درگیری زوج جوان بر سر شامپو
وقتی زن جوان مرتب برای خودش شامپوهای خارجی میخرید، هرگز تصورش را هم نمیکرد این مساله او را به دادگاه خانواده تهران بکشاند. شوهر او که از این موضوع به شدت شاکی بود، پس از یک درگیری شدید، تصمیم به جدایی گرفت.
این مرد وقتی مقابل قاضی دادگاه خانواده تهران قرار گرفت، درباره جزئیات زندگیاش گفت: «از ولخرجیهای همسرم خسته شدهام. پنج سال است با او ازدواج کردهام. ولی در این مدت همیشه از دستش حرص میخورم. او هیچ وقت شرایط مالی مرا درک نمیکند. زندگی سختیهای زیادی دارد، ولی همسرم مرتب به فکر خودش است. همه این سالها تحمل کردم ولی دیگر طاقتم تمام شدهاست. این روزها که همه چیز گران شده، همسرم همچنان به فکر خودش است. او مرتب شامپوهای خارجی میخرد و حاضر نیست از شامپوهای ارزانتر استفاده کند. انواع و اقسام شامپوها را میخرد و بلافاصله هم تمام میشود. او هزینه زیادی صرف این شامپوها میکند. هربار کلی پول خرج میکند. چند بار با او صحبت کردم و گفتم کمتر پول شامپو و مواد بهداشتی بدهد ولی مگر گوش میکند. در این گرانی هر بار کلی هزینه میکند. آخرین بار روز تعطیل پیک یک بسته سفارشی آورد. وقتی برای تحویل جلوی در رفتم، در کمال ناباوری یک جعبه بزرگ به من داد. در جعبه را که باز کردم دیدم همسرم کلی شامپو و نرمکننده خارجی خریدهاست. در صورتی که تازه اینکار را کردهبود. آن شب خیلی عصبانی شدم. نتوانستم خودم را کنترل کنم و دعوای شدیدی با هم داشتیم. همسرم شرایط اقتصادی مرا درک نمیکنم. با این همه گرانی باز هم پول را صرف چیزهای بیخود و غیرضروری میکند. میتواند از شامپوهای ارزانتر استفاده کند. ولی گوشش بدهکار نیست. تازه هر بار که میگویم لجبازی میکند و کارش را با اصرار تکرار میکند. ما همان شب فهمیدیم به درد هم نمیخوریم و باید هرچه زودتر از هم جدا شویم.»
در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: «آقای قاضی من اگر شامپوی ارزان استفاده کنم، دچار ریزش مو میشوم. شامپو و مواد بهداشتی چیزی نیست که بخواهم به خاطرش صرفهجویی کنم و سراغ ارزانترها بروم. بارها هم سر این موضوع با شوهرم درگیر شدم ولی او مرتب بهانهگیری میکند. هر بار که میبیند من شامپو خریدهام، دعوا راه میاندازد. در صورتی که این مسالهای نیست که بخواهد به خاطرش زندگیمان را به جهنم تبدیل کند. من فکر میکنم او این موضوع را بهانه کرده چون دیگر نمیخواهد با من زندگی کند. برای همین سر این مساله دعوا به راه انداخت و بعد هم پیشنهاد جدایی را مطرح کرد.
در پایان نیز قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را دید، رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد و از این زوج خواست در فرصت بدست آمده با یک مشاوره خانواده مشورت کنند.
شرایط اقتصادی را درک کنید
سارا شقاقی، روانشناس در این خصوص میگوید: بسیاری از افراد بعد از آن که حرف از جدایی میشود برای پیشگیری و جلوگیری از طلاق به دنبال راه چاره میگردند. گاه زن و شوهر در زندگی زناشویی به جایی میرسند که یکی از آنها پیشنهاد طلاق میدهد. معمولا آنها به رغم علاقهای که به طرف مقابل خود دارند، به دلیل خستگی از دعواها و جنجالها و مشکلات پیش آمده، جدایی و طلاق را تنها و بهترین راه ممکن میدانند اما این زوجها بهتر است بدانند طلاق همیشه بهترین راهحل نیست و گاهی میتوان زندگی مشترک را نجات داد. راههای زیادی برای خارج شدن زن و شوهر از این شرایط بحرانی وجود دارد تا بتوانند دوباره طعم آرامش را بچشند. پیش از هر چیز بهتر است زن و شوهر مهمترین علت اصلی و عوامل طلاق را بشناسند. طلاق و جدایی ناگهانی رخ نمیدهد بلکه حاصل شرایط مختلف، رفتارها و انتخابهای غلط افراد در طول زندگی است. زن و شوهر پیش از آن که تصمیم برای طلاق بگیرند، باید عواملی را که منجر به این اتفاق میشود، بسنجند. آنها بهتر است به جای طلاق گرفتن، از رفتارهای غلط و الگویی که مدام دعواها را تکرار میکند جلوگیری کنند. یکی از طرفین کاری اشتباه انجام میدهد و طرف مقابل او را مقصر میداند. سپس او نیز یک اشتباه در قبال اشتباه او انجام میدهد. همین است که لجبازی رخ میدهد. چنین رفتارهایی پیشبینی کنندههای طلاق نام دارند و به مرور زمان زوجها را دچار مشکلات و اختلافات فراوان میکند. بنابراین بهتر است زن و شوهر در اینگونه شرایط دست از لجبازی در زندگی زناشویی بردارند. در این شرایط اقتصادی زوجین باید شرایط را بیشتر درک کرده و سعی کنند در زندگی بیشتر صرفهجویی کنند. درک نکردن شرایط طرف مقابل میتواند زندگی را به سمت سقوط پیش ببرد و باعث شود مرد تصور کند در مسیر تامین هزینههای زندگی تنهاست و همسرش او را درک نمیکند.
در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: «آقای قاضی من اگر شامپوی ارزان استفاده کنم، دچار ریزش مو میشوم. شامپو و مواد بهداشتی چیزی نیست که بخواهم به خاطرش صرفهجویی کنم و سراغ ارزانترها بروم. بارها هم سر این موضوع با شوهرم درگیر شدم ولی او مرتب بهانهگیری میکند. هر بار که میبیند من شامپو خریدهام، دعوا راه میاندازد. در صورتی که این مسالهای نیست که بخواهد به خاطرش زندگیمان را به جهنم تبدیل کند. من فکر میکنم او این موضوع را بهانه کرده چون دیگر نمیخواهد با من زندگی کند. برای همین سر این مساله دعوا به راه انداخت و بعد هم پیشنهاد جدایی را مطرح کرد.
در پایان نیز قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را دید، رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد و از این زوج خواست در فرصت بدست آمده با یک مشاوره خانواده مشورت کنند.
شرایط اقتصادی را درک کنید
سارا شقاقی، روانشناس در این خصوص میگوید: بسیاری از افراد بعد از آن که حرف از جدایی میشود برای پیشگیری و جلوگیری از طلاق به دنبال راه چاره میگردند. گاه زن و شوهر در زندگی زناشویی به جایی میرسند که یکی از آنها پیشنهاد طلاق میدهد. معمولا آنها به رغم علاقهای که به طرف مقابل خود دارند، به دلیل خستگی از دعواها و جنجالها و مشکلات پیش آمده، جدایی و طلاق را تنها و بهترین راه ممکن میدانند اما این زوجها بهتر است بدانند طلاق همیشه بهترین راهحل نیست و گاهی میتوان زندگی مشترک را نجات داد. راههای زیادی برای خارج شدن زن و شوهر از این شرایط بحرانی وجود دارد تا بتوانند دوباره طعم آرامش را بچشند. پیش از هر چیز بهتر است زن و شوهر مهمترین علت اصلی و عوامل طلاق را بشناسند. طلاق و جدایی ناگهانی رخ نمیدهد بلکه حاصل شرایط مختلف، رفتارها و انتخابهای غلط افراد در طول زندگی است. زن و شوهر پیش از آن که تصمیم برای طلاق بگیرند، باید عواملی را که منجر به این اتفاق میشود، بسنجند. آنها بهتر است به جای طلاق گرفتن، از رفتارهای غلط و الگویی که مدام دعواها را تکرار میکند جلوگیری کنند. یکی از طرفین کاری اشتباه انجام میدهد و طرف مقابل او را مقصر میداند. سپس او نیز یک اشتباه در قبال اشتباه او انجام میدهد. همین است که لجبازی رخ میدهد. چنین رفتارهایی پیشبینی کنندههای طلاق نام دارند و به مرور زمان زوجها را دچار مشکلات و اختلافات فراوان میکند. بنابراین بهتر است زن و شوهر در اینگونه شرایط دست از لجبازی در زندگی زناشویی بردارند. در این شرایط اقتصادی زوجین باید شرایط را بیشتر درک کرده و سعی کنند در زندگی بیشتر صرفهجویی کنند. درک نکردن شرایط طرف مقابل میتواند زندگی را به سمت سقوط پیش ببرد و باعث شود مرد تصور کند در مسیر تامین هزینههای زندگی تنهاست و همسرش او را درک نمیکند.




