سیاسی در ایالات متحده تبدیل شده که تنها چندروز تا انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶ باقیمانده است. دراینمیان، افزایش قیمت سوخت، نگرانی از طولانیشدن درگیریها، تلفات نظامی و ابهام درباره اهداف نهایی جنگ، فشار بر دولت دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه را افزایش داده است.
عبدالرضا هادیزاده نائینی | دبیر گروه سیاسی
همزمان، نظرسنجیهای منتشرشده از کاهش حمایت عمومی از جنگ و افت جایگاه سیاسی ترامپ حکایت دارند. براساس نظرسنجیها، میزان تایید عملکرد ترامپ به ۳۱ درصد رسیده و دموکراتها در ترجیح عمومی رایدهندگان برای انتخابات کنگره، با فاصله ۴۷ به ۳۵ درصد از جمهوریخواهان پیش افتادهاند. نظرسنجیها همچنین نشان میدهد که ۶۸ درصد پاسخدهندگان از عملکرد اقتصادی ترامپ ناراضیاند.
اقرار به قدرت وتوی ایران در تنگه هرمز
در چنین فضایی، باراک اوباما روز گذشته، در گردهماییهای انتخاباتی دموکراتها در کلیولند و دیترویت، جنگ علیه ایران را هدف انتقاد قرار داد و آن را یکی از مصادیق تصمیمگیری نادرست دولت ترامپ دانست. او همچنین با اشاره به پیامدهای نظامی و اقتصادی جنگ و افزایش قدرت ایران برای اثرگذاری بر تردد دریایی در تنگه هرمز، گفت: «ایران اکنون بر تنگه هرمز، جایی که نفت از آن به بازار جهانی منتقل میشود، قدرت وتو دارد.»اوباما در دفاع از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نیز خروج ترامپ از برجام را به آغاز جنگ پیوند داد و گفت: «ایران سلاح هستهای نداشت، زیرا من توافقی برقرار کرده بودم که همه اذعان داشتند مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای میشد. برای اینکار لازم نبود حتی یک موشک شلیک کنم؛ فقط باید وارد تعامل دیپلماتیک میشدم.» او سپس با اشاره به حملات علیه پایگاههای آمریکا و متحدانش، کشتهشدن نظامیان آمریکایی، زخمیشدن صدها نفر و کاهش ذخایر موشکی آمریکا، سیاست دولت کنونی این کشور را زیر سؤال برد.
اوباما همچنین در جریان رقابتهای انتخاباتی، دولت ترامپ را به فساد، بیکفایتی و بیتوجهی به مشکلات اقتصادی مردم متهم کرد و انتخابات سوم نوامبر را فرصتی برای مهار قدرت رئیسجمهور جمهوریخواه دانست. او در دیترویت، انتخابات میاندورهای را به یک «مدار قطعکننده» تشبیه کرد که میتواند دستکم بخشی از تصمیمهای نادرست دولت را مهار کند.
وقتی جنگ خارجی به بحران داخلی آمریکا تبدیل میشود
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ علیه ایران، تبدیلشدن آن به یک مساله تعیینکننده در سیاست داخلی آمریکاست. ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ با وعده کاهش هزینههای زندگی و پرهیز از درگیریهای نظامی طولانیمدت به قدرت بازگشت اما جنگی که با حملات آمریکا و رژیمصهیونیستی علیه ایران آغاز شد، اکنون با افزایش هزینههای انرژی، تلفات نظامی و نگرانی از گسترش بحران همراه شده است. این وضعیت تناقضی جدی میان وعدههای انتخاباتی ترامپ و عملکرد دولت او ایجاد کرده است. رئیسجمهوری که قرار بود آمریکا را از جنگهای پرهزینه دور نگه دارد، اکنون باید به رایدهندگان توضیح دهد که چرا کشور وارد درگیریای شده که پایان روشنی برای آن دیده نمیشود و آثار اقتصادیاش مستقیما بر زندگی خانوارهای آمریکایی تاثیر میگذارد.
ایران محور رقابت جمهوریخواهان و دموکراتها
انتخابات سوم نوامبر برای تعیین ترکیب آینده کنگره، آزمونی مهم برای دولت ترامپ بهشمار میرود. جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت خود با فشارهایی در حوزه اقتصاد، هزینه زندگی و سیاست خارجی روبهرو هستند و دموکراتها تلاش میکنند نارضایتی از عملکرد دولت را به افزایش مشارکت هواداران خود تبدیل کنند.
در این چارچوب، جنگ ایران به یکی از برجستهترین موضوعات کارزارهای انتخاباتی تبدیل شده است. اوباما در سخنرانیهای اخیر خود، از رایدهندگان خواسته با رایدادن، توازن قدرت را در واشنگتن تغییر دهند.
اهمیت این موضعگیری در آن است که اوباما صرفا از موضع یک رئیسجمهور پیشین درباره یک بحران خارجی صحبت نمیکند؛ او میکوشد پیامدهای جنگ را به موضوعی برای بسیج سیاسی دموکراتها تبدیل کند. بهبیان دیگر، افزایش هزینههای جنگ و نارضایتی از آن به بخشی از استدلال انتخاباتی مخالفان ترامپ تبدیل شده است.
تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپلیتیکی ایران در برابر فشار نظامی
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال انرژی جهان است و اهمیت آن از موقعیت جغرافیایی، حجم عبور نفت و گاز و وابستگی بازارهای جهانی به امنیت کشتیرانی در این مسیر ناشی میشود.
پیش از جنگ، حدود یکپنجم جریان جهانی نفت و فرآوردههای مرتبط از این گذرگاه عبور میکرد. انسداد تنگه هرمز منجربه کاهش جدی تردد نفتکشها و افزایش هزینه حملونقل و بیمه دریایی شده، عرضه انرژی را تحت فشار قرار داده و بازارهای جهانی را با نوسان مواجه کرده است.
بههمین دلیل، حتی احتمال اختلال در عبور کشتیها میتواند بر محاسبات دولتها و شرکتهای انرژی اثر بگذارد. این همان بعدی از قدرت ژئوپلیتیکی ایران است که در تعبیر اوباما درباره «قدرت وتو» بازتاب یافته است.
برای ایران، این موقعیت ظرفیت مهمی در معادلات بازدارندگی و چانهزنی ایجاد کرده است؛ تاجاییکه تبدیل این ظرفیت به دستاورد سیاسی پایدار در دستور کار تهران است.
بازگشت مناقشه دیپلماسی و جنگ به سیاست آمریکا
دفاع دوباره اوباما از برجام، بعد دیگری از اختلاف سیاسی بر سر جنگ ایران را آشکار میکند. او برجام را نمونهای از امکان محدودسازی برنامه هستهای ایران از مسیر مذاکره معرفی میکند و خروج ترامپ از توافق را یکی از زمینههای شکلگیری بحران کنونی میداند. طرح دوباره برجام در کارزار انتخاباتی آمریکا نشان میدهد که جنگ کنونی بار دیگر این پرسش را به مرکز مناقشه سیاسی بازگردانده است که آیا امنیت مورد ادعای واشینگتن با فشار نظامی بیشتر تامین میشود، یا مذاکره میتواند هزینههای کمتری داشته باشد و از گسترش بحران جلوگیری کند؟
این پرسش بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که جنگ، علاوه بر هزینههای نظامی، به افزایش قیمت انرژی و تشدید اختلافات داخلی آمریکا منجر شود.
هرمز، جنگ و صندوق رای
اظهارات اوباما درباره قدرت وتوی ایران در تنگه هرمز، در کنار افت محبوبیت ترامپ و کاهش حمایت عمومی از جنگ، تصویری از فشارهای همزمان بر دولت آمریکا ارائه میدهد. جنگی که با ادعای افزایش امنیت آغاز شد، اکنون به مسالهای مهم در حوزه اقتصاد، امنیت انرژی و رقابت انتخاباتی تبدیل شده است.
برای جمهوریخواهان، خطر اصلی آن است که جنگ طولانی و هزینههای آن، وعدههای انتخاباتی ترامپ درباره کاهش هزینه زندگی و پرهیز از درگیریهای پرهزینه را زیر سؤال ببرد. برای دموکراتها نیز این بحران فرصتی فراهم کرده تا نارضایتی عمومی را به ابزاری برای کسب کرسیهای بیشتر در کنگره تبدیل کنند.
آنچه نظرسنجیها تاکنون نشان دادهاند، کاهش حمایت از جنگ، افت محبوبیت ترامپ و برتری دموکراتها در ترجیح عمومی رایدهندگان است. در بعد راهبردی نیز تنگه هرمز بار دیگر نشان داده است که قدرت در منطقه صرفا با شمار تسلیحات و توان تخریب سنجیده نمیشود. موقعیت جغرافیایی، امنیت مسیرهای انرژی و توان اثرگذاری بر اقتصاد جهانی در موازنه قدرت نقش ویژهای دارند.
در نهایت، اهمیت سخنان اوباما تنها در انتقادش از ترامپ نیست؛ بلکه در پرسشی است که این اظهارات در برابر سیاستگذاران آمریکایی قرار میدهد: اگر جنگ قرار بود قدرت و امنیت آمریکا را افزایش دهد، چرا هزینههای آن به یکی از چالشهای اصلی دولت در آستانه انتخابات تبدیل شده و چرا تنگه هرمز همچنان در محاسبات راهبردی واشنگتن نقشی تعیینکننده دارد؟
اقرار به قدرت وتوی ایران در تنگه هرمز
در چنین فضایی، باراک اوباما روز گذشته، در گردهماییهای انتخاباتی دموکراتها در کلیولند و دیترویت، جنگ علیه ایران را هدف انتقاد قرار داد و آن را یکی از مصادیق تصمیمگیری نادرست دولت ترامپ دانست. او همچنین با اشاره به پیامدهای نظامی و اقتصادی جنگ و افزایش قدرت ایران برای اثرگذاری بر تردد دریایی در تنگه هرمز، گفت: «ایران اکنون بر تنگه هرمز، جایی که نفت از آن به بازار جهانی منتقل میشود، قدرت وتو دارد.»اوباما در دفاع از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نیز خروج ترامپ از برجام را به آغاز جنگ پیوند داد و گفت: «ایران سلاح هستهای نداشت، زیرا من توافقی برقرار کرده بودم که همه اذعان داشتند مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای میشد. برای اینکار لازم نبود حتی یک موشک شلیک کنم؛ فقط باید وارد تعامل دیپلماتیک میشدم.» او سپس با اشاره به حملات علیه پایگاههای آمریکا و متحدانش، کشتهشدن نظامیان آمریکایی، زخمیشدن صدها نفر و کاهش ذخایر موشکی آمریکا، سیاست دولت کنونی این کشور را زیر سؤال برد.
اوباما همچنین در جریان رقابتهای انتخاباتی، دولت ترامپ را به فساد، بیکفایتی و بیتوجهی به مشکلات اقتصادی مردم متهم کرد و انتخابات سوم نوامبر را فرصتی برای مهار قدرت رئیسجمهور جمهوریخواه دانست. او در دیترویت، انتخابات میاندورهای را به یک «مدار قطعکننده» تشبیه کرد که میتواند دستکم بخشی از تصمیمهای نادرست دولت را مهار کند.
وقتی جنگ خارجی به بحران داخلی آمریکا تبدیل میشود
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ علیه ایران، تبدیلشدن آن به یک مساله تعیینکننده در سیاست داخلی آمریکاست. ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ با وعده کاهش هزینههای زندگی و پرهیز از درگیریهای نظامی طولانیمدت به قدرت بازگشت اما جنگی که با حملات آمریکا و رژیمصهیونیستی علیه ایران آغاز شد، اکنون با افزایش هزینههای انرژی، تلفات نظامی و نگرانی از گسترش بحران همراه شده است. این وضعیت تناقضی جدی میان وعدههای انتخاباتی ترامپ و عملکرد دولت او ایجاد کرده است. رئیسجمهوری که قرار بود آمریکا را از جنگهای پرهزینه دور نگه دارد، اکنون باید به رایدهندگان توضیح دهد که چرا کشور وارد درگیریای شده که پایان روشنی برای آن دیده نمیشود و آثار اقتصادیاش مستقیما بر زندگی خانوارهای آمریکایی تاثیر میگذارد.
ایران محور رقابت جمهوریخواهان و دموکراتها
انتخابات سوم نوامبر برای تعیین ترکیب آینده کنگره، آزمونی مهم برای دولت ترامپ بهشمار میرود. جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت خود با فشارهایی در حوزه اقتصاد، هزینه زندگی و سیاست خارجی روبهرو هستند و دموکراتها تلاش میکنند نارضایتی از عملکرد دولت را به افزایش مشارکت هواداران خود تبدیل کنند.
در این چارچوب، جنگ ایران به یکی از برجستهترین موضوعات کارزارهای انتخاباتی تبدیل شده است. اوباما در سخنرانیهای اخیر خود، از رایدهندگان خواسته با رایدادن، توازن قدرت را در واشنگتن تغییر دهند.
اهمیت این موضعگیری در آن است که اوباما صرفا از موضع یک رئیسجمهور پیشین درباره یک بحران خارجی صحبت نمیکند؛ او میکوشد پیامدهای جنگ را به موضوعی برای بسیج سیاسی دموکراتها تبدیل کند. بهبیان دیگر، افزایش هزینههای جنگ و نارضایتی از آن به بخشی از استدلال انتخاباتی مخالفان ترامپ تبدیل شده است.
تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپلیتیکی ایران در برابر فشار نظامی
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال انرژی جهان است و اهمیت آن از موقعیت جغرافیایی، حجم عبور نفت و گاز و وابستگی بازارهای جهانی به امنیت کشتیرانی در این مسیر ناشی میشود.
پیش از جنگ، حدود یکپنجم جریان جهانی نفت و فرآوردههای مرتبط از این گذرگاه عبور میکرد. انسداد تنگه هرمز منجربه کاهش جدی تردد نفتکشها و افزایش هزینه حملونقل و بیمه دریایی شده، عرضه انرژی را تحت فشار قرار داده و بازارهای جهانی را با نوسان مواجه کرده است.
بههمین دلیل، حتی احتمال اختلال در عبور کشتیها میتواند بر محاسبات دولتها و شرکتهای انرژی اثر بگذارد. این همان بعدی از قدرت ژئوپلیتیکی ایران است که در تعبیر اوباما درباره «قدرت وتو» بازتاب یافته است.
برای ایران، این موقعیت ظرفیت مهمی در معادلات بازدارندگی و چانهزنی ایجاد کرده است؛ تاجاییکه تبدیل این ظرفیت به دستاورد سیاسی پایدار در دستور کار تهران است.
بازگشت مناقشه دیپلماسی و جنگ به سیاست آمریکا
دفاع دوباره اوباما از برجام، بعد دیگری از اختلاف سیاسی بر سر جنگ ایران را آشکار میکند. او برجام را نمونهای از امکان محدودسازی برنامه هستهای ایران از مسیر مذاکره معرفی میکند و خروج ترامپ از توافق را یکی از زمینههای شکلگیری بحران کنونی میداند. طرح دوباره برجام در کارزار انتخاباتی آمریکا نشان میدهد که جنگ کنونی بار دیگر این پرسش را به مرکز مناقشه سیاسی بازگردانده است که آیا امنیت مورد ادعای واشینگتن با فشار نظامی بیشتر تامین میشود، یا مذاکره میتواند هزینههای کمتری داشته باشد و از گسترش بحران جلوگیری کند؟
این پرسش بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که جنگ، علاوه بر هزینههای نظامی، به افزایش قیمت انرژی و تشدید اختلافات داخلی آمریکا منجر شود.
هرمز، جنگ و صندوق رای
اظهارات اوباما درباره قدرت وتوی ایران در تنگه هرمز، در کنار افت محبوبیت ترامپ و کاهش حمایت عمومی از جنگ، تصویری از فشارهای همزمان بر دولت آمریکا ارائه میدهد. جنگی که با ادعای افزایش امنیت آغاز شد، اکنون به مسالهای مهم در حوزه اقتصاد، امنیت انرژی و رقابت انتخاباتی تبدیل شده است.
برای جمهوریخواهان، خطر اصلی آن است که جنگ طولانی و هزینههای آن، وعدههای انتخاباتی ترامپ درباره کاهش هزینه زندگی و پرهیز از درگیریهای پرهزینه را زیر سؤال ببرد. برای دموکراتها نیز این بحران فرصتی فراهم کرده تا نارضایتی عمومی را به ابزاری برای کسب کرسیهای بیشتر در کنگره تبدیل کنند.
آنچه نظرسنجیها تاکنون نشان دادهاند، کاهش حمایت از جنگ، افت محبوبیت ترامپ و برتری دموکراتها در ترجیح عمومی رایدهندگان است. در بعد راهبردی نیز تنگه هرمز بار دیگر نشان داده است که قدرت در منطقه صرفا با شمار تسلیحات و توان تخریب سنجیده نمیشود. موقعیت جغرافیایی، امنیت مسیرهای انرژی و توان اثرگذاری بر اقتصاد جهانی در موازنه قدرت نقش ویژهای دارند.
در نهایت، اهمیت سخنان اوباما تنها در انتقادش از ترامپ نیست؛ بلکه در پرسشی است که این اظهارات در برابر سیاستگذاران آمریکایی قرار میدهد: اگر جنگ قرار بود قدرت و امنیت آمریکا را افزایش دهد، چرا هزینههای آن به یکی از چالشهای اصلی دولت در آستانه انتخابات تبدیل شده و چرا تنگه هرمز همچنان در محاسبات راهبردی واشنگتن نقشی تعیینکننده دارد؟
تیتر خبرها
-
اعطای هدیه فرمانده کل قوا به دانشگاه افسری امامعلی(ع) ارتش
-
تضمین سلامت مردم باید در اولویت باشد
-
پاسخ خارج از تصور به جسارت ارضی
-
دستور ویژه عارف برای تحصیل دختران جمهوری آذربایجان
-
توقیف تمامی اموال ساعدینیا
-
ژست میانجیگری اروپای مفلوک
-
از عدالت سرمایهساز تا حکمرانی قضایی پیشرو
-
آقای شهید و درخشندهترین صدای ایران
-
اوباما: ایران قدرت وتو دارد




