نگاهها به «پلاک ۱۳»
تأثیر نقشهای قدیمی بر سریالهای جدید
سریال «پلاک۱۳» یک مجموعه طنز اجتماعی در قالب کمدی موقعیت (سیتکام) به کارگردانی آرش معیریان و تهیهکنندگی سلیم ثنائی است که در 90 قسمت 30 دقیقهای از شبکه سه پخش شد. این مجموعه که در راستای فرهنگسازی بیمه حرکت میکند، مانند بسیاری از سریالهای طنز از حساسیتها و انتقادها در فضای اجتماعی بینصیب نمانده است. منتقدان سریال در فضای مجازی معتقدند سریال نتوانسته در شخصیتپردازی درست عمل کند، لوکیشنهای کسالتآوری داشته و مفهوم آموزندهای را به مخاطب ارائه نکرده است.
جبار آذین، نویسنده و منتقد در مصاحبهای بیان میکند: «کارگردانها به جای این که ادامه دهنده مسیر رضا عطاران، سروش صحت و مهران مدیری باشند، فرمولهای فیلمفارسی را در قالب سریال پیاده میکنند.» آذین همچنین بر کلیشهای بودن، نداشتن جلوههای خوب بصری و باورپذیر نبودن شخصیتهای این سریال اشاره میکند.
عوامل و سازندگان پلاک13 در مصاحبههای مختلف نظراتی درباره این مجموعه ارائه کردهاند که به اختصار به آنها میپردازیم. سلیم ثنائی، تهیهکننده در مصاحبهای هدف سریال را نشان دادن سبک زندگی ایرانی ـــ اسلامی عنوان میکند. امیرحسین صدیق اشاره میکند: «سریال در کنار نظرات مختلف با برخی حواشی هم روبهرو بود که به هر حال در ذات هر کار کمدی است.» حسین رفیعی میگوید: «اگر اثری خنثی باشد نه نقد مثبت از او خواهیم دید، نه نقد منفی اما وقتی از فیلم یا سریالی تعریف یا نقد میبینیم، بیانگر این است که این اثر دیده شده است.» نگار عابدی هم میگوید: «شخصیت سریالهای سیتکامی عموما تیپ کاراکتر هستند و به شخصیت تبدیل نمیشوند. فهم من از این شخصیتها این است که روی لبهای حرکت میکنند که هم ویژگیهای شخصیت را دارد و هم ویژگیهای تیپ کاراکتر را».
آرش معیریان، کارگردان مجموعه با اشاره به این که سریال تلاش کرده با تجربه سابژانرهای مختلف کمدی، سلیقههای متنوعی را که به انواع مختلف کمدی میخندند جذب کند، میگوید: «مسائل خط قرمز در همه کشورها وجود دارد و من هم برای این موضوع احترام قائلم. باید مخاطبان مختلف را در همه ردههای سنی در نظر گرفت.» امیر ابیلی، نویسنده سریال هم از سختی نوشتن فیلمنامه طنز برای تلویزیون میگوید: «چنین کمدیهایی که روتین و روزانه است و از پخش تا تولید که درنهایت یکی دو روز بیشتر فاصله ندارد، براساس بداهه بازیگران و سر صحنه شکل میگیرد و ممکن است پایبندی درستی به فیلمنامه وجود نداشته باشد.» ابیلی همچنین در پاسخ به انتقادهایی از جمله آنچه مقاله یک روزنامه درمورد تکراری شدن تیپهای شخصیتی نوشته و اینکه حتی تیپ کمهوش و پررو ولی محبوب علی صادقی نتوانسته است در این سریال امتیاز ویژهای برای سریال کسب کند، میگوید: برخی شخصیتها را دوست داشتیم که تکرار کنیم، چون مردم آنها را دوست دارند و حتی خود علی صادقی هم اصرار به تکرار نقش خود داشته است.
به نظر میرسد آنچه در این بین همه بر آن اتفاق نظر دارند، تلاش برای تکرار مجموعههایی است که همه آنان را محبوب میدانند و هنوز هم تحت تأثیر بعضی کاراکترها، تکیهکلامهایشان را برزبان خود جاری میکنند. باید دید نویسندگان و فیلمسازان این عرصه که تاکنون نیاز و اقبال جامعه به مجموعههای طنز را دریافتهاند، چگونه آثار خود را از دالان ریزبینیها و انتظارات همان جامعه هوشیار عبور میدهند تا اثری فاخر و محبوب ارائه کنند.
جبار آذین، نویسنده و منتقد در مصاحبهای بیان میکند: «کارگردانها به جای این که ادامه دهنده مسیر رضا عطاران، سروش صحت و مهران مدیری باشند، فرمولهای فیلمفارسی را در قالب سریال پیاده میکنند.» آذین همچنین بر کلیشهای بودن، نداشتن جلوههای خوب بصری و باورپذیر نبودن شخصیتهای این سریال اشاره میکند.
عوامل و سازندگان پلاک13 در مصاحبههای مختلف نظراتی درباره این مجموعه ارائه کردهاند که به اختصار به آنها میپردازیم. سلیم ثنائی، تهیهکننده در مصاحبهای هدف سریال را نشان دادن سبک زندگی ایرانی ـــ اسلامی عنوان میکند. امیرحسین صدیق اشاره میکند: «سریال در کنار نظرات مختلف با برخی حواشی هم روبهرو بود که به هر حال در ذات هر کار کمدی است.» حسین رفیعی میگوید: «اگر اثری خنثی باشد نه نقد مثبت از او خواهیم دید، نه نقد منفی اما وقتی از فیلم یا سریالی تعریف یا نقد میبینیم، بیانگر این است که این اثر دیده شده است.» نگار عابدی هم میگوید: «شخصیت سریالهای سیتکامی عموما تیپ کاراکتر هستند و به شخصیت تبدیل نمیشوند. فهم من از این شخصیتها این است که روی لبهای حرکت میکنند که هم ویژگیهای شخصیت را دارد و هم ویژگیهای تیپ کاراکتر را».
آرش معیریان، کارگردان مجموعه با اشاره به این که سریال تلاش کرده با تجربه سابژانرهای مختلف کمدی، سلیقههای متنوعی را که به انواع مختلف کمدی میخندند جذب کند، میگوید: «مسائل خط قرمز در همه کشورها وجود دارد و من هم برای این موضوع احترام قائلم. باید مخاطبان مختلف را در همه ردههای سنی در نظر گرفت.» امیر ابیلی، نویسنده سریال هم از سختی نوشتن فیلمنامه طنز برای تلویزیون میگوید: «چنین کمدیهایی که روتین و روزانه است و از پخش تا تولید که درنهایت یکی دو روز بیشتر فاصله ندارد، براساس بداهه بازیگران و سر صحنه شکل میگیرد و ممکن است پایبندی درستی به فیلمنامه وجود نداشته باشد.» ابیلی همچنین در پاسخ به انتقادهایی از جمله آنچه مقاله یک روزنامه درمورد تکراری شدن تیپهای شخصیتی نوشته و اینکه حتی تیپ کمهوش و پررو ولی محبوب علی صادقی نتوانسته است در این سریال امتیاز ویژهای برای سریال کسب کند، میگوید: برخی شخصیتها را دوست داشتیم که تکرار کنیم، چون مردم آنها را دوست دارند و حتی خود علی صادقی هم اصرار به تکرار نقش خود داشته است.
به نظر میرسد آنچه در این بین همه بر آن اتفاق نظر دارند، تلاش برای تکرار مجموعههایی است که همه آنان را محبوب میدانند و هنوز هم تحت تأثیر بعضی کاراکترها، تکیهکلامهایشان را برزبان خود جاری میکنند. باید دید نویسندگان و فیلمسازان این عرصه که تاکنون نیاز و اقبال جامعه به مجموعههای طنز را دریافتهاند، چگونه آثار خود را از دالان ریزبینیها و انتظارات همان جامعه هوشیار عبور میدهند تا اثری فاخر و محبوب ارائه کنند.




