حمیدرضا خزایی، استاد دانشگاه و کارشناس رسانه:
لازمه تحول، چابکسازی نیروی انسانی است
اگر بگوییم حمیدرضا خزایی حق پدری در رسانهملی بهویژه رادیو دارد، کم نگفتهایم. او سالهای بسیاری در رسانه حضور داشته و پژوهشهای مختلف انجام داده است. او همراه همکارانش در سالهایی که خبر از جنگ، بمباران و ... بود، مدیریت رادیوجبهه را به عهده داشت و همه رویدادهای جنگ را لحظهبهلحظه برای مردم گزارش میکردند. او سابقه مدیریت در شبکههای رادیویی دارد و همچنین قائممقام اسبق معاونت صدا بود. خزایی شاگردان بسیاری را در حوزه رسانه آموزش داده است.
خزایی در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه شما سالها در صداوسیما کار کردید و مخاطب را میشناسید چه پیشنهادهایی در حوزه محتوا، خبر، سریال، آثار نمایشی و غیرنمایشی و رادیویی دارید تا شاهد تحول در این رسانه باشیم، میگوید: تحول و تغییر در یک رسانه اول باید در برنامهریزی سازمان باشد. یعنی اهمیتدادن به نظام برنامهریزی در یک مجموعه رسانهای و سپس ارزشگذاری بر نیروهای تولیدکننده و نیروهایی که میتوانند در جامعه کارهای تاثیرگذار ایجاد کنند. مهمترین فاکتور در یک سازمان رسانهای حفظ نیروی انسانیاش است و نیروی انسانی هم باید کسی باشد که حتما در کار رسانه متخصص بوده و بتواند در زمینه محتوا و کارهای تاثیرگذار اقدامات نویی انجام دهد. همچنین برنامههایی در ساختارهای جدید تولید کند.
توجه به ساختارها
وی ادامه میدهد: برای رسانهای که این همه نیرو و مخاطب دارد حفظ مخاطب عامل دوم است؛ یعنی اول باید به ساختارهایمان توجه و ساختار نیروی انسانی خود را حفظ و بعد به مخاطبمان توجه کنیم. یعنی در یک فرآیند رسانهای بازهم مهمترین عامل مخاطب، شنونده و بیننده است. برنامهریزی، مغز یک سازمان است و اگر بتوانیم خوب برنامهریزی کنیم و آینده را خوب ببینیم و آیندهپژوهی کنیم، میتوانیم برای سالهای متمادی آینده کار و شناختی از جامعه پیدا کنیم و با تحقیق و پژوهش نیازهای جامعه را فراهم آوریم و همه این موارد به تحول در سازمان منجر میشود.
خزایی با اشاره به اینکه تحول چند فاکتور دارد و یک فاکتورش نیروی انسانی است که بسیار هم پراهمیت است، تصریح میکند: وقتی صحبت از مخاطب میشود باید دید مخاطب چه نیازی دارد و براساس نیازش با مصلحتی که برای جامعه در نظر میگیریم، برنامهسازی کنیم. برنامهسازی در یک رسانه به این مهمی باید کارا و بهصورت تبلیغات غیرمستقیم باشد. یعنی هر وقت مستقیم حرکت کردیم در برنامهریزی موفق نبودیم. باید به سریالها، فیلم سینمایی، تولیدات نمایشی و غیرنمایشی اهمیت دهیم و باید برای برنامههای آینده سازمان صداوسیما برنامهریزی کنیم.
بودجه دولت نباید قطع شود
این مدرس دانشگاه درباره آگهیهای بازرگانی رسانهملی بیان میکند: همچنین آگهیهای بازرگانی هم باید مدیریت شود. ضمن اینکه دولت و حکومت برای برنامهسازی در رسانه باید هزینه دهد و نباید صرفا هزینهها را از آگهیها بهدستبیاوریم و باید بخش مهمی از آن را از طریق بودجههای دولتی انجام دهیم و یک بخش هم آگهی باشد. اگر در کل به برنامههای سازمان نگاه کنیم، میبینیم در برخی مواقع آگهیهای بازرگانی و برنامههای مشارکتی بر کل حتی برنامههای محتوایی سوار شده و این یک آفت است. بنابراین اگر میخواهیم تحول ایجاد کنیم باید اینها را سر و سامان دهیم و کمترشان کنیم و هدفمند و بابرنامه باشیم.وی ادامه میدهد: با توجه به بودجه و نیروی انسانی سازمان، باید نیروها چابک شوند و نیروهای کیفی در سازمان باشند و تعداد نیروهای مازاد را کمکم کاهش دهند. برای کارشناس باید بانک کارشناس خیلی قوی در تمام زمینهها داشته باشیم. مثل زمینههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. به فرهنگ و هنر در سازمان باید توجه زیادی شود و اگر بخواهیم این کار را بکنیم باید جذب نیروهایمان خیلی دقیق و حسابشده باشد و پس از اینکه جذب کردیم باید در نگهداشتشان خیلی تلاش کنیم.
توجه به آموزش
خزایی با اشاره به پرورش نویسندگان برای ایجاد تغییر در سازمان صداوسیما میگوید: نویسندگانی که در جامعه هستند باید پرورش پیدا کنند و به آنان بها داده شود و حفظ و نگهداری شوند تا بتوان از وجودشان برای آینده سازمان استفاده کرد. به نظر من فاکتور برنامهریزی، توجه به نیروی انسانی، آیندهپژوهی برای سازمان و کل رسانه، توجه به مخاطب و نیروی انسانی چابک، یعنی نیروی انسانیای که بتواند نیازهای رسانهای مخاطبان خود را تامین کند همگی فاکتورهایی هستند که باید در زمان تحول به آنها توجه کرد و اگر به اینها توجه کنیم میتوانیم تحول خوبی در سازمان ایجاد کنیم که یک کار کوتاهمدت هم نیست و باید به این کار درازمدت نگاه کرد و از نظر آموزش به نیروها خیلی بها داد.
وی در پایان میافزاید: آموزش میتواند فاکتور خیلی خوبی برای تحول باشد. اگر به این موارد توجه کنیم میتوانیم سازمان را متحول و عدالت رسانهای ایجاد کنیم، چون در کشور رقابت رسانهای وجود ندارد. از آنجا که رسانه در خدمت حکومت است باید بتوانیم کاری کنیم تا نیروهایی که داخل این رسانه قرار میگیرند نیروهای ارزشی، باکیفیت و مولد باشند تا بتوانند تحول لازم را در سطح جامعه و در رسانه ایجاد و کاری کنند که نتیجهاش تاثیر روی مخاطب و جامعه باشد.
بهرهبردن از موسیقیهای درجه یک
خزایی در بخشهایی از صحبتهایش تاکید میکند: زمینههای هنری در یک رسانه باید در اولویت قرار بگیرد. برای اینکه بخواهیم تحول ایجاد کنیم باید به این نکته توجه کنیم افرادی که جذب این سازمان میشوند چه در زمینه فرهنگ و چه در زمینه هنر باید یک گام جلوتر از بقیه رسانهها باشند و نباید اجازه دهیم تمام موسیقیهایی که در بیرون ساخته میشود، موسیقیهای درجه یک باشد و در سازمان ما استفاده از موسیقی در درجه دوم و سوم قرار بگیرد. وقتی میخواهیم تحول ایجاد کنیم باید به این حوزه نیز توجه کنیم.
توجه به ساختارها
وی ادامه میدهد: برای رسانهای که این همه نیرو و مخاطب دارد حفظ مخاطب عامل دوم است؛ یعنی اول باید به ساختارهایمان توجه و ساختار نیروی انسانی خود را حفظ و بعد به مخاطبمان توجه کنیم. یعنی در یک فرآیند رسانهای بازهم مهمترین عامل مخاطب، شنونده و بیننده است. برنامهریزی، مغز یک سازمان است و اگر بتوانیم خوب برنامهریزی کنیم و آینده را خوب ببینیم و آیندهپژوهی کنیم، میتوانیم برای سالهای متمادی آینده کار و شناختی از جامعه پیدا کنیم و با تحقیق و پژوهش نیازهای جامعه را فراهم آوریم و همه این موارد به تحول در سازمان منجر میشود.
خزایی با اشاره به اینکه تحول چند فاکتور دارد و یک فاکتورش نیروی انسانی است که بسیار هم پراهمیت است، تصریح میکند: وقتی صحبت از مخاطب میشود باید دید مخاطب چه نیازی دارد و براساس نیازش با مصلحتی که برای جامعه در نظر میگیریم، برنامهسازی کنیم. برنامهسازی در یک رسانه به این مهمی باید کارا و بهصورت تبلیغات غیرمستقیم باشد. یعنی هر وقت مستقیم حرکت کردیم در برنامهریزی موفق نبودیم. باید به سریالها، فیلم سینمایی، تولیدات نمایشی و غیرنمایشی اهمیت دهیم و باید برای برنامههای آینده سازمان صداوسیما برنامهریزی کنیم.
بودجه دولت نباید قطع شود
این مدرس دانشگاه درباره آگهیهای بازرگانی رسانهملی بیان میکند: همچنین آگهیهای بازرگانی هم باید مدیریت شود. ضمن اینکه دولت و حکومت برای برنامهسازی در رسانه باید هزینه دهد و نباید صرفا هزینهها را از آگهیها بهدستبیاوریم و باید بخش مهمی از آن را از طریق بودجههای دولتی انجام دهیم و یک بخش هم آگهی باشد. اگر در کل به برنامههای سازمان نگاه کنیم، میبینیم در برخی مواقع آگهیهای بازرگانی و برنامههای مشارکتی بر کل حتی برنامههای محتوایی سوار شده و این یک آفت است. بنابراین اگر میخواهیم تحول ایجاد کنیم باید اینها را سر و سامان دهیم و کمترشان کنیم و هدفمند و بابرنامه باشیم.وی ادامه میدهد: با توجه به بودجه و نیروی انسانی سازمان، باید نیروها چابک شوند و نیروهای کیفی در سازمان باشند و تعداد نیروهای مازاد را کمکم کاهش دهند. برای کارشناس باید بانک کارشناس خیلی قوی در تمام زمینهها داشته باشیم. مثل زمینههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. به فرهنگ و هنر در سازمان باید توجه زیادی شود و اگر بخواهیم این کار را بکنیم باید جذب نیروهایمان خیلی دقیق و حسابشده باشد و پس از اینکه جذب کردیم باید در نگهداشتشان خیلی تلاش کنیم.
توجه به آموزش
خزایی با اشاره به پرورش نویسندگان برای ایجاد تغییر در سازمان صداوسیما میگوید: نویسندگانی که در جامعه هستند باید پرورش پیدا کنند و به آنان بها داده شود و حفظ و نگهداری شوند تا بتوان از وجودشان برای آینده سازمان استفاده کرد. به نظر من فاکتور برنامهریزی، توجه به نیروی انسانی، آیندهپژوهی برای سازمان و کل رسانه، توجه به مخاطب و نیروی انسانی چابک، یعنی نیروی انسانیای که بتواند نیازهای رسانهای مخاطبان خود را تامین کند همگی فاکتورهایی هستند که باید در زمان تحول به آنها توجه کرد و اگر به اینها توجه کنیم میتوانیم تحول خوبی در سازمان ایجاد کنیم که یک کار کوتاهمدت هم نیست و باید به این کار درازمدت نگاه کرد و از نظر آموزش به نیروها خیلی بها داد.
وی در پایان میافزاید: آموزش میتواند فاکتور خیلی خوبی برای تحول باشد. اگر به این موارد توجه کنیم میتوانیم سازمان را متحول و عدالت رسانهای ایجاد کنیم، چون در کشور رقابت رسانهای وجود ندارد. از آنجا که رسانه در خدمت حکومت است باید بتوانیم کاری کنیم تا نیروهایی که داخل این رسانه قرار میگیرند نیروهای ارزشی، باکیفیت و مولد باشند تا بتوانند تحول لازم را در سطح جامعه و در رسانه ایجاد و کاری کنند که نتیجهاش تاثیر روی مخاطب و جامعه باشد.
بهرهبردن از موسیقیهای درجه یک
خزایی در بخشهایی از صحبتهایش تاکید میکند: زمینههای هنری در یک رسانه باید در اولویت قرار بگیرد. برای اینکه بخواهیم تحول ایجاد کنیم باید به این نکته توجه کنیم افرادی که جذب این سازمان میشوند چه در زمینه فرهنگ و چه در زمینه هنر باید یک گام جلوتر از بقیه رسانهها باشند و نباید اجازه دهیم تمام موسیقیهایی که در بیرون ساخته میشود، موسیقیهای درجه یک باشد و در سازمان ما استفاده از موسیقی در درجه دوم و سوم قرار بگیرد. وقتی میخواهیم تحول ایجاد کنیم باید به این حوزه نیز توجه کنیم.




