جزئیات قتل رئیس اسبق پزشکیقانونی به روایت متهم به قتل
پراید و 50میلیون تومان دستمزد کشتن دکتر محفوظی
عاملان قتل رئیس اسبق پزشکیقانونی کشور، در کمتر از دو هفته بعد از جنایت دستگیر شدند. اخراج سرپرست پروژه ساختمانی از سوی دکتر محفوظی باعث شد او برای قتل آدمکشی را اجیر کند.
به گزارش خبرنگار جامجم، ساعت7و12دقیقه صبح یکشنبه سیام مرداد امسال، دکتر علی محفوظی 85ساله رئیس اسبق پزشکیقانونی کشور، مقابل خانهاش در شهرکغرب تهران با شلیک دو گلوله کشته شد. ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران در جریان تحقیقات پی بردند مقتول در پروژههای ساختمانی که برای دانشگاه احداث میکرده با سرپرست پروژه اختلاف مالی و کاری داشته و او و دو کارگرش را اسفند سال قبل اخراج کرده بود. سرپرست سابق پروژه بعد از اخراج، دکتر محفوظی را تهدید کرده بود.
هفته گذشته با دستور محمدتقی شعبانی، بازپرس شعبه دهم دادسرای جنایی تهران، سرپرست سابق پروژه بازداشت و شامگاه پنجشنبه هفته گذشته اعتراف کرد بهدلیل کینهای که از دکتر محفوظی داشته، دو نفر را برای قتل او اجیر و آنها نقشه قتل را اجرا کردند. با اعتراف این مرد، دو همدستش هم شناسایی و دیروز به شعبه یازدهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شده و به تشریح نقشهایشان در این قتل پرداختند و بعد روانه بازداشتگاه پلیس آگاهی شدند.
فکر نمیکردم لو بروم
شهاب 30ساله، عامل قتل رئیس اسبق پزشکیقانونی کشور است که هنوز باور نمیکند به این سرعت بازداشت شده است.
چطور پای تو به این قتل بازشد؟
با همدستانم همشهری بودم. مقتول یکی از آنها را بهنام سعید اخراج کرده بود، او هم مرا برای کشتن دکتر اجیر کرد.
سابقهداری؟
چند سابقه خلافکاری و شرخری دارم.
مقتول را میشناختی؟
خیر. یکماه قبل سعید نقشه قتل را طراحی کرد. او تصاویر مقتول، زمان رفتوآمد به خانه، محلکار و پاتوقش را همراه چند عکس از راننده و خودروی او به من داد تا آنها را بشناسم.
بعد چه شد؟
دو روز قبل از قتل از شهرستان به تهران آمدم. همدستم مهرداد سلاح کلت را برایم آورد و شب را خانهاش ماندم. روز بعد مرا تا میدان آزادی رساند و رفت. من هم با تاکسی خودم را به حوالی خانه مقتول رسانده و منتظر شدم. سلاح در کیفدوشیام بود و کمی با فاصله ایستادم. ماسک زده و منتظر شدم. محله خلوت بود. پیرمرد از خانهاش بیرون زد. دقایقی بعد به او نزدیک شدم. سلاح را درآورده و با شلیک گلوله او را کشتم و با گرفتن عکسی از جسدش فرار کردم.
بعد از فرار کجا رفتی؟
بعداز کمی پیادهروی با تاکسی به میدان آزادی رفتم. مهرداد به دنبالم آمد و مرا به ترمینال رساند که به شهرستان بازگشتم. عکس جسد را برای سعید فرستادم تا مطمئن شود. پساز آن خودش هم به محل قتل رفت تا مطمئن شود. فکر نمیکردم لو برویم. میخواستم آبها از آسیاب بیفتد، بقیه پول را بگیرم و به عراق و ترکیه بروم که بازداشت شدم.
چقدر قرار بود بگیری؟
50میلیون تومان و خودروی پرایدی را قبل از اجرای نقشه گرفتم و قراربود 50 تا 100میلیون تومان بعد از پایان کار بپردازد که بازداشت شدیم و نشد. سهم همدستم نیز 100میلیون تومان بود.
هفته گذشته با دستور محمدتقی شعبانی، بازپرس شعبه دهم دادسرای جنایی تهران، سرپرست سابق پروژه بازداشت و شامگاه پنجشنبه هفته گذشته اعتراف کرد بهدلیل کینهای که از دکتر محفوظی داشته، دو نفر را برای قتل او اجیر و آنها نقشه قتل را اجرا کردند. با اعتراف این مرد، دو همدستش هم شناسایی و دیروز به شعبه یازدهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شده و به تشریح نقشهایشان در این قتل پرداختند و بعد روانه بازداشتگاه پلیس آگاهی شدند.
فکر نمیکردم لو بروم
شهاب 30ساله، عامل قتل رئیس اسبق پزشکیقانونی کشور است که هنوز باور نمیکند به این سرعت بازداشت شده است.
چطور پای تو به این قتل بازشد؟
با همدستانم همشهری بودم. مقتول یکی از آنها را بهنام سعید اخراج کرده بود، او هم مرا برای کشتن دکتر اجیر کرد.
سابقهداری؟
چند سابقه خلافکاری و شرخری دارم.
مقتول را میشناختی؟
خیر. یکماه قبل سعید نقشه قتل را طراحی کرد. او تصاویر مقتول، زمان رفتوآمد به خانه، محلکار و پاتوقش را همراه چند عکس از راننده و خودروی او به من داد تا آنها را بشناسم.
بعد چه شد؟
دو روز قبل از قتل از شهرستان به تهران آمدم. همدستم مهرداد سلاح کلت را برایم آورد و شب را خانهاش ماندم. روز بعد مرا تا میدان آزادی رساند و رفت. من هم با تاکسی خودم را به حوالی خانه مقتول رسانده و منتظر شدم. سلاح در کیفدوشیام بود و کمی با فاصله ایستادم. ماسک زده و منتظر شدم. محله خلوت بود. پیرمرد از خانهاش بیرون زد. دقایقی بعد به او نزدیک شدم. سلاح را درآورده و با شلیک گلوله او را کشتم و با گرفتن عکسی از جسدش فرار کردم.
بعد از فرار کجا رفتی؟
بعداز کمی پیادهروی با تاکسی به میدان آزادی رفتم. مهرداد به دنبالم آمد و مرا به ترمینال رساند که به شهرستان بازگشتم. عکس جسد را برای سعید فرستادم تا مطمئن شود. پساز آن خودش هم به محل قتل رفت تا مطمئن شود. فکر نمیکردم لو برویم. میخواستم آبها از آسیاب بیفتد، بقیه پول را بگیرم و به عراق و ترکیه بروم که بازداشت شدم.
چقدر قرار بود بگیری؟
50میلیون تومان و خودروی پرایدی را قبل از اجرای نقشه گرفتم و قراربود 50 تا 100میلیون تومان بعد از پایان کار بپردازد که بازداشت شدیم و نشد. سهم همدستم نیز 100میلیون تومان بود.




