آمدنم بهر چه بود؟
راستش را بخواهید ما نوجوانهایها اعتقاد داریم غول مرحله آخر کنکور، مسأله انتخاب رشته است؛ مسألهای که کم و بیش نشاندهنده آینده آکادمیک یک فرد است. این انتخاب میتواند مسیر شغلی و زندگی شما را بسازد (همانطور که امکان دارد اصلا کاری به مسیر زندگی شما نداشته باشد، چون همهچیز که به دانشگاه رفتن نیست). خلاصه که سرویس فوتوفن این هفته، نحوه شکستن شاخ غول انتخاب رشته را مرحله به مرحله توضیح میدهد. این شما و این فوتوفن این هفته:
تهش که چی؟
سؤال اولی که باید از خودتان بپرسید این است که هدفتان از درس خواندن چیست. دوست دارید به آدمها کمک کنید یا پولدار شوید و شاید اصلا مسأله شهرت برایتان مهم باشد. آیا با تحصیل در رشتههای دانشگاهی میتوان به این هدف رسید؟ راههای بهتری برای رسیدن به هدف من وجود دارد؟ اگر در پایان بعد از فکر کردن به این سؤال حس کردید که حتمی باید وارد دانشگاه شوید، بروید سؤال بعدی... .
علاقه
دومین سؤالی که باید در معرض آن قرار بگیرید این است که من به انجام چه کارهایی علاقه دارم. آیا من میتوانم صبح تا عصر را در یک آزمایشگاه با نور مصنوعی بمانم و کار کنم؟ یا اینکه عاشقانه پای یک مدار الکتریکی بنشینم و لحظه به لحظه کارهایم را انجام بدهم. یادتان نرود خیلی مهم است که تمام شرایط را بسنجید و به این نتیجه برسید که به چه کار و چه محیطی علاقه دارید.
این رشته چی هست؟
الان وقت وبگردی است. لیست رشتههایی را که فکر میکنید به آنها علاقه دارید بررسی کنید. به واحدهای درسی آن رشته نگاهی بیندازید، مشاغل و محیطهای مرتبط با آن رشته را بررسی کنید. همه موارد مهم را یادداشت کنید. احتمالا در این مرحله از کار یکسری رشتهها از لیست شما خط میخورد. یادتان نرود که گول اسم رشتهها را نخورید و قبل از هر چیزی آنها را کامل بررسی کنید.
دوست دارم
بعد از طی کردن دو مرحله قبل، وقت آن است که برسیم به مسأله انتخابرشتههایی که به آنها علاقه داریم. چند صفحه اول دفترچه انتخاب رشته اسم تمام رشتههایی که میخواهید انتخاب کنید، وجود دارد. اینجا شما باید رشتههایی را که دوست دارید، انتخاب کنید و بعد از آن بروید سراغ مرحله بعد...
توانایی فردی من اجازه میده؟
حال وقت آن است که کمی بیشتر به خودمان نگاه کنیم. بهشخصه از آچار به دست گرفتن متنفر هستم. بنابراین خیلی واضح است که از رشتههای فنی و مهندسی خوشم نیاید و برای من مناسب نباشد. شما چطور؟ از خون نمیترسید؟ از سرپا وایستادن و تدریس لذت میبرید؟ پس خیلی مهم است به تواناییهای فردی خودتان و تواناییهایی که رشته مورد نظر شما نیاز دارد، اشراف داشته باشید.
باید کجا باشم؟
الان وقت این است که فکر کنید جای شما کجای دنیا خالی است. منظورم از لحاظ جغرافیایی نیست، از لحاظ تاثیرگذاری بر دنیاست. فرض کنید پروفسور مجید سمیعی هم بازیگر باشد و هم یک متخصص مغز و اعصاب. جای ایشان کجا درستتر است؟ فرض کنید جیم کری در جایگاه یک پزشک قرار بگیرد... لپ کلام این است که ببینید کجا هست که اگر شما نباشید، کار دنیا لنگ میماند، همین...
بازار کار چطوریاس؟
اجازه بدید صریحا بگویم اینکه بعضی از عزیزان میگویند شما نیاز نیست به بازار کار فکر کنید کمی حرف مفت است. بنابراین درباره بازار کار و آینده رشتهتان خوب فکر و تحقیق کنید. به احتمال بالا هر چقدر هم شما عاشق رشته شناسایی یخچالهای طبیعی باشید، در نهایت باید برفکهای یخچال خانه مادربزرگتان را شناسایی کنید.
همرشتهای سلام
حالا باید بروید سر وقت فضای مجازی و هر چه این دور و بر پیدا میکنید. عموما آدمها در صفحههای شخصی خودشان یک چیزهایی در مورد شغل و رشتهشان مینویسند، پس کمی جستوجوی رشته تحصیلی شما میتواند به شما کمک کند تا با کسی که متخصص آن رشته است، آشنا شوید و صحبت کنید. چالشها و مزایا و معایبی که کسی از آن چیزی نمیداند و جایی ننوشتهاند، اینجا مشخص میشود.
رتبهام چند شده؟
حالا که فهمیدیم چه رشتههایی را میخواهیم انتخاب کنیم، خیلی مهم است به رتبهای که کسب کردیم توجه کنیم. با این رتبه در آن رشته قبول میشویم یا نه؟ احتمال قبول شدن من در کدام کد محلها بیشتر است؟ اگر حس کردید در هیچکدام از این کدمحلها قبول نمیشوید باز هم در بازه انتخاب رشته آنها را ثبت کنید، شانس شما صفر نیست. در نهایت اینکه اگر هم کنکور قبول نشدید، ایرادی ندارد، میتوانید مجدد کنکور دهید.
زنده بودن یا زندگی کردن؟
مرحله یکی مانده به آخر برای همه ما مسأله زنده ماندن یا زندگی کردن است. اگر رشته را دوست نداشته باشیم یا با تواناییهای ما سازگار نباشد ما صرفا در آن رشته زنده میمانیم و نفس میکشیم که چنین زنده ماندنی هم کمی دردناک است. بنابراین #برای _ پولدار _ شدن_ یک _ رشته _ را _ انتخاب _ نکنیم، مخصوصا شما بچههای تجربی... مطمئنید که در آن رشته زندگی میکنید؟
امیرعلی حبیبی
سؤال اولی که باید از خودتان بپرسید این است که هدفتان از درس خواندن چیست. دوست دارید به آدمها کمک کنید یا پولدار شوید و شاید اصلا مسأله شهرت برایتان مهم باشد. آیا با تحصیل در رشتههای دانشگاهی میتوان به این هدف رسید؟ راههای بهتری برای رسیدن به هدف من وجود دارد؟ اگر در پایان بعد از فکر کردن به این سؤال حس کردید که حتمی باید وارد دانشگاه شوید، بروید سؤال بعدی... .
علاقه
دومین سؤالی که باید در معرض آن قرار بگیرید این است که من به انجام چه کارهایی علاقه دارم. آیا من میتوانم صبح تا عصر را در یک آزمایشگاه با نور مصنوعی بمانم و کار کنم؟ یا اینکه عاشقانه پای یک مدار الکتریکی بنشینم و لحظه به لحظه کارهایم را انجام بدهم. یادتان نرود خیلی مهم است که تمام شرایط را بسنجید و به این نتیجه برسید که به چه کار و چه محیطی علاقه دارید.
این رشته چی هست؟
الان وقت وبگردی است. لیست رشتههایی را که فکر میکنید به آنها علاقه دارید بررسی کنید. به واحدهای درسی آن رشته نگاهی بیندازید، مشاغل و محیطهای مرتبط با آن رشته را بررسی کنید. همه موارد مهم را یادداشت کنید. احتمالا در این مرحله از کار یکسری رشتهها از لیست شما خط میخورد. یادتان نرود که گول اسم رشتهها را نخورید و قبل از هر چیزی آنها را کامل بررسی کنید.
دوست دارم
بعد از طی کردن دو مرحله قبل، وقت آن است که برسیم به مسأله انتخابرشتههایی که به آنها علاقه داریم. چند صفحه اول دفترچه انتخاب رشته اسم تمام رشتههایی که میخواهید انتخاب کنید، وجود دارد. اینجا شما باید رشتههایی را که دوست دارید، انتخاب کنید و بعد از آن بروید سراغ مرحله بعد...
توانایی فردی من اجازه میده؟
حال وقت آن است که کمی بیشتر به خودمان نگاه کنیم. بهشخصه از آچار به دست گرفتن متنفر هستم. بنابراین خیلی واضح است که از رشتههای فنی و مهندسی خوشم نیاید و برای من مناسب نباشد. شما چطور؟ از خون نمیترسید؟ از سرپا وایستادن و تدریس لذت میبرید؟ پس خیلی مهم است به تواناییهای فردی خودتان و تواناییهایی که رشته مورد نظر شما نیاز دارد، اشراف داشته باشید.
باید کجا باشم؟
الان وقت این است که فکر کنید جای شما کجای دنیا خالی است. منظورم از لحاظ جغرافیایی نیست، از لحاظ تاثیرگذاری بر دنیاست. فرض کنید پروفسور مجید سمیعی هم بازیگر باشد و هم یک متخصص مغز و اعصاب. جای ایشان کجا درستتر است؟ فرض کنید جیم کری در جایگاه یک پزشک قرار بگیرد... لپ کلام این است که ببینید کجا هست که اگر شما نباشید، کار دنیا لنگ میماند، همین...
بازار کار چطوریاس؟
اجازه بدید صریحا بگویم اینکه بعضی از عزیزان میگویند شما نیاز نیست به بازار کار فکر کنید کمی حرف مفت است. بنابراین درباره بازار کار و آینده رشتهتان خوب فکر و تحقیق کنید. به احتمال بالا هر چقدر هم شما عاشق رشته شناسایی یخچالهای طبیعی باشید، در نهایت باید برفکهای یخچال خانه مادربزرگتان را شناسایی کنید.
همرشتهای سلام
حالا باید بروید سر وقت فضای مجازی و هر چه این دور و بر پیدا میکنید. عموما آدمها در صفحههای شخصی خودشان یک چیزهایی در مورد شغل و رشتهشان مینویسند، پس کمی جستوجوی رشته تحصیلی شما میتواند به شما کمک کند تا با کسی که متخصص آن رشته است، آشنا شوید و صحبت کنید. چالشها و مزایا و معایبی که کسی از آن چیزی نمیداند و جایی ننوشتهاند، اینجا مشخص میشود.
رتبهام چند شده؟
حالا که فهمیدیم چه رشتههایی را میخواهیم انتخاب کنیم، خیلی مهم است به رتبهای که کسب کردیم توجه کنیم. با این رتبه در آن رشته قبول میشویم یا نه؟ احتمال قبول شدن من در کدام کد محلها بیشتر است؟ اگر حس کردید در هیچکدام از این کدمحلها قبول نمیشوید باز هم در بازه انتخاب رشته آنها را ثبت کنید، شانس شما صفر نیست. در نهایت اینکه اگر هم کنکور قبول نشدید، ایرادی ندارد، میتوانید مجدد کنکور دهید.
زنده بودن یا زندگی کردن؟
مرحله یکی مانده به آخر برای همه ما مسأله زنده ماندن یا زندگی کردن است. اگر رشته را دوست نداشته باشیم یا با تواناییهای ما سازگار نباشد ما صرفا در آن رشته زنده میمانیم و نفس میکشیم که چنین زنده ماندنی هم کمی دردناک است. بنابراین #برای _ پولدار _ شدن_ یک _ رشته _ را _ انتخاب _ نکنیم، مخصوصا شما بچههای تجربی... مطمئنید که در آن رشته زندگی میکنید؟
امیرعلی حبیبی
تیتر خبرها




