یادداشتهای جهانگرد انگلیسی درباره تجربه زندگی همراه با هورنشینان
اهل نی، هور و آب
احسان سالمی
اعراب عموما برای اغلب آنها كه شناخت كمی از این قوم بزرگ دارند، عموما مردمی ساكن كویرها و مناطق خشك و بیابانی شناخته میشوند. اما در میان عربها هستند مردمانی كه روزگار خود را در میان آب هورهای مناطق جنوبی ایران و عراق میگذرانند؛ مردمانی كه مهمترین وسیله حمل و نقل آنها، قایق و بلم است و خانههایشان را روی آب میسازند!
ویلفرد تسیجر انگلیسی یكی از معدود خارجیهایی است كه سعی كرده با حضور در میان برخی اعراب ساكن این مناطق، با فرهنگ و آداب و رسوم آنها آشنا شود؛ فرهنگی كه بخشی از آن منحصر به ساكنان این مناطق و برخی دیگر نیز خصلت مشترك همه اعراب ایران و عراق یعنی «مهماننوازی» است.
تسیجر كه سفر به مناطق مختلف كشورهای مشرقزمین را تا سالهای پایانی عمر خود ادامه داد، در حوالی سال 1952 میلادی مدت نسبتا طولانی را در میان عربهای هورنشین جنوب ایران و عراق زندگی كرد و خاطرات خود را در قالب كتاب معروف «عربهای هور» نوشت. این اثر گذشته از آن كه حاوی خاطرات جالب راوی آن از سفر به مناطق مختلف هور و آبوهوای ویژه آن است، یك مرجع كامل مردمشناسانه از زندگی مردم این مناطق است.
نویسنده كه روحیهای ماجراجو دارد سعی كرده تا ارتباطی نزدیك با مردم این مناطق برقرار كند و البته از تسلط نسبی خود بر علم پزشكی نیز استفاده كرده تا با تلاش برای حل برخی مشكلات پزشكی ساده مردمان این مناطق به نوعی ارتباط خود را با آنها مستحكمتر كند. كتاب عربهای هور همچنین شامل ۱۱۰ عكس كاملا طبیعی و بكر از لحظههای ناب هور است كه بخشهایی از زندگی مردم این مناطق را به تصویر كشیده است.
قهوه نوشیدنی محبوب عربهای هور
آداب خوردن قهوه
تسیجر در بخشهای مختلف كتاب به آداب خاص مردمان هور اشاره كرده و یكی از این عادتهای جالب شیوه درست كردن و خوردن قهوه است: «كنار اجاق، یك دوجین قهوهجوش دیده میشد كه بزرگترینشان نیممتر طول داشت و به شیوه اعراب، برای تخلیه تفاله قهوه به كار میرفت. پیرمردی در لباس سفید سرگرم آماده كردن قهوه بود. من و او تنها كسانی بودیم كه عبا نداشتیم. پیرمرد بعد از برشته شدن دانههای قهوه، آنها را در هاون برنجی كوچكی ریخت و با حركات یكنواخت دست آرد كرد. آنگاه در فنجانها كمی قهوه ریخت و یكی را دست فالح [شیخ قبیله] داد. فالح از او خواست كه اول به من بدهد. من نپذیرفتم. عاقبت با اصرار فالح، فنجان قهوه را گرفتم و سركشیدم. از آنجا كه از آداب اعراب در خوردن قهوه اطلاعاتی داشتم، سه فنجان قهوه خوردم، بعد فنجان را تكان دادم، یعنی كافی است. پیرمرد قهوهچی آرام دور مُضیف [مهمانخانه قبیله كه نقش یك مركز سیاسی، اجتماعی، قضایی و دینی را در زندگی عربهای هور بازی میكند] میگشت و برحسب اهمیت حاضران، برای آنها قهوه میریخت.»
عربهای هور چگونه برای خود خانه میسازند؟
خانهسازی با نی!
طراحی و شیوه جالب توجه ساخت خانه در مناطق هورنشین هم یكی دیگر از نكات مهمی است كه راوی عربهای هور به آن اشاره كرده است: «خانه صحین روی جزیرهای ساخته شده بود. من فكر میكردم باید یا جزیرهای طبیعی باشد یا بقایای تپهای باستانی، اما وقتی ده را ترك میكردیم، متوجه شدم كه از طبقاتِ یك در میان خاك و نی كوبیده ساخته شده. در حقیقت شكل استادانه همان سكوی نیینی بود كه خانه زائر [یكی از كسانی كه تسنیجر در این سفر مهمان او شده است] در قباب روی آن ساخته شده بود. شیوه ساخت این سكوها چنین بود كه نخست میان آب محوطهای كافی برای خانه در نظر میگرفتند و دیواری از نی به ارتفاع شش متر گرد آن میكشیدند؛ بعد محوطه را از دستههای نی پر میكردند تا از سطح آب بیرون بزند. آنگاه باز هم نی میگذاشتند و میكوبیدند تا محكم شود. وقتی پی سكو به اندازه كافی محكم میشد، ساختن خانه را آغاز میكردند. دستههای نی را در سكو فرو میبردند و آنها را به شكل قوس میبستند. اگر آب كف خانه را میگرفت یا قسمت زیرین نشست میكرد، كافی بود صاحبخانه چند دسته نی تازه به پی سكو اضافه كند.»
سختیهای زندگی در كنار گاومیشها
گاومیشهای قیرخور!
گاومیشها بخش مهمی از زندگی و اقتصاد ساكنان هور را تشكیل میدهند؛ موجوداتی كه گاهی موجب مرگ و ضرر مردم مناطق این منطقه میشوند و گاهی نیز با استفاده از شیر و گوشت آنها راهی خوب برای درآمدزایی در این مناطق ایجاد میشود. راوی كتاب در بخشهای مختلفی از سختیهای زندگی در كنار گاومیشها نوشته است: «دیدم كه شبها بلمها را با طناب در فاصله صدمتری ساحل درون بركههایی میبندند. یونس گفت این باعث میشود كه گاومیشها نتوانند به قایقها برسند و قیرشان را بخورند. گاومیشهای بعضی از دهات عادت دارند قیر بلمها را بخورند. معدان [لفظی كه برای اشاره به ساكنان هور در میان برخی اعراب متداول است] وقتی به منطقه ناآشنایی برسند، اول درباره گاومیشهای آنها میپرسند كه آیا عادت به خوردن قیر دارند یا نه! نیز به من میگفتند كه قیر را از ناحیه هیت [شهری در عراق] میآورند كه از نواحی مجاور فرات و نزدیك بغداد است. در جنوب عراق چوب مناسب بلم پیدا نمیشود. بلمسازها برای دندههای بلم چوب درخت توت كردستان را ترجیح میدهند. الوارهای طولی بلم معمولا از خارج وارد میشود... .»
اطلاعات فوری
عنوان: عربهای هور
نویسنده: ویلفرد تسیجر
مترجم: محمد جواهركلام/ عبدالحسین جواهری
ناشر: نشر شادگان
تعداد صفحات: 259
قیمت: 25هزار تومان
پیشبینی زمان مطالعه: 7 تا 9 روز
ویلفرد تسیجر انگلیسی یكی از معدود خارجیهایی است كه سعی كرده با حضور در میان برخی اعراب ساكن این مناطق، با فرهنگ و آداب و رسوم آنها آشنا شود؛ فرهنگی كه بخشی از آن منحصر به ساكنان این مناطق و برخی دیگر نیز خصلت مشترك همه اعراب ایران و عراق یعنی «مهماننوازی» است.
تسیجر كه سفر به مناطق مختلف كشورهای مشرقزمین را تا سالهای پایانی عمر خود ادامه داد، در حوالی سال 1952 میلادی مدت نسبتا طولانی را در میان عربهای هورنشین جنوب ایران و عراق زندگی كرد و خاطرات خود را در قالب كتاب معروف «عربهای هور» نوشت. این اثر گذشته از آن كه حاوی خاطرات جالب راوی آن از سفر به مناطق مختلف هور و آبوهوای ویژه آن است، یك مرجع كامل مردمشناسانه از زندگی مردم این مناطق است.
نویسنده كه روحیهای ماجراجو دارد سعی كرده تا ارتباطی نزدیك با مردم این مناطق برقرار كند و البته از تسلط نسبی خود بر علم پزشكی نیز استفاده كرده تا با تلاش برای حل برخی مشكلات پزشكی ساده مردمان این مناطق به نوعی ارتباط خود را با آنها مستحكمتر كند. كتاب عربهای هور همچنین شامل ۱۱۰ عكس كاملا طبیعی و بكر از لحظههای ناب هور است كه بخشهایی از زندگی مردم این مناطق را به تصویر كشیده است.
قهوه نوشیدنی محبوب عربهای هور
آداب خوردن قهوه
تسیجر در بخشهای مختلف كتاب به آداب خاص مردمان هور اشاره كرده و یكی از این عادتهای جالب شیوه درست كردن و خوردن قهوه است: «كنار اجاق، یك دوجین قهوهجوش دیده میشد كه بزرگترینشان نیممتر طول داشت و به شیوه اعراب، برای تخلیه تفاله قهوه به كار میرفت. پیرمردی در لباس سفید سرگرم آماده كردن قهوه بود. من و او تنها كسانی بودیم كه عبا نداشتیم. پیرمرد بعد از برشته شدن دانههای قهوه، آنها را در هاون برنجی كوچكی ریخت و با حركات یكنواخت دست آرد كرد. آنگاه در فنجانها كمی قهوه ریخت و یكی را دست فالح [شیخ قبیله] داد. فالح از او خواست كه اول به من بدهد. من نپذیرفتم. عاقبت با اصرار فالح، فنجان قهوه را گرفتم و سركشیدم. از آنجا كه از آداب اعراب در خوردن قهوه اطلاعاتی داشتم، سه فنجان قهوه خوردم، بعد فنجان را تكان دادم، یعنی كافی است. پیرمرد قهوهچی آرام دور مُضیف [مهمانخانه قبیله كه نقش یك مركز سیاسی، اجتماعی، قضایی و دینی را در زندگی عربهای هور بازی میكند] میگشت و برحسب اهمیت حاضران، برای آنها قهوه میریخت.»
عربهای هور چگونه برای خود خانه میسازند؟
خانهسازی با نی!
طراحی و شیوه جالب توجه ساخت خانه در مناطق هورنشین هم یكی دیگر از نكات مهمی است كه راوی عربهای هور به آن اشاره كرده است: «خانه صحین روی جزیرهای ساخته شده بود. من فكر میكردم باید یا جزیرهای طبیعی باشد یا بقایای تپهای باستانی، اما وقتی ده را ترك میكردیم، متوجه شدم كه از طبقاتِ یك در میان خاك و نی كوبیده ساخته شده. در حقیقت شكل استادانه همان سكوی نیینی بود كه خانه زائر [یكی از كسانی كه تسنیجر در این سفر مهمان او شده است] در قباب روی آن ساخته شده بود. شیوه ساخت این سكوها چنین بود كه نخست میان آب محوطهای كافی برای خانه در نظر میگرفتند و دیواری از نی به ارتفاع شش متر گرد آن میكشیدند؛ بعد محوطه را از دستههای نی پر میكردند تا از سطح آب بیرون بزند. آنگاه باز هم نی میگذاشتند و میكوبیدند تا محكم شود. وقتی پی سكو به اندازه كافی محكم میشد، ساختن خانه را آغاز میكردند. دستههای نی را در سكو فرو میبردند و آنها را به شكل قوس میبستند. اگر آب كف خانه را میگرفت یا قسمت زیرین نشست میكرد، كافی بود صاحبخانه چند دسته نی تازه به پی سكو اضافه كند.»
سختیهای زندگی در كنار گاومیشها
گاومیشهای قیرخور!
گاومیشها بخش مهمی از زندگی و اقتصاد ساكنان هور را تشكیل میدهند؛ موجوداتی كه گاهی موجب مرگ و ضرر مردم مناطق این منطقه میشوند و گاهی نیز با استفاده از شیر و گوشت آنها راهی خوب برای درآمدزایی در این مناطق ایجاد میشود. راوی كتاب در بخشهای مختلفی از سختیهای زندگی در كنار گاومیشها نوشته است: «دیدم كه شبها بلمها را با طناب در فاصله صدمتری ساحل درون بركههایی میبندند. یونس گفت این باعث میشود كه گاومیشها نتوانند به قایقها برسند و قیرشان را بخورند. گاومیشهای بعضی از دهات عادت دارند قیر بلمها را بخورند. معدان [لفظی كه برای اشاره به ساكنان هور در میان برخی اعراب متداول است] وقتی به منطقه ناآشنایی برسند، اول درباره گاومیشهای آنها میپرسند كه آیا عادت به خوردن قیر دارند یا نه! نیز به من میگفتند كه قیر را از ناحیه هیت [شهری در عراق] میآورند كه از نواحی مجاور فرات و نزدیك بغداد است. در جنوب عراق چوب مناسب بلم پیدا نمیشود. بلمسازها برای دندههای بلم چوب درخت توت كردستان را ترجیح میدهند. الوارهای طولی بلم معمولا از خارج وارد میشود... .»
اطلاعات فوری
عنوان: عربهای هور
نویسنده: ویلفرد تسیجر
مترجم: محمد جواهركلام/ عبدالحسین جواهری
ناشر: نشر شادگان
تعداد صفحات: 259
قیمت: 25هزار تومان
پیشبینی زمان مطالعه: 7 تا 9 روز




