سناریوهای ضربتی عبور از ناترازی گاز
همکاری گازی تهران و مسکو میتواند از شدت ناترازی زمستانی بکاهد و ایران را در مسیر تبدیل شدن به هاب گازی منطقه قرار دهد
محسن نظری | محسن نظری
ناترازی گاز در ایران مسأله تازهای نیست. هر سال با آغاز فصل سرما و افزایش مصرف خانگی و تجاری، فشار بر شبکه سراسری گاز افزایش مییابد و تأمین همزمان نیاز خانوارها، صنایع و نیروگاهها دشوارتر میشود. در چنین شرایطی، اولویت با تأمین گاز بخش خانگی است؛ تصمیمی که برای حفظ گرمایش منازل ضروری به نظر میرسد. اکنون زمان کمی تا آغاز زمستان باقیمانده و ناترازی گاز بار دیگر به یکی از جدیترین چالشهای کشورمان تبدیل شده است؛ چالشی که امسال با آسیبدیدن چهار پالایشگاه گازی در جریان جنگ رمضان، ابعاد تازهای پیدا کرده است. اگرچه بخشی از ظرفیت ازدسترفته به چرخه تولید بازگشته اما ظرفیت تولید گاز کشور همچنان حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب در روز کاهش دارد؛ رقمی که به ناترازی معمول سالهای گذشته اضافه میشود. در چنین شرایطی، تأمین گاز بخش خانگی در روزهای سرد، محدودیت صنایع و استفاده از سوختهای آلاینده در نیروگاهها را به دغدغهای جدی تبدیل میکند. در این میان، واردات گاز از روسیه و سوآپ گاز از ترکمنستان میتواند ناترازی را حل کند.
افزایش تولید گاز در سالهای گذشته نشان میدهد صنعت گاز کشور توانسته ظرفیت تولید را ارتقا دهد. تولید روزانه گاز خام کشور از حدود ۱۱۰۵ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۳ به ۱۱۲۱ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۴ رسید. تولید روزانه گاز خام پارس جنوبی نیز در بهمن ۱۴۰۴ رکورد تازهای ثبت کرد. با این حال، افزایش تولید بهتنهایی نتوانست مانع ناترازی در زمستان شود؛ زیرا رشد مصرف، محدودیت زیرساختها و آسیبدیدن بخشی از ظرفیت پالایشی، توازن عرضه و تقاضا را بر هم زده است. اهمیت موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم پارس جنوبی بهتنهایی حدود ۸۰ درصد گاز مصرفی کشور را تأمین میکند.
نخستین پیامد اقتصادی ناترازی گاز، محدودیت در فعالیت واحدهای صنعتی است. پتروشیمیها، فولادسازان، کارخانههای سیمان و دیگر صنایع انرژیبر برای تولید مستمر به گاز نیاز دارند. قطع یا کاهش سهمیه گاز این واحدها برنامه تولید را مختل میکند، هزینههای تولید را افزایش میدهد و عرضه محصول به بازار را با تأخیر مواجه میکند. در واقع، ناترازی گاز تنها مسألهای مربوط به گرمایش خانهها نیست و به کاهش تولید صنعتی، افزایش هزینه انرژی، محدودیت تأمین برق و تشدید آلودگی هوا منجر میشود. از همین رو، هر راهکاری که بتواند در روزهای اوج مصرف، عرضه گاز را بیشتر کند، علاوه بر خانوارها به حفظ فعالیت اقتصادی کشور نیز کمک خواهد کرد.
صرفهجویی گاز باید به نفع مردم باشد
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس میگوید: ما همواره در مورد اصلاح انرژی صحبت میکنیم اما بنزین با همه بحثها و حساسیتهایش، سهم ۹ درصدی در انرژی دارد که گرچه مهم است اما در این حوزه، سهم گاز ۷۳ درصد است و صرفهجویی که در گاز میتوانیم انجام دهیم هم به مراتب از بنزین راحتتر است. وی افزود: براساس قانونی که تصویب شده و باید اجرا شود، هر کس هر چقدر گاز صرفهجویی کند، درآمد ناشی از این صرفهجویی، مستقیما برای او واریز شود؛ این اتفاق هم باعث صرفهجویی در بیتالمال میشود و هم به معیشت خانوار کمک میکند و خانوادهها هم وقتی ببینند از محل صرفهجویی در مصرف گاز بیش از یارانهها نصیبشان میشود، صرفهجویی میکنند. براساس برنامه هفتم، درآمد حاصل از صرفهجویی گاز باید به حساب بانکی افراد واریز شود.
کاهش ۱۰ درصدی؛ رمز عبور از زمستان
سیدحمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه نیز با اشاره به آسیبدیدن بخشی از تأسیسات گازی کشور در جنگ و نزدیکشدن فصل سرد، مدیریت مصرف را ضروری دانست و گفت: اگر از هماکنون در مصرف گاز دقت نکنیم ممکن است برخی استانها در تأمین گاز با مشکل روبهرو شوند اما با کاهش ۱۰ درصدی مصرف میتوانیم از سرمای امسال عبور کنیم.
واردات و سوآپ؛ راهی برای حل ناترازی
در کنار مدیریت مصرف و بازسازی تأسیسات آسیبدیده، واردات گاز از کشورهای همسایه میتواند یکی از راهکارهای کوتاهمدت و فوری برای کاهش ناترازی باشد. در این میان، روسیه و ترکمنستان به دلیل موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای گازی خود اهمیت ویژهای دارند. هر چند کشورمان با وجود برخورداری از دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان، در زمستان با محدودیت عرضه در برخی مناطق روبهرو میشود. علت این وضعیت صرفا کمبود ذخایر نیست؛ فاصله میان مراکز اصلی تولید در جنوب و مناطق مصرف در شمال و شمالشرق، ظرفیت خطوط انتقال و افزایش شدید تقاضا در روزهای سرد نیز در شکلگیری ناترازی نقش دارند. در چنین شرایطی، دریافت گاز از کشورهای شمالی میتواند به تأمین مستقیم بخشی از نیاز مناطق شمالی و شمالشرقی کمک کند. این روش، فشار انتقال گاز از جنوب به شمال را کاهش میدهد و امکان استفاده بهتر از منابع داخلی را فراهم میکند. سوآپ گاز نیز از همین منظر اهمیت دارد. در این الگو، ایران گاز را در مرزهای شمالی دریافت میکند و در مقابل، معادل آن را از منابع داخلی به مقصد مورد توافق تحویل میدهد. به این ترتیب، نیازی نیست تمام گاز موردنیاز مناطق شمالی از میدانهای جنوبی کشور منتقل شود. در صورت امضای قراردادها، این سازوکار میتواند ضمن کاهش فشار بر شبکه داخلی، درآمد ترانزیتی و ظرفیت تجارت منطقهای ایران را نیز افزایش دهد. واردات گاز از ترکمنستان پیشتر در چارچوب همکاریهای گازی با ایران مطرح بوده و روسیه نیز از ظرفیت قابلتوجهی برای تأمین گاز برخوردار است. در کوتاهمدت، اولویت باید تأمین گاز در زمان اوج مصرف باشد. اگر گاز وارداتی زمانی به شبکه برسد که کشور با بیشترین محدودیت مواجه است، میتواند به کاهش فشار بر صنایع و نیروگاهها کمک کند.
فرصتی برای نهاییکردن قرارداد گازی
با این حال هشتمین نشست سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز دیروز در مسکو برگزار شد. مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) بزرگترین دارندگان و صادرکنندگان گاز جهان را گردهم آورده و فرصتی مناسب برای ایران است. دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور کشورمان و حمید بورد، سرپرست وزارت نفت در این نشست حضور داشتند؛ رویدادی که میتواند زمینهای برای گسترش همکاریهای گازی ایران و روسیه فراهم کند. این دیدارها در شرایطی اهمیت دارد که مذاکرات ایران و روسیه برای واردات گاز طی ماههای گذشته پیشرفت داشت اما هنوز به مرحله امضای قرارداد نرسیده است. محسن پاکنژاد، وزیر سابق نفت بهمنماه ۱۴۰۴ از نزدیکشدن پرونده صادرات گاز روسیه به ایران به مرحله نهایی خبر داده بود. در همان مقطع، اعلام شد فقط یک یا دو بند فنی و تشریفاتی از توافق باقیمانده است. سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز نیز پیشتر گفته بود مذاکرات قرارداد موسوم به «جنرال فریمورک» در مرحله نهایی قرار دارد و موضوعاتی همچون مسائل فنی و حقوقی، جانمایی ترمینالها و شرایط قراردادی در کارگروه مشترک بررسی شده است. تعیین قیمت نهایی و سازوکار تسویه مالی از موضوعات باقیمانده عنوان شده بود.
از این منظر، دیدار دکتر پزشکیان و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه میتواند فرصتی برای تعیین تکلیف پرونده واردات گاز باشد. روسیه از ظرفیت صادراتی قابلتوجهی برخوردار است و ایران نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی خود میتواند در تجارت منطقهای گاز نقش مهمی ایفا کند. با این حال، تحقق این ظرفیت به تصمیمهای سیاسی محدود نمیشود و باید سازوکارهای تجاری، مالی و فنی آن نیز نهایی شود.
تبدیلشدن به هاب گازی منطقه
واردات گاز از روسیه و توسعه سوآپ با ترکمنستان، اگر بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند فراتر از یک راهکار اضطراری برای زمستان باشد. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، میان منابع گازی شمال و بازارهای مصرف در جنوب و غرب آسیا قرار گرفته است. این موقعیت امکان توسعه ترانزیت، سوآپ و تجارت منطقهای گاز را فراهم میکند. در چنین شرایطی، واردات میتواند بخشی از نیاز داخلی را تأمین کند و از فشار بر منابع تولید داخل بکاهد. اگر گاز مناطق شمالی از مسیر واردات تأمین شود، بخشی از گاز تولیدی جنوب نیز میتواند برای مصرف صنایع یا انجام تعهدات صادراتی آزاد شود. این فرآیند، در صورت وجود قراردادهای اقتصادی مناسب و ظرفیت انتقال کافی، امکان افزایش انعطافپذیری شبکه و تقویت صادرات را فراهم میکند.
افزایش تولید گاز در سالهای گذشته نشان میدهد صنعت گاز کشور توانسته ظرفیت تولید را ارتقا دهد. تولید روزانه گاز خام کشور از حدود ۱۱۰۵ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۳ به ۱۱۲۱ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۴ رسید. تولید روزانه گاز خام پارس جنوبی نیز در بهمن ۱۴۰۴ رکورد تازهای ثبت کرد. با این حال، افزایش تولید بهتنهایی نتوانست مانع ناترازی در زمستان شود؛ زیرا رشد مصرف، محدودیت زیرساختها و آسیبدیدن بخشی از ظرفیت پالایشی، توازن عرضه و تقاضا را بر هم زده است. اهمیت موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم پارس جنوبی بهتنهایی حدود ۸۰ درصد گاز مصرفی کشور را تأمین میکند.
نخستین پیامد اقتصادی ناترازی گاز، محدودیت در فعالیت واحدهای صنعتی است. پتروشیمیها، فولادسازان، کارخانههای سیمان و دیگر صنایع انرژیبر برای تولید مستمر به گاز نیاز دارند. قطع یا کاهش سهمیه گاز این واحدها برنامه تولید را مختل میکند، هزینههای تولید را افزایش میدهد و عرضه محصول به بازار را با تأخیر مواجه میکند. در واقع، ناترازی گاز تنها مسألهای مربوط به گرمایش خانهها نیست و به کاهش تولید صنعتی، افزایش هزینه انرژی، محدودیت تأمین برق و تشدید آلودگی هوا منجر میشود. از همین رو، هر راهکاری که بتواند در روزهای اوج مصرف، عرضه گاز را بیشتر کند، علاوه بر خانوارها به حفظ فعالیت اقتصادی کشور نیز کمک خواهد کرد.
صرفهجویی گاز باید به نفع مردم باشد
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس میگوید: ما همواره در مورد اصلاح انرژی صحبت میکنیم اما بنزین با همه بحثها و حساسیتهایش، سهم ۹ درصدی در انرژی دارد که گرچه مهم است اما در این حوزه، سهم گاز ۷۳ درصد است و صرفهجویی که در گاز میتوانیم انجام دهیم هم به مراتب از بنزین راحتتر است. وی افزود: براساس قانونی که تصویب شده و باید اجرا شود، هر کس هر چقدر گاز صرفهجویی کند، درآمد ناشی از این صرفهجویی، مستقیما برای او واریز شود؛ این اتفاق هم باعث صرفهجویی در بیتالمال میشود و هم به معیشت خانوار کمک میکند و خانوادهها هم وقتی ببینند از محل صرفهجویی در مصرف گاز بیش از یارانهها نصیبشان میشود، صرفهجویی میکنند. براساس برنامه هفتم، درآمد حاصل از صرفهجویی گاز باید به حساب بانکی افراد واریز شود.
کاهش ۱۰ درصدی؛ رمز عبور از زمستان
سیدحمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه نیز با اشاره به آسیبدیدن بخشی از تأسیسات گازی کشور در جنگ و نزدیکشدن فصل سرد، مدیریت مصرف را ضروری دانست و گفت: اگر از هماکنون در مصرف گاز دقت نکنیم ممکن است برخی استانها در تأمین گاز با مشکل روبهرو شوند اما با کاهش ۱۰ درصدی مصرف میتوانیم از سرمای امسال عبور کنیم.
واردات و سوآپ؛ راهی برای حل ناترازی
در کنار مدیریت مصرف و بازسازی تأسیسات آسیبدیده، واردات گاز از کشورهای همسایه میتواند یکی از راهکارهای کوتاهمدت و فوری برای کاهش ناترازی باشد. در این میان، روسیه و ترکمنستان به دلیل موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای گازی خود اهمیت ویژهای دارند. هر چند کشورمان با وجود برخورداری از دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان، در زمستان با محدودیت عرضه در برخی مناطق روبهرو میشود. علت این وضعیت صرفا کمبود ذخایر نیست؛ فاصله میان مراکز اصلی تولید در جنوب و مناطق مصرف در شمال و شمالشرق، ظرفیت خطوط انتقال و افزایش شدید تقاضا در روزهای سرد نیز در شکلگیری ناترازی نقش دارند. در چنین شرایطی، دریافت گاز از کشورهای شمالی میتواند به تأمین مستقیم بخشی از نیاز مناطق شمالی و شمالشرقی کمک کند. این روش، فشار انتقال گاز از جنوب به شمال را کاهش میدهد و امکان استفاده بهتر از منابع داخلی را فراهم میکند. سوآپ گاز نیز از همین منظر اهمیت دارد. در این الگو، ایران گاز را در مرزهای شمالی دریافت میکند و در مقابل، معادل آن را از منابع داخلی به مقصد مورد توافق تحویل میدهد. به این ترتیب، نیازی نیست تمام گاز موردنیاز مناطق شمالی از میدانهای جنوبی کشور منتقل شود. در صورت امضای قراردادها، این سازوکار میتواند ضمن کاهش فشار بر شبکه داخلی، درآمد ترانزیتی و ظرفیت تجارت منطقهای ایران را نیز افزایش دهد. واردات گاز از ترکمنستان پیشتر در چارچوب همکاریهای گازی با ایران مطرح بوده و روسیه نیز از ظرفیت قابلتوجهی برای تأمین گاز برخوردار است. در کوتاهمدت، اولویت باید تأمین گاز در زمان اوج مصرف باشد. اگر گاز وارداتی زمانی به شبکه برسد که کشور با بیشترین محدودیت مواجه است، میتواند به کاهش فشار بر صنایع و نیروگاهها کمک کند.
فرصتی برای نهاییکردن قرارداد گازی
با این حال هشتمین نشست سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز دیروز در مسکو برگزار شد. مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) بزرگترین دارندگان و صادرکنندگان گاز جهان را گردهم آورده و فرصتی مناسب برای ایران است. دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور کشورمان و حمید بورد، سرپرست وزارت نفت در این نشست حضور داشتند؛ رویدادی که میتواند زمینهای برای گسترش همکاریهای گازی ایران و روسیه فراهم کند. این دیدارها در شرایطی اهمیت دارد که مذاکرات ایران و روسیه برای واردات گاز طی ماههای گذشته پیشرفت داشت اما هنوز به مرحله امضای قرارداد نرسیده است. محسن پاکنژاد، وزیر سابق نفت بهمنماه ۱۴۰۴ از نزدیکشدن پرونده صادرات گاز روسیه به ایران به مرحله نهایی خبر داده بود. در همان مقطع، اعلام شد فقط یک یا دو بند فنی و تشریفاتی از توافق باقیمانده است. سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز نیز پیشتر گفته بود مذاکرات قرارداد موسوم به «جنرال فریمورک» در مرحله نهایی قرار دارد و موضوعاتی همچون مسائل فنی و حقوقی، جانمایی ترمینالها و شرایط قراردادی در کارگروه مشترک بررسی شده است. تعیین قیمت نهایی و سازوکار تسویه مالی از موضوعات باقیمانده عنوان شده بود.
از این منظر، دیدار دکتر پزشکیان و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه میتواند فرصتی برای تعیین تکلیف پرونده واردات گاز باشد. روسیه از ظرفیت صادراتی قابلتوجهی برخوردار است و ایران نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی خود میتواند در تجارت منطقهای گاز نقش مهمی ایفا کند. با این حال، تحقق این ظرفیت به تصمیمهای سیاسی محدود نمیشود و باید سازوکارهای تجاری، مالی و فنی آن نیز نهایی شود.
تبدیلشدن به هاب گازی منطقه
واردات گاز از روسیه و توسعه سوآپ با ترکمنستان، اگر بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند فراتر از یک راهکار اضطراری برای زمستان باشد. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، میان منابع گازی شمال و بازارهای مصرف در جنوب و غرب آسیا قرار گرفته است. این موقعیت امکان توسعه ترانزیت، سوآپ و تجارت منطقهای گاز را فراهم میکند. در چنین شرایطی، واردات میتواند بخشی از نیاز داخلی را تأمین کند و از فشار بر منابع تولید داخل بکاهد. اگر گاز مناطق شمالی از مسیر واردات تأمین شود، بخشی از گاز تولیدی جنوب نیز میتواند برای مصرف صنایع یا انجام تعهدات صادراتی آزاد شود. این فرآیند، در صورت وجود قراردادهای اقتصادی مناسب و ظرفیت انتقال کافی، امکان افزایش انعطافپذیری شبکه و تقویت صادرات را فراهم میکند.




