نگاهی به سریال جدید شبکه5 به بهانه آغاز پخش آن
«داستان یک شهر» از یک زاویه تازه
«داستان یک شهر» از آن مجموعههای پرخاطره و قدیمی است که فصل سوم آن از چهارم تیر بعد از سالها روی آنتن شبکه۵ رفته است. امین ایمانی، یکیاز بازیگران این سریال در یادداشتی برای قاب کوچک از این بازگشت و حضور در «داستان یک شهر» نوشت: سریال «داستان یک شهر» را سالها پیش اصغر فرهادی نوشته و ساخته بود که بازیگران توانمندی داشت و البته با استقبال خوبی هم از سوی مخاطب همراه شد. سریال جدید، نسخه دوم همان سریال است. طبق گفته فرشید محمودی به حکم ادب از اصغر فرهادی برای ساخت این سریال کسب اجازه و قرار شد دوباره ساخته شود.
پذیرش ایفای نقش در داستان یک شهر چند علت داشت. اول این که در این 14سال که در بازیگری فعالیت دارم، نقشهای متفاوتی را تجربه کردم اما ایفای نقش وحید که یک گزارشگر است برای من متفاوت و دوستداشتنی بود و دوست داشتم خودم را در این نقش به چالش بکشم. چند سال قبل بچههای برنامه «در شهر» برای سریال تلاطم با من مصاحبه کرده بودند و تقریبا از نزدیک با آنها آشنا بودم.
همچنین با فرشید محمودی، تهیهکننده سریال از قبل آشنایی داشتم. محمدرضا آهنج هم کارگردانی است که من از او خاطرات خوبی دارم و اولین کارم با او در سریال «ملکوت» و سپس «آسمان من» بود. در آسمان من نقش یک خلبان را داشتم و چون رشته اصلی خودم هم خلبانی بوده مشاور امور پروازی پروژه هم بودم. همه این خاطرات خوب و تجربیات موفق گذشته باعث شد دوباره با این دوستان همراه شوم و نتیجه آن رفاقت و آرامشی بود که از پشت دوربین به من منتقل میشد. در مدت شش ماهی که در کنار گروه بودم درسها و تجربیات جدیدی آموختم که فکر نمیکنم در وضعیت دیگری بهدست میآمد. از جمله اتفاقات جالب مجموعه داستان یک شهر برای من، همراه شدن عوامل سریال با گروه در شهر و حضور در گزارشهای این گروه در نقاط مختلف تهران بود. این اتفاق باعث شد نوع کار را از نزدیک لمس کنیم و اتفاقات و مشکلات جامعه را از نگاه بچههای در شهر ببینیم
که فکر میکنم جذابیت کار را بالا برد. پروژه به دو دلیل برای ما بسیار سخت بود. همانطور که از نام سریال مشخص است داستان درباره تمام مشکلات و معضلات یک شهر بسیار بزرگ به نام تهران است. تعدد لوکیشنها در نقاط مختلف شهر، تعداد بالای گروه تولیدکننده و پروداکشن عظیم، جابهجایی کار در این لوکیشنها را بسیار دشوار میکرد. از طرف دیگر جدا از مشکلات کرونایی آغاز کار ما در زمستان بود و قرار بود تمام داستان در زمستان رخ دهد. به همین دلیل لوکیشن و لباسها هم براساس زمستان بود. کار کمی طول کشید و تا بعد از عید ادامه داشت که هوا گرم شد اما ما برای نگه داشتن راکورد سریال مجبور بودیم لباس زمستانی بپوشیم. بخشی از کار هم در خانهای کوچک و گرم فیلمبرداری میشود با آن لباسهای زمستانی کار بسیار سخت بود.
در مجموع تلاش کردیم و کار را بسیار دوشت داشتیم. گروهی متحد و منسجم داشتیم که امیدوارم خروجی کار مخاطب را جذب کند.
همچنین با فرشید محمودی، تهیهکننده سریال از قبل آشنایی داشتم. محمدرضا آهنج هم کارگردانی است که من از او خاطرات خوبی دارم و اولین کارم با او در سریال «ملکوت» و سپس «آسمان من» بود. در آسمان من نقش یک خلبان را داشتم و چون رشته اصلی خودم هم خلبانی بوده مشاور امور پروازی پروژه هم بودم. همه این خاطرات خوب و تجربیات موفق گذشته باعث شد دوباره با این دوستان همراه شوم و نتیجه آن رفاقت و آرامشی بود که از پشت دوربین به من منتقل میشد. در مدت شش ماهی که در کنار گروه بودم درسها و تجربیات جدیدی آموختم که فکر نمیکنم در وضعیت دیگری بهدست میآمد. از جمله اتفاقات جالب مجموعه داستان یک شهر برای من، همراه شدن عوامل سریال با گروه در شهر و حضور در گزارشهای این گروه در نقاط مختلف تهران بود. این اتفاق باعث شد نوع کار را از نزدیک لمس کنیم و اتفاقات و مشکلات جامعه را از نگاه بچههای در شهر ببینیم
که فکر میکنم جذابیت کار را بالا برد. پروژه به دو دلیل برای ما بسیار سخت بود. همانطور که از نام سریال مشخص است داستان درباره تمام مشکلات و معضلات یک شهر بسیار بزرگ به نام تهران است. تعدد لوکیشنها در نقاط مختلف شهر، تعداد بالای گروه تولیدکننده و پروداکشن عظیم، جابهجایی کار در این لوکیشنها را بسیار دشوار میکرد. از طرف دیگر جدا از مشکلات کرونایی آغاز کار ما در زمستان بود و قرار بود تمام داستان در زمستان رخ دهد. به همین دلیل لوکیشن و لباسها هم براساس زمستان بود. کار کمی طول کشید و تا بعد از عید ادامه داشت که هوا گرم شد اما ما برای نگه داشتن راکورد سریال مجبور بودیم لباس زمستانی بپوشیم. بخشی از کار هم در خانهای کوچک و گرم فیلمبرداری میشود با آن لباسهای زمستانی کار بسیار سخت بود.
در مجموع تلاش کردیم و کار را بسیار دوشت داشتیم. گروهی متحد و منسجم داشتیم که امیدوارم خروجی کار مخاطب را جذب کند.




