من زودیاک نیستم
نامه ها تا پیش از گسترش فناوریهای ارتباطی سالهای اخیر، مهمترین وسیله ارتباطی بودند و طیف متنوعی داشتند؛ از نامههای عمیقا دوستانه میان مری و مکس در فیلمی به همین نام گرفته تا نامههای رمزگذاریشده و تهدیدآمیز یک قاتل سریالی با نام مستعار زودیاک به روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل. این دومی به قدری سازوکار نامهنگاری را تغییر داد که تا مدتها میشد سایه سنگین و رعبآور آن را روی بستههای پستی و نامههای دریافتشده در آمریکا حس کرد.
در فیلم «زودیاک» به کارگردانی دیوید فینچر که براساس کتابی به همین نام به قلم رابرت گری اسمیت ساخته شده، نامههای زودیاک به دفتر روزنامه نقش مهمی در پیشبرد روایت جنایی و معمایی دارد. قصهای که با نگاهی به ماجرا و شخصیتی واقعی در آمریکای اواخر دهه60 و دهه70 شکل گرفته و سراغ جنایتهای یکی از قاتلان سریالی میرود که هیچگاه دستگیر نشد. البته فرق اساسی زودیاک با دیگر همتایانش این بود که حتی اسم و هویت واقعیاش هم مشخص نشد و باوجود برخی گمانهزنیها و سوءظنهای جدی به چند گزینه، هیچوقت نه پلیس و نه رسانههای آمریکا نتوانستند پی به واقعیت شخصیت زودیاک ببرند.
دیوید فینچر که چند سال قبل تجربه درخشان ساخت فیلم جنایی معمایی «هفت» را داشت، در زودیاک هم روایت جذابی در این زمینه دارد و باز هم فیلم مهیج و پرتعلیقی میسازد. هرچند چالش او در این اثر بیشتر از فیلم هفت است چون هم باید به واقعیت موجود و راز سر به مهر زودیاک وفادار بماند و هم کنجکاویهایی برای جلب نظر مخاطبان ایجاد کند. وجود شخصیتی به نام آرتور لی آلن در قصه که بیشترین انطباق را با مشخصات زودیاک دارد، ترفند خوبی برای این جذابیت و تعلیق دائمی داستان است و نقصانهای فقدان فیزیکی یک ضدقهرمان محوری اما کاریزماتیک را پر میکند. همین یک دیالوگ آلن برای روایت پرتعلیق فیلم و آن فضای مرموز قصه و واقعیت کفایت میکند؛ آنجا که ساعت برند زودیاک به مچ دارد و خیلی خونسرد خطاب به کارآگاهان پلیس که برای بازجویی از او به زندان آمدهاند، میگوید: «من زودیاک نیستم، اگر هم بودم، امکان نداشت بهتون بگم!»
زودیاک
سال: 2007
نویسنده: جیمز وندربیت
کارگردان: دیوید فینچر
بازیگران: جیک جیلنهال، رابرت داونیجونیور، مارک رافلو، جان کارول لینچ
خلاصه قصه: نامههای رمزگذاریشدهای از سوی یک قاتل سریالی با نام مستعار زودیاک به دفتر یک روزنامه ارسال میشود.
علی رستگار - روزنامهنگار
دیوید فینچر که چند سال قبل تجربه درخشان ساخت فیلم جنایی معمایی «هفت» را داشت، در زودیاک هم روایت جذابی در این زمینه دارد و باز هم فیلم مهیج و پرتعلیقی میسازد. هرچند چالش او در این اثر بیشتر از فیلم هفت است چون هم باید به واقعیت موجود و راز سر به مهر زودیاک وفادار بماند و هم کنجکاویهایی برای جلب نظر مخاطبان ایجاد کند. وجود شخصیتی به نام آرتور لی آلن در قصه که بیشترین انطباق را با مشخصات زودیاک دارد، ترفند خوبی برای این جذابیت و تعلیق دائمی داستان است و نقصانهای فقدان فیزیکی یک ضدقهرمان محوری اما کاریزماتیک را پر میکند. همین یک دیالوگ آلن برای روایت پرتعلیق فیلم و آن فضای مرموز قصه و واقعیت کفایت میکند؛ آنجا که ساعت برند زودیاک به مچ دارد و خیلی خونسرد خطاب به کارآگاهان پلیس که برای بازجویی از او به زندان آمدهاند، میگوید: «من زودیاک نیستم، اگر هم بودم، امکان نداشت بهتون بگم!»
زودیاک
سال: 2007
نویسنده: جیمز وندربیت
کارگردان: دیوید فینچر
بازیگران: جیک جیلنهال، رابرت داونیجونیور، مارک رافلو، جان کارول لینچ
خلاصه قصه: نامههای رمزگذاریشدهای از سوی یک قاتل سریالی با نام مستعار زودیاک به دفتر یک روزنامه ارسال میشود.
علی رستگار - روزنامهنگار




