کارنامه سینما در روایت دو جنگ
بهطور معمول، هنر و بهویژه سینما، دیر یا زود به رویدادهای اجتماعی ازجمله جنگ واکنش نشان میدهند. سینماگران نیز دردها، ترسها و رنجهای مردم را با فاصلهای کوتاه یا بلند روی پرده بازتاب میدهند و اینبار هم چنین شد.
نسرین بختیاری | گروه فرهنگ و هنر
از زمان شروع جنگ ۱۲روزه تا به امروز که جنگ رمضان را پشت سر گذاشتهایم، تعداد قابلتوجهی فیلم کوتاه، بلند، مستند و حتی انیمیشن ــ ازجمله انیمیشنهای لگویی ــ در ارتباط با این دو رخداد ساخته شده است. بررسی منابع منتشرشده نشان میدهد که دستکم چهار فیلم بلند داستانی با موضوع جنگ ۱۲روزه در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدهاند. علاوهبراین، یک مجموعه ۲۲ فیلمی مستند نیز فرصت حضور در فضای جشنوارهای را پیدا کرده است. درباره جنگ رمضان هم اخبار متعددی از ساخت حدود ۳۰پروژه مستند و چند فیلم داستانی منتشر شده که در مراحل مختلف تولید یا توسعه قرار دارند. البته این ارقام را باید با دقت بیشتری دستهبندی کرد؛ بعضی پروژهها تکمیل شدهاند، برخی تنها نمایش جشنوارهای داشتهاند و تعداد محدودی هم به مرحله اکران عمومی رسیدهاند. به این ترتیب، هنوز تصویر کامل و دقیقی از حجم واقعی تولیدات سینمایی مرتبط با این دو جنگ در دسترس نیست و باید منتظر روزهای آینده ماند.
فیلمهایی با محوریت جنگهای اخیر
در فراخوان بنیاد سینمایی فارابی درباره جنگ ۱۲روزه ۹۵ طرح و فیلمنامه دریافت شد که از میان آثار برگزیده، تنها ۱۰ مورد به مرحله تولید فیلم رسیدند.
این آمار بهطور قطع به معنای تأیید و ساخت تمام آثار پیشنهادی نیست. چهار فیلم بلند داستانی با موضوع جنگ ۱۲روزه عبارتند از نیمشب، قمارباز، سقف و کافه سلطان که اینها در جشنواره فجر نمایش داده شدهاند. «نیمشب» داستان خارجکردن بیماران از کنار منطقهای در یوسفآباد است که هر لحظه احتمال انفجار موشک عملنکرده وجود دارد. «قمارباز» روایت حمله سایبری به یکی از بانکهای کشور در روزهای جنگ را به تصویر میکشد و نمایش جشنوارهای و اکران عمومی آن به پایان رسیده است. فیلم «سقف» هم درباره سفر خانوادهای بهخاطر جنگ به خانه یکی از اقوام خود است که برایشان دردسرهایی میآفریند. داستان «کافهسلطان» نیز در یک کافه بینراهی متروکه به نام کافه سلطان میگذرد که سالهاست مشتری چندانی ندارد. همچنین مستندهای معرفیشده درباره جنگ ۱۲روزه در بخش «ایران» سینماحقیقت ۲۲مجموعه از آثار کوتاه و بلند با نمایش در آذر ۱۴۰۴ بودند. همچنین، ۳۰ پروژه مستند درباره جنگ رمضان معرفی شد که اعلام آنها لزوما به معنای تکمیل فیلمها نیست.
فروش فیلمهای بلند مرتبط با جنگ چقدر بود؟
باید توجه داشت که فروش کافه سلطان همچنان در حال تغییر است؛ زیرا این فیلم بهتازگی، از ۲۹ شهریور، به جدول اکران اضافه شده است. تا این مقطع، فروش نیمشب به حدود 52/10میلیارد تومان، سقف به 67/9 میلیارد تومان، قمارباز به 96/1میلیارد تومان و کافه سلطان به 6/91 میلیون تومان رسیده است.
از این دادهها میتوانیم وجود اکران و تفاوت درآمد ثبتشده را بفهمیم، اما نمیتوانیم متوجه سودآوری شویم، چون برای داوری در این رابطه باید بودجه تولید، هزینه تبلیغات، سهم تهیهکننده از فروش و تعداد بلیتهای هر فیلم نیز معلوم باشد.
مستندهایی با پسزمینه جنگ
در زمینه مستند چند عنوان قابل شناسایی وجود دارد که عبارتند از: «نامش زن»، ساخته ماریا ماوتی: درباره زنانی که در روزهای جنگ در تهران ماندند و از نوزادان بیسرپرست نگهداری کردند و فیلم افتتاحیه جشنواره نیز بود.
همچنین فیلمهای راش، برای کیان و پشت چراغ قرمز از آثار معرفیشده مجموعه مستندهای جنگ ۱۲روزه بهشمار میروند. اثر دیگر «تا قبل از نتانیاهو من آشغالترین آدم روی زمین بودم»، ساخته آریان عطارپور نیز از فیلمهایی است که زندگی و عشق را در بستر جنگ به تصویر میکشد. نام جاوید وطن، حالا منم از جنگ قصه دارم، دوربینهای خاموش، زخم و آینه، ساختمان شیشهای و کد ۷۰۰ نیز از دیگر عنوانهای مرور مستندهای مرتبط با جنگ هستند. البته این نکته را نیز باید یادآوری کرد که نمایش جشنوارهای با اکران عمومی یکی نیست و مسیر عرضه هرکدام از این مستندها متفاوت ازجمله جشنواره، پلتفرم و تلویزیون بوده است. مستندهای جنگ ۱۲روزه از اسفند ۱۴۰۴ در دو پلتفرم عرضه شدند و تعدادی از آنها نیز روی آنتن تلویزیون رفتند؛ اما همه آثار امکان پخش تلویزیونی پیدا نکردند. بنابراین، درباره این بخش، عبارت «نمایش داده شدهاند» دقیقتر از «همگی در سینما اکران شدهاند» است. همچنین تعداد آثار عرضهشده، بدون آمار بازدید یا تماشای کامل، نشاندهنده میزان دیدهشدن آنها نیست.
آثار در دست ساخت یا ساختهشده
در این بخش باید میان فیلم دارای خبر پیشرفت تولید و وعدههای کلی مدیران فرق بگذاریم. «ده و بیست دقیقه» با نام پیشین «محوطه جریمه» به کارگردانی حسن و حسین صیدخانی و نویسندگی داوود نوروزی حدود ۸۰ درصد فیلمبرداریاش در جنوب کشور انجام شده و با محوریت دانشآموزان میناب است. «همه چیز درباره رفتن» صابر اللهدادیان فیلمی داستانی درباره اختلال جنگ در رسیدن قلب اهدایی به یک بیمار است؛ سازنده آن را مبتنی بر واقعهای واقعی در جنگ رمضان معرفی کرده و در بخش «وطن به روایت» چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمد. مجموعه طرحهای «مدرسهای که میرفتم» نیز حاصل فراخوان بنیاد سینمایی فارابی است که تعدادی طرح پذیرفته شده و بنا بر اظهارات رئیس سازمان سینمایی، نویسندگان با همراهی سینماگران در حال تکمیل فیلمنامه بودهاند؛ این وضعیت، توسعه فیلمنامه است، نه تأیید شروع تولید همه آثار.
حقیقت، پیشتازتر از داستان
سیاست اعلامشده مرکز گسترش، تشویق فیلمسازان به ساخت آثار ۱۰ تا حداکثر ۱۵ دقیقهای، بهجای فیلمهای ۳۰ یا ۴۰دقیقهای بوده؛ با این استدلال که مراجعه دیرهنگام ممکن است بخشی از واقعیت زنده را از دسترس خارج کند. این تصمیم، سرعت و شمار تولید را توضیح میدهد. مزیت این کار حفظ موقعیتها، صداها و تجربههایی است که بعدها قابل بازسازی نیست. محدودیت این رویکرد نیز روشن است؛ زیرا تعداد زیاد فیلمهای کوتاه را نمیتوان معادل همان تعداد مستند بلند پژوهشی در نظر گرفت.
«ثبت با سند برابر است» به کارگردانی نیما مهدیان مراحل پایانی فنی خود را میگذراند. همچنین سارا طالبیان مستندی درباره یکی از کودکان کشتهشده در میناب در حال ساخت دارد که فیلمبرداری آن در میناب در حال انجام است. «اسر روشنی» به کارگردانی معصومه کیانی مستندی به پایداری کادر درمان در روزهای جنگ میپردازد. مستند «ناوچه دنا» به کارگردانی علی فراهانیصدر نیز در دست ساخت است. همچنین، تصویربرداری مستندی درباره دکتر علی لاریجانی به کارگردانی عارف افشار ادامه دارد. مستند «حمله به انستیتوپاستور تهران» به کارگردانی عبدالستار کاکایی نیز مراحل پایانی تصویربرداری را میگذراند. وحید صداقت هم ساخت مستندی درباره حمله به یکی از مراکز مهم تهران را در دست دارد.
«هدا» به کارگردانی حامد سعادت، مستندی درباره یکی از دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب است که از زیر آوار نجات مییابد و با پیامدهای جنگ روبهرو میشود.
جنگ در این فیلمها فقط میدان نبرد نیست
در موضوعات ذکرشده در دو گونه مستند و داستانی حمله سایبری به بانک، نگهداری از نوزادان، پیوند قلب، تجربه کودکان، فعالیت کادر درمان و آسیب به زیرساختهای علمی دیده میشود. بنابراین، بخش مهمی از این جریان به اختلال جنگ در زندگی روزمره و خدمات حیاتی میپردازد، نه بازسازی عملیات نظامی. این تغییر موضوعی مهم است؛ امکان روایت جنگ از نگاه شهروند، بیمار، کودک و مراقب را فراهم میکند. البته تنوع موضوع، بهخودیخود اثباتکننده تنوع دیدگاه نیست؛ برای ارزیابی آن باید خود فیلمها و ترکیب مصاحبهشوندگان و منابعشان بررسی شوند.
سهم نهادهای عمومی سینمایی در جنگ
فراخوان ۹۵طرحی فارابی، انتخاب ۱۰ پیشنهاد، تولید «قمارباز» و نقش مرکز گسترش در مستندها نشان میدهد بخش قابل مشاهده این موج، بهشدت از مسیر نهادهای عمومی بوده است. این ساختار میتواند ثبت سریع وقایع و تأمین امکانات را ممکن کند؛ اما برای ارزیابی سیاست فرهنگی، پرسش اصلی فقط «چند فیلم ساخته شد؟» نیست. باید بدانیم چه میزان بودجه صرف شده و چه طرحهایی کنار گذاشته شدند؟
سرعت تولید مساوی با موفقیت هنری نیست
تعداد زیاد آثار همواره به معنای کیفیت بالاتر یا هماهنگی فرم و محتوا نیست. از اینرو، نمایش چهار فیلم بلند در نخستین جشنواره پس از جنگ، بیش از هر چیز، از سرعت ورود این موضوع به چرخه تولید حکایت دارد. با وجود این، مرور تولیدات نیز از ضعفهای فیلمنامه و دشواری روایت در فاصله کوتاه از واقعه سخن میگوید.
تحلیل ثبت سینما از جنگ تاکنون
آنچه حالا میتوانیم با اتکای روشن به منابع موجود بگوییم این است که تا این لحظه چهار فیلم بلند داستانی درباره جنگ ۱۲روزه ساخته و در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدهاند. در کنار آنها یک مجموعه ۲۲ فیلمی مستند نیز فرصت حضور جشنوارهای پیدا کرده است. درباره جنگ رمضان هم خبر از اعلام حدود ۳۰ پروژه مستند منتشر شده که در مراحل مختلفی از تولید قرار دارند. البته در کنار این ارقام رسمی، آثاری مثل «ده و بیست دقیقه» خبرهای واقعی از پیشرفت تولید دارند و پروژههای دیگری هنوز در مرحله نگارش فیلمنامه یا حتی وعده ساخت متوقف ماندهاند. به همین دلیل نمیتوان این اعداد را با هم جمع زد و مدعی شد که دقیقا این تعداد فیلم درباره دو جنگ ساخته شده است. تفاوت مرحله تولید باعث میشود هر رقم معنای متفاوتی داشته باشد. در نتیجه، دقیقترین توصیف وضعیت فعلی را میتوان اینگونه بیان کرد: موج سریعی از تولید شکل گرفته، اما شفافیت کافی درباره بودجه، میزان مخاطب و وضعیت نهایی بسیاری از پروژهها وجود ندارد. سینما تا اینجا بخشی از تجربه این جنگها را ثبت کرده و کوشیده است بازتابی از حال و هوای جامعه باشد. بااینحال، برای تبدیل این موج به کارنامهای قابل سنجش و جدی، انتشار فهرست دقیق پروژهبهپروژه، اعلام مرحله واقعی تولید، هزینهها و آمار تماشای هر اثر ضروری به نظر میرسد.
به عنوان مثال، فیلم سینمایی «گلوریا» به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی بابک برجسته رونمایی شد. این فیلم پس از پایان فیلمبرداری و تکمیل مراحل فنی، آماده نمایش شده است. فیلمنامه گلوریا براساس طرحی از زندهیاد علی برجسته نوشته شده و داستان زنی جوان را روایت میکند که پس از شکست در ازدواج نخست خود، با مردی به نام نیما که 20 سال از او بزرگتر است ازدواج میکند اما با آغاز حملات موشکی و وقوع جنگ 12روزه، زندگی او وارد مسیری تلخ و غیرمنتظره میشود.
فیلمهایی با محوریت جنگهای اخیر
در فراخوان بنیاد سینمایی فارابی درباره جنگ ۱۲روزه ۹۵ طرح و فیلمنامه دریافت شد که از میان آثار برگزیده، تنها ۱۰ مورد به مرحله تولید فیلم رسیدند.
این آمار بهطور قطع به معنای تأیید و ساخت تمام آثار پیشنهادی نیست. چهار فیلم بلند داستانی با موضوع جنگ ۱۲روزه عبارتند از نیمشب، قمارباز، سقف و کافه سلطان که اینها در جشنواره فجر نمایش داده شدهاند. «نیمشب» داستان خارجکردن بیماران از کنار منطقهای در یوسفآباد است که هر لحظه احتمال انفجار موشک عملنکرده وجود دارد. «قمارباز» روایت حمله سایبری به یکی از بانکهای کشور در روزهای جنگ را به تصویر میکشد و نمایش جشنوارهای و اکران عمومی آن به پایان رسیده است. فیلم «سقف» هم درباره سفر خانوادهای بهخاطر جنگ به خانه یکی از اقوام خود است که برایشان دردسرهایی میآفریند. داستان «کافهسلطان» نیز در یک کافه بینراهی متروکه به نام کافه سلطان میگذرد که سالهاست مشتری چندانی ندارد. همچنین مستندهای معرفیشده درباره جنگ ۱۲روزه در بخش «ایران» سینماحقیقت ۲۲مجموعه از آثار کوتاه و بلند با نمایش در آذر ۱۴۰۴ بودند. همچنین، ۳۰ پروژه مستند درباره جنگ رمضان معرفی شد که اعلام آنها لزوما به معنای تکمیل فیلمها نیست.
فروش فیلمهای بلند مرتبط با جنگ چقدر بود؟
باید توجه داشت که فروش کافه سلطان همچنان در حال تغییر است؛ زیرا این فیلم بهتازگی، از ۲۹ شهریور، به جدول اکران اضافه شده است. تا این مقطع، فروش نیمشب به حدود 52/10میلیارد تومان، سقف به 67/9 میلیارد تومان، قمارباز به 96/1میلیارد تومان و کافه سلطان به 6/91 میلیون تومان رسیده است.
از این دادهها میتوانیم وجود اکران و تفاوت درآمد ثبتشده را بفهمیم، اما نمیتوانیم متوجه سودآوری شویم، چون برای داوری در این رابطه باید بودجه تولید، هزینه تبلیغات، سهم تهیهکننده از فروش و تعداد بلیتهای هر فیلم نیز معلوم باشد.
مستندهایی با پسزمینه جنگ
در زمینه مستند چند عنوان قابل شناسایی وجود دارد که عبارتند از: «نامش زن»، ساخته ماریا ماوتی: درباره زنانی که در روزهای جنگ در تهران ماندند و از نوزادان بیسرپرست نگهداری کردند و فیلم افتتاحیه جشنواره نیز بود.
همچنین فیلمهای راش، برای کیان و پشت چراغ قرمز از آثار معرفیشده مجموعه مستندهای جنگ ۱۲روزه بهشمار میروند. اثر دیگر «تا قبل از نتانیاهو من آشغالترین آدم روی زمین بودم»، ساخته آریان عطارپور نیز از فیلمهایی است که زندگی و عشق را در بستر جنگ به تصویر میکشد. نام جاوید وطن، حالا منم از جنگ قصه دارم، دوربینهای خاموش، زخم و آینه، ساختمان شیشهای و کد ۷۰۰ نیز از دیگر عنوانهای مرور مستندهای مرتبط با جنگ هستند. البته این نکته را نیز باید یادآوری کرد که نمایش جشنوارهای با اکران عمومی یکی نیست و مسیر عرضه هرکدام از این مستندها متفاوت ازجمله جشنواره، پلتفرم و تلویزیون بوده است. مستندهای جنگ ۱۲روزه از اسفند ۱۴۰۴ در دو پلتفرم عرضه شدند و تعدادی از آنها نیز روی آنتن تلویزیون رفتند؛ اما همه آثار امکان پخش تلویزیونی پیدا نکردند. بنابراین، درباره این بخش، عبارت «نمایش داده شدهاند» دقیقتر از «همگی در سینما اکران شدهاند» است. همچنین تعداد آثار عرضهشده، بدون آمار بازدید یا تماشای کامل، نشاندهنده میزان دیدهشدن آنها نیست.
آثار در دست ساخت یا ساختهشده
در این بخش باید میان فیلم دارای خبر پیشرفت تولید و وعدههای کلی مدیران فرق بگذاریم. «ده و بیست دقیقه» با نام پیشین «محوطه جریمه» به کارگردانی حسن و حسین صیدخانی و نویسندگی داوود نوروزی حدود ۸۰ درصد فیلمبرداریاش در جنوب کشور انجام شده و با محوریت دانشآموزان میناب است. «همه چیز درباره رفتن» صابر اللهدادیان فیلمی داستانی درباره اختلال جنگ در رسیدن قلب اهدایی به یک بیمار است؛ سازنده آن را مبتنی بر واقعهای واقعی در جنگ رمضان معرفی کرده و در بخش «وطن به روایت» چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمد. مجموعه طرحهای «مدرسهای که میرفتم» نیز حاصل فراخوان بنیاد سینمایی فارابی است که تعدادی طرح پذیرفته شده و بنا بر اظهارات رئیس سازمان سینمایی، نویسندگان با همراهی سینماگران در حال تکمیل فیلمنامه بودهاند؛ این وضعیت، توسعه فیلمنامه است، نه تأیید شروع تولید همه آثار.
حقیقت، پیشتازتر از داستان
سیاست اعلامشده مرکز گسترش، تشویق فیلمسازان به ساخت آثار ۱۰ تا حداکثر ۱۵ دقیقهای، بهجای فیلمهای ۳۰ یا ۴۰دقیقهای بوده؛ با این استدلال که مراجعه دیرهنگام ممکن است بخشی از واقعیت زنده را از دسترس خارج کند. این تصمیم، سرعت و شمار تولید را توضیح میدهد. مزیت این کار حفظ موقعیتها، صداها و تجربههایی است که بعدها قابل بازسازی نیست. محدودیت این رویکرد نیز روشن است؛ زیرا تعداد زیاد فیلمهای کوتاه را نمیتوان معادل همان تعداد مستند بلند پژوهشی در نظر گرفت.
«ثبت با سند برابر است» به کارگردانی نیما مهدیان مراحل پایانی فنی خود را میگذراند. همچنین سارا طالبیان مستندی درباره یکی از کودکان کشتهشده در میناب در حال ساخت دارد که فیلمبرداری آن در میناب در حال انجام است. «اسر روشنی» به کارگردانی معصومه کیانی مستندی به پایداری کادر درمان در روزهای جنگ میپردازد. مستند «ناوچه دنا» به کارگردانی علی فراهانیصدر نیز در دست ساخت است. همچنین، تصویربرداری مستندی درباره دکتر علی لاریجانی به کارگردانی عارف افشار ادامه دارد. مستند «حمله به انستیتوپاستور تهران» به کارگردانی عبدالستار کاکایی نیز مراحل پایانی تصویربرداری را میگذراند. وحید صداقت هم ساخت مستندی درباره حمله به یکی از مراکز مهم تهران را در دست دارد.
«هدا» به کارگردانی حامد سعادت، مستندی درباره یکی از دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب است که از زیر آوار نجات مییابد و با پیامدهای جنگ روبهرو میشود.
جنگ در این فیلمها فقط میدان نبرد نیست
در موضوعات ذکرشده در دو گونه مستند و داستانی حمله سایبری به بانک، نگهداری از نوزادان، پیوند قلب، تجربه کودکان، فعالیت کادر درمان و آسیب به زیرساختهای علمی دیده میشود. بنابراین، بخش مهمی از این جریان به اختلال جنگ در زندگی روزمره و خدمات حیاتی میپردازد، نه بازسازی عملیات نظامی. این تغییر موضوعی مهم است؛ امکان روایت جنگ از نگاه شهروند، بیمار، کودک و مراقب را فراهم میکند. البته تنوع موضوع، بهخودیخود اثباتکننده تنوع دیدگاه نیست؛ برای ارزیابی آن باید خود فیلمها و ترکیب مصاحبهشوندگان و منابعشان بررسی شوند.
سهم نهادهای عمومی سینمایی در جنگ
فراخوان ۹۵طرحی فارابی، انتخاب ۱۰ پیشنهاد، تولید «قمارباز» و نقش مرکز گسترش در مستندها نشان میدهد بخش قابل مشاهده این موج، بهشدت از مسیر نهادهای عمومی بوده است. این ساختار میتواند ثبت سریع وقایع و تأمین امکانات را ممکن کند؛ اما برای ارزیابی سیاست فرهنگی، پرسش اصلی فقط «چند فیلم ساخته شد؟» نیست. باید بدانیم چه میزان بودجه صرف شده و چه طرحهایی کنار گذاشته شدند؟
سرعت تولید مساوی با موفقیت هنری نیست
تعداد زیاد آثار همواره به معنای کیفیت بالاتر یا هماهنگی فرم و محتوا نیست. از اینرو، نمایش چهار فیلم بلند در نخستین جشنواره پس از جنگ، بیش از هر چیز، از سرعت ورود این موضوع به چرخه تولید حکایت دارد. با وجود این، مرور تولیدات نیز از ضعفهای فیلمنامه و دشواری روایت در فاصله کوتاه از واقعه سخن میگوید.
تحلیل ثبت سینما از جنگ تاکنون
آنچه حالا میتوانیم با اتکای روشن به منابع موجود بگوییم این است که تا این لحظه چهار فیلم بلند داستانی درباره جنگ ۱۲روزه ساخته و در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدهاند. در کنار آنها یک مجموعه ۲۲ فیلمی مستند نیز فرصت حضور جشنوارهای پیدا کرده است. درباره جنگ رمضان هم خبر از اعلام حدود ۳۰ پروژه مستند منتشر شده که در مراحل مختلفی از تولید قرار دارند. البته در کنار این ارقام رسمی، آثاری مثل «ده و بیست دقیقه» خبرهای واقعی از پیشرفت تولید دارند و پروژههای دیگری هنوز در مرحله نگارش فیلمنامه یا حتی وعده ساخت متوقف ماندهاند. به همین دلیل نمیتوان این اعداد را با هم جمع زد و مدعی شد که دقیقا این تعداد فیلم درباره دو جنگ ساخته شده است. تفاوت مرحله تولید باعث میشود هر رقم معنای متفاوتی داشته باشد. در نتیجه، دقیقترین توصیف وضعیت فعلی را میتوان اینگونه بیان کرد: موج سریعی از تولید شکل گرفته، اما شفافیت کافی درباره بودجه، میزان مخاطب و وضعیت نهایی بسیاری از پروژهها وجود ندارد. سینما تا اینجا بخشی از تجربه این جنگها را ثبت کرده و کوشیده است بازتابی از حال و هوای جامعه باشد. بااینحال، برای تبدیل این موج به کارنامهای قابل سنجش و جدی، انتشار فهرست دقیق پروژهبهپروژه، اعلام مرحله واقعی تولید، هزینهها و آمار تماشای هر اثر ضروری به نظر میرسد.
به عنوان مثال، فیلم سینمایی «گلوریا» به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی بابک برجسته رونمایی شد. این فیلم پس از پایان فیلمبرداری و تکمیل مراحل فنی، آماده نمایش شده است. فیلمنامه گلوریا براساس طرحی از زندهیاد علی برجسته نوشته شده و داستان زنی جوان را روایت میکند که پس از شکست در ازدواج نخست خود، با مردی به نام نیما که 20 سال از او بزرگتر است ازدواج میکند اما با آغاز حملات موشکی و وقوع جنگ 12روزه، زندگی او وارد مسیری تلخ و غیرمنتظره میشود.
تیتر خبرها




