دانشگاه قلب تپنده تمدن نوین اسلامی

دانشگاه قلب تپنده تمدن نوین اسلامی

نقش دانشگاه در آینده کشور و چندوچون اثرگذاری‌اش در شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی همچنین موضوع مهم کرسی آزاد اندیشی از محورهای ثابت در بیانات رهبر شهید [و از مطالبات مستمرشان] است... .

دکتر محمدهادی فلاح‌زاده| رئیس دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی

برای واکاوی این داده و رسیدن به پاسخی بسزا، از یک پارادایم رایج جهانی بایدعبور کنیم، از (دیدگاه یا) پارادایمی که دانشگاه را به مثابه بنگاه تولید سرمایه‌ انسانی یا کارخانه‌ مهارت‌آموزی (درراستای نیازهای) بازار کار ارزیابی می‌کند. 
این تقلیل‌گرایی اما در منظومه‌ فکری رهبرشهید انقلاب، به شدت طرد می‌شود. دانشگاه از افق ایشان، مغز متفکر و قلب تپنده‌ جریان فرهنگی جامعه است. 
تمدن نوین اسلامی به باور ایشان، با انسان تمدن‌ساز و نرم‌افزار علمی بنا می‌گردد، نه با آهن و آجر و سیمان. بنابراین، آنچه که میان علم و دانشگاه نسبت واقعی برقرار می‌سازد، نسبتی کاملا فرهنگی و البته هستی‌شناختی (یا هستی‌شناسانه) است. 
دانشگاه در نگاه متعارف، مرکز تولید داده و فناوری ( تکنولوژی) است. اما علم، در تحلیل راهبردی رهبر انقلاب، هویت‌ساز است و سبک‌ زندگی‌ را پدید می‌آورد.
وقتی ایشان از نهضت تولید علم یا جهاد تبیین در دانشگاه سخن می‌گویند، در واقع در حال انجام یک رهبری فرهنگی هستند. زیرا ایشان به‌خوبی دریافته‌اند که غرب، تنها با فروش تکنولوژی بر جهان مسلط نشده، بلکه با انحصار تولید علم، سبک تفکر و سبک زندگی خود را صادر کرده. 
استقلال علمی، یک پروژه‌ صرفا اقتصادی یا امنیتی نیست؛ بلکه حیاتی‌ترین بخش استقلال فرهنگی است. تصمیمات سیاسی سخت ایشان در حمایت از دانشمندان هسته‌ای، نانو یا سلول‌های بنیادین، دقیقا بر همین مبنا استوار بوده.
اما ظریف‌ترین خواست رهبر شهید که کمتر فهمیده‌ شده‌، تأکید بی‌بدیل ایشان بر کرسی‌های آزاداندیشی است. آزادی بیان در دانشگاه از نگاه رایج برخی و در برخی نگره‌های فرهنگی سلبی، یا یک تهدید محسوب شده یا صرفا یک سوپاپ اطمینان سیاسی است.
اما از منظر رهبری فرهنگی ایشان، کرسی‌های آزاداندیشی یک ضرورت معرفتی و تربیتی است. 
(به عنوان یک مشاهده‌گر نقل به مضمون می‌کنم) در جلسه‌ای، برخی از مسئولان به دلیل حاشیه‌سازی یا تضاد آرا در دانشگاه، می‌گفتند کنترل فضا و یکدست‌سازی ذهنی دانشجویان ضروری است. 
اما همین‌که رهبر شهید انقلاب از این رویکرد (و رویکردهای این‌چنینی آگاه می‌شدند، نقل به مضمون می‌کنم) می‌فرمودند:
دانشگاهی که در آن تقابل اندیشه‌ها تحمل نشود، دانشگاه نیست، پادگان است. ذهن دانشجو را شنیدن نقدها واکسینه می‌کند، نه محدودیت سانسور. ایشان می‌دانند که باور تحمیلی شکننده است و یقین عقلانی تنها در کوره‌ تقابل آزادانه‌ اندیشه‌ها ساخته می‌شود. 
همین رویکرد، کلید رمزگشایی از رهبری فرهنگی ایشان است. و البته کرسی‌های آزاداندیشی، تمهید ایشان است برای تبدیل شدن دانشجو از مصرف‌کننده‌ منفعل ایدئولوژی به کنشگر عقلانی، پرسشگر و متقن.
این دقیقا همان تربیت انسانی است که شایسته‌ ساختن یک تمدن بزرگ است؛ انسانی که نه از سر عادت، بلکه از سر انتخاب آگاهانه در این مسیر گام برداشته است.