رئیس خوب، رئیس بد، رئیس خنثی

«رئیس خوب» می‌تواند مثالی خوب و موفق از سینمای اسپانیا باشد

رئیس خوب، رئیس بد، رئیس خنثی

صنعت سینمای اسپانیا انواع و اقسام ژانرهای سینمایی را در بهترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد و هر از چندگاهی یک‌بار محصولاتی را به دوستداران سینما ارائه می‌دهد که با لحن غیرمتعارف و خاص خود از یک‌سو تعجب اهل‌فن را برمی‌انگیزند و از سوی دیگر تحسین و تشویق آنان را. در بین محصولات رنگارنگ و متنوع سینمای اسپانیا، کمدی درام‌های اجتماعی و خانوادگی جایگاه خاصی دارند و فیلمسازان اسپانیایی با زبان خاص و منحصر به‌فرد هنری‌شان، داستان‌هایی سرشار از طنز را به تصویر می‌کشند. تماشاگران این فیلم‌ها با وجود آگاهی از تلخی و تندی داستان‌هایی که تعریف می‌شوند، همراه با اقدامات شخصیت‌های محوری خنده سر می‌دهند و در همان حال برایشان دل می‌سوزانند. از این منظر، شاید تنها بتوان کمدی درام‌های ایتالیایی را رقیب فیلم‌های موفق این ژانر اسپانیایی معرفی کرد. «رئیس خوب» یکی از همین کارهای درخشان سینمای این کشور اروپایی است که داستان تلخ و تیز خود را با زبانی طنز بیان کرده و بیننده‌اش را وادار به تفکر درباره برخی از موضوعات و مشکلات معاصر جامعه صنعتی زده اسپانیا می‌کند.

منتقدان و تحلیلگران سینمایی می‌گویند حتی اگر رئیس خوب با نامزدی در 20 رشته مختلف مراسم جوایز گویا (اسکار اسپانیایی) دست به یک رکوردشکنی تازه نمی‌زد و جوایز مهمی چون بهترین فیلم، کارگردان، بازیگر مرد نقش اول و فیلمنامه را نمی‌گرفت، باز هم اثر سینمایی باارزش و باشکوهی بود که چیزی از بزرگی و اهمیت آن نمی‌کاست. خاویر باردم مطرح‌ترین چهره سینمای سال‌های اخیر اسپانیا، در رئیس خوب در قالب شخصیت مدیر کارخانه‌ای با نام خولیو بلانکو ظاهر می‌شود. خولیو خوش‌صحبت، کاریزماتیک و فعال است و سعی دارد به بهترین نحو ممکن کارخانه صنعتی‌اش را به صورت خانوادگی سرمایه‌گذاری و   مدیریت کند. در پشت چهره خندان و مهربان خولیو و ظاهر آرام کارخانه، تنش و چالش‌های سختی به‌صورت زیرپوستی وجود دارد و زمانی که خبر می‌رسد ماموران  دولتی قصد بازدید از کارخانه را دارند، تضادها و تنش‌ها نمایان می‌شوند. خولیو می‌خواهد بار دیگر جایزه سالانه بهترین تاجر سال را از آن خود کند اما بیکاری کارگردان و اخراج یکی از آنها (که باعث چادرزدنش در روبه‌روی در ورودی کارخانه می‌شود) کار این رئیس خوب را مشکل و تا حدودی غیرممکن می‌کند.
فرناندو لیون دآرانوا کارگردان فیلم آن را براساس فیلمنامه اصیل و غیراقتباسی خودش ساخته است. او فیلمنامه رئیس خوب را اوایل سال 2020 آماده کرد و در گفت‌وگویی اظهار داشت آن را با نگاهی به چند خبر رسانه‌ای در ارتباط  با تظاهرات و اعتصابات کارگردانی یک‌سال اخیر کشورش نوشته است. او اشاره‌ای به رویداد خاصی نکرد و اعلام کرد داستانش حالتی جهانشمول دارد که می‌تواند هر زمانی و در هر نقطه‌ای از خاک اسپانیا اتفاق بیفتد. با انتخاب باردم برای ایفای نقش شخصیت خولیوی بدجنس و ریاکار، کار فیلمبرداری در اکتبر همین سال شروع شد. چهره باردم توسط گریمورها حدود 15ــ10سال پیرتر شد و موهایش را  سفید کردند. این بازیگر که عنوان ستاره خوش‌چهره سینمای اسپانیا را دارد با کمال میل حاضر شد این‌گونه گریم شود. باردم در مصاحبه‌ای گفت: «برایم نقش و فیلمنامه مهم است و نه این‌که روی پرده جذاب و خوش‌قیافه دیده شوم. شخصیت خولیو یکی از آن شخصیت‌های کمیاب و ناب سینمایی است که امکان بازی در نقش آنها خیلی کم پیش می‌آید. خوشحالم که دآرانوا مرا برای این نقش انتخاب کرد.»
گروه سازنده تا دسامبر 2020 مشغول فیلمبرداری صحنه‌های آن در شهر کوچک موستولس بودند و از ترس کووید ــ 19، کاملا مراقب رعایت مسائل پزشکی بودند. نخستین نمایش بین‌المللی فیلم در سپتامبر 2021 در جشنواره بین‌المللی فیلم سن‌سباستین با استقبال پرشور منتقدان اسپانیایی و خارجی همراه بود. اکتبر همین سال اکران عمومی رئیس خوب در اسپانیا آغاز شد و با فروشی بالای 4‌میلیون دلار، در ردیف چهارمین فیلم پرفروش سال قرار گرفت. تحلیلگران اقتصادی با توجه به لحن غیرمتعارف و روشنفکرانه فیلم، از این رقم فروش به‌عنوان یک پدیده خوب فرهنگی اسم بردند. به‌گفته آنها چنین استقبالی معمولا فقط از بلاک‌باسترهای اکشن و ابرقهرمانانه صورت می‌گیرد و نه اثری که با لحنی کمدی درباره مشکلات تلخ یک جامعه صحبت می‌کند. با این حال، اهل‌فن حضور باردم در فیلم را یک امتیاز مثبت اقتصادی اعلام کردند. نمایش عمومی رئیس خوب در بقیه کشورهای اروپایی هم با استقبال خوب تماشاگران همراه بود.
این در حالی است که نگاه منتقدان هم به این کمدی درام پرتنش ضدسرمایه‌داری بسیار خوب و مثبت بوده‌است. به نوشته سایت روتن تومیتو بیش از 90درصد نقدها و مرورهای فیلم مثبت و در تحسین فیلم، داستان، کارگردانی و بازی‌های آن بوده است. از جمله گای لوج منتقد ورایتی نوشت: «دآرانوا موفق به خلق طنز کنایه‌آمیز جذاب و باشکوهی شده که تماشاچی را تا پایان ماجرا با خود همراه می‌کند. با وجود داستان پیچیده و نه‌چندان ساده فیلم، جنبه سرگرمی در آن کاملا حفظ شده و بیننده‌اش را خسته نمی‌کند.» عموم منتقدان سینمایی در نوشته‌هایشان در کنار اشاره به بازی‌های عالی و یکدست گروه بازیگرانش، روی جنبه عمیق و در عین حال بانمک بودن داستان تاکید کرده‌اند. باردم که در بلاک‌باسترهایی چون «دزدان دریایی کارائیب» و فیلم‌های جیمزباندی شخصیت‌های شرور و بدخواهی را به نمایش گذاشته، در 
رئیس خوب در قالب مدیری کاریزماتیک و خوش برخورد هیولایی را ارائه می‌دهد که خباثت آن چند برابر بیشتر از خباثت آن شخصیت‌های محصولات هالیوودی است. نوع نگاه فیلمساز به شخصیت خولیو و پایانی که برایش رقم می‌زند، بیشتر از هر چیز دیگر بیننده را از این شخصیت و روحیاتش متنفر می‌کند و این هنر فیلمسازی است که به‌خوبی می‌داند چگونه شخصیت‌هایش را پرورش دهد و چگونه روی اعصاب بیننده‌اش راه برود و او را دلواپس و متفکر از سالن تاریک سینما راهی خانه‌اش کند. شخصیت خولیو آن موجود تنفربرانگیزی است که خاطره‌اش تا مدت‌ها ذهن تماشاگر سینما را به‌خود مشغول کرده و راحتش نمی‌گذارد. بازی بی‌نقش باردم هم کمک زیادی می‌کند تا این حس در بیننده ایجاد شده و پایدار بماند.