دیدهبان صبح، نگران عصر
کتاب «دیدهبان صبح، نگران عصر» به قلم محمدمحمودینورآبادی یک مستند داستانی از زندگی صفدر حیدری، شهید مدافعحرم است که در آزادسازی شهرهای نبل و الزهرا به شهدا پیوست.
شهید حیدری، چهارمین شهید مدافعحرم از شهرستان نورآباد ممسنی در استان فارس است که برای دفاع از حرم حضرتزینب(س) به سوریه اعزام شده بود و در ۱۴بهمن ۹۴ در جریان آزادسازی محاصره چهارساله نبل و الزهرا در شمالغرب حلب به شهادت رسید. محمودی در این کتاب که نشر خطمقدم آن را منتشر کرده اشاره میکند برای بهتر شدن کیفیت کار و آشنایی بیشتر با فضای محل شهادت شهید حیدری، سفری دوهفتهای به مناطق جنگی سوریه داشته و از شهرهای نبل و الزهرا و محل شهادت شهید بازدید کرده است.
در بخشی از کتاب آمده است: «تروریستها در ورودی شهرک، چنان سنگربندی کرده و استحکاماتی داشتند که هرکس میدید، فکر میکرد با ارتش یک کشور قدرتمند در حال جنگ است. دهانه تونل، یک حفره عادی به نظر میآمد، درحالیکه وقتی وارد میشدی، دنیای دیگری را میدیدی. با اینکه جنس زمین، سخت و سنگی بود، با پیکور کنده بودند و در آن پایین حتی سنگر اجتماعی و انبار مهمات و آذوقه هم داشتند. شکل خاکریزها و کانالهایی که بین دو خاکریز حفر کرده بودند و همینطور تونلهای ارتباطیشان با یکدیگر، خطی شکستناپذیر را در ذهن ترسیم میکرد. ایاز به مهدی گفت: حالا متوجه میشم چرا دشمن ما در آن حد اعتمادبهنفس داشت و تلاش میکرد در مقابل حجم آتشی که روی سرشون ریخته میشه، مقاومت کنه!»
در بخشی از کتاب آمده است: «تروریستها در ورودی شهرک، چنان سنگربندی کرده و استحکاماتی داشتند که هرکس میدید، فکر میکرد با ارتش یک کشور قدرتمند در حال جنگ است. دهانه تونل، یک حفره عادی به نظر میآمد، درحالیکه وقتی وارد میشدی، دنیای دیگری را میدیدی. با اینکه جنس زمین، سخت و سنگی بود، با پیکور کنده بودند و در آن پایین حتی سنگر اجتماعی و انبار مهمات و آذوقه هم داشتند. شکل خاکریزها و کانالهایی که بین دو خاکریز حفر کرده بودند و همینطور تونلهای ارتباطیشان با یکدیگر، خطی شکستناپذیر را در ذهن ترسیم میکرد. ایاز به مهدی گفت: حالا متوجه میشم چرا دشمن ما در آن حد اعتمادبهنفس داشت و تلاش میکرد در مقابل حجم آتشی که روی سرشون ریخته میشه، مقاومت کنه!»
تیتر خبرها




