بازپرسی که دست از پرونده نمیکشد
ساخت «بازجویی یک جنایت» آن هم در سال 62 اتفاقی در سینمای ایران بود که خیلی پی آن را نگرفتند؛ یک فیلم جنایی که در بستری اجتماعی و سیاسی روایت میشود و سالها قبل از «مرد بازنده»، قصه بازپرسی را بهتصویر میکشد که مسؤول یک پرونده قتل میشود اما از جایی به بعد، چون پای مسائل مهمتری به میان میآید با دستوراتی مبنی بر کنارهگیری از پرونده و توقف پیگیری ماجرا روبهرو میشود.
بازجویی یک جنایت سبک و سیاق خاصی دارد و از آن نوای حزنانگیز و چهبسا رعبآور بر زمینه سیاه تیتراژ و آن انبوه زبالههای رهاشده در حاشیه شهر و آژیر پلیس و مراسم تشییع کارخانهداری مقتول به نام هدایتنیا در هوایی بارانی، میتوان پی به قصه و فضای متفاوت اثر بهویژه نسبت به زمان ساخت آن برد. فارغ از مکانیسمهای بازدارنده قهرمان در مرد بازنده و بازجویی یک جنایت، همین روایت سکانس مراسم تشییع مقتولها در بارانی شدید هم بر مشابهتهای دو اثر و بهعبارت بهتر وام گرفتن فیلم محمدحسین مهدویان از فیلم محمدعلی سجادی میافزاید. بهجز اینها خط سیر هر دو مامور هم اشتراکاتی دارد و آنها برای حل پرونده ماجرای قتل و به حکم وظیفه باید با مظنونهای پرتعداد قصه روبهرو شوند و چالشهای آن را هم به جان بخرند. البته تفاوتهای شخصیتی هم بسته به جهان متفاوت دو اثر محسوس است و آن متانت و آراستگی بازپرس بازجویی یک جنایت (با بازی حبیب اسماعیلی و صداپیشگی ناصر طهماسب) نشانی از بیقیدی و خودویرانگری سرهنگ احمد خسروی (جواد عزتی) ندارد. اولی جوانی است که ابتدای فیلم به پیگیری جدی پرونده قتل توصیه میشود و دادستان ستاره ترقی را روی پیشانی او میبیند اما دقیقا وقتی بازپرس ماموریتش را جدیتر میگیرد و میفهمد قاتلان مقتول تحت اراده و جریان دیگری بودند، دستور توقف پیگیری را به او میدهند اما بازپرس که پی به حقایق ناگفتهای برده، دست از پرونده نمیکشد. درست برخلاف سرهنگ خسروی که با پورخندی بهناچار از خیر پیگیری پشت پرده پرونده قتل میگذرد.
نویسنده و کارگردان: محمدعلی سجادی
بازیگران: حبیب اسماعیلی، عنایت بخشی و علی محزون
خلاصه قصه: جسد کارخانهداری به نام هدایتنیا در زبالهدانی اطراف شهر کشف میشود.
علی رستگار - روزنامهنگار
نویسنده و کارگردان: محمدعلی سجادی
بازیگران: حبیب اسماعیلی، عنایت بخشی و علی محزون
خلاصه قصه: جسد کارخانهداری به نام هدایتنیا در زبالهدانی اطراف شهر کشف میشود.
علی رستگار - روزنامهنگار




