رد پای یک قهرمان در کوچهپسکوچههای یزد
برای نوجوانانی که تاریخ را نه در حجم سنگین کتابهای درسی، بلکه در کوچهپسکوچههای شهر و در میان خاطرات نسلهای قبل جستوجو میکنند، گاهی یک اتفاق ساده بهانهای میشود برای کشف بزرگترین مردان روزگارشان.
رمانی که از کوچههای خشتی و صمیمی یزد آغاز میشود و تا خط مقدم مبارزه با ظلم در جبهههای مختلف امتداد مییابد؛ داستانی از جنس کشف، شناخت و پیوند خوردن با قهرمانی که نامش با شجاعت و اخلاص گره خورده است. کتاب «اتوبوس شهدا» اثر محمدرضا شرفیخبوشان، روایتی داستانی و دلنشین از زندگی و رشادتهای سردار شهید محمدعلی اللهدادی است که با قلمی مختص مخاطب نوجوان نوشته شده است. داستان از یک روز معمولی در شهر یزد آغاز میشود؛ شهری که سردار شهید سالها در آن فرماندهی سپاه الغدیر را بر عهده داشت. راوی نوجوان داستان در حال دوچرخهسواری در کوچههای شهر است که متوجه صحنهای عجیب میشود؛ افرادی در حال خارجکردن اثاثیه از منزل سردار اللهدادی هستند. او با عجله میخواهد این خبر را به دوستش جعفر برساند، اما در میان راه آسیب میبیند و کارش به بیمارستان میکشد. همین حادثه ساده و تصادف کوچک، نقطهعطفی میشود تا این نوجوان و مخاطبان کتاب، گامبهگام با ابعاد مختلف زندگی، منش مردانه و کارنامه درخشان این فرمانده بزرگ آشنا شوند.




