بازگشت به عصر مهارت
توسعه فرهنگ مهارتآموزی در کشور، تاکید بر داشتن مهارت برای یافتن شغل و بسط این شعار که « هر ایرانی، یک مهارت»، گرچه هنوز در اجرا تاثیر دلخواه را نداشته اما دستکم سودش این بوده که صف ثبتنام برای رشتههای هنرستانی را طولانیتر از قبل کرده است.
این روزها بیکاری قابل توجه در میان دارندگان مدارک دانشگاهی، جستوجوی فراوان برای یافتن یک شغل در خور برای کسانی که در رشتههای نظری درس خواندهاند و سختیهای معیشت که لزوم پرداختن به شغل را حتمی کرده است، باعث شده تا گرایش به سمت رشتههای هنرستانی از کار و دانش گرفته تا فنی و حرفهای، جهش قابل ملاحظهای را تجربه کند. این نکته را هم معاون متوسطه آموزش و پرورش تایید میکند و هم کارشناس آموزشهای هنرستانی که سالهاست از نزدیک با دانشآموزان رشتههای مهارتی سر و کار دارد.
رشد تقاضا برای رشتههای مهارت محور یکی از اهداف اصلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است که میکوشد میزان رغبت به این رشتهها را افزایش دهد و دانشآموزان بیشتری را جذب هنرستانها کند؛ درست همان کاری که کشورهای پیشرفته دنیا انجام دادهاند و سالهاست که در المپیادهای جهانی مهارت، مدالهای رشتههای مختلف را درو میکنند. البته از آنجا که چرخ امور در کشور ما در اغلب حوزهها لنگ میزند هنرستانهای کشور همچنان با کمبود بودجه و چالش ضعف تجهیزات و کمبود مواد اولیه کلنجار میروند، ولی آنچه با وجود این کمبودها به چشم میآید، رشد تمایل به تحصیل در هنرستانهاست که میتواند آیندهای با دیپلمههای ماهر و شاغل بیشتری را نوید دهد. «شاید نگاه عموم این باشد که خانوادهها و دانشآموزان میل چندانی برای تحصیل در هنرستانها ندارند ولی سال گذشته استقبال برای تحصیل در هنرستانها و رشتههای فنی و حرفهای به قدری بالا بود که با چالش کمبود ظرفیت مواجه شدیم». این جمله کلیدی را محمدمهدی کاظمی ،معاون متوسطه وزیر آموزش و پرورش روز گذشته در گفتوگو با ایلنا بر زبان آورد؛ جملهای که نشان میدهد تفکرات سنتی و قالبی در حوزه تحصیل در حال دگرگون شدن است.
چرا گرایش به سمت هنرستان؟
ما این موضوع را از کمال الدین میرزنده دل، کارشناس آموزشهای هنرستانی نیز پیگیری کردیم که او هم پاسخی مشابه داد با این تفاوت که او کمی نزدیکتر به حقیقت تحلیل کرد. این کارشناس به جامجم توضیح داد: «کاملا درست است که تمایل خانوادهها و دانشآموزان به رشتههای هنرستانی در سالهای اخیر روز به روز رشد داشته اما این رشد به رشتههای خاصی محدود میشود به طوری که در هر برهه براثر شور و هیجان یا پالسهایی که از بازار کار دریافت میشود، گرایش به سمت برخی از رشتهها افزایش مییابد.» او میگوید: «حدود هشتسال پیش رشته نقشهکشی و معماری متقاضیان زیادی داشت اما پس از این که این رشتهها به حد اشباع رسید تمایلها اغلب به سمت کامپیوتر، شبکه و نرمافزار سوق پیدا کرد. بنابراین نمیتوان گفت که اشتیاق برای تحصیل در همه رشتههای هنرستانی جهش قابل ملاحظه داشته است.» با این حال این کارشناس تاکید میکند که تمایل به سمت رشتههای مهارتی بهطرزی غیرقابل انکار رو به فزونی است که علتش را در چند مورد خلاصه میکند: «ورود به دانشگاههای فنی و ادامه تحصیل بدون نیاز به شرکت در کنکور، شانس بالای دیپلمههای مهارتی برای ورود به بازار کار و بیکاری بسیاری از دانشآموختگان رشتههای نظری» که همچون درس عبرت برای دیگران عمل میکند. درواقع جامعه ما به نقطهای رسیده که بیش از دانشآموختگان رشتههای نظری که همهچیز را به صورت تئوری میخوانند به دانش آموختگان ماهر که در نقش تکنیسین و کمک تکنیسین ظاهر شوند، نیاز دارد و این نیاز را برخی خانوادهها و دانشآموزان بهخوبی درک کردهاند.
لزوم تحول در هدایت تحصیلی
برنامه ششم توسعه تاکید داشت که 48درصد دانشآموزان مقطع متوسطه دوم باید در رشتههای مهارتی تحصیل کنند اما این حکم قانونی نیز مانند بسیاری از احکام این برنامه بهطور کامل محقق نشد. این درحالی است که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش هم تاکید دارد که این سهم باید به 60 درصد برسد که در سالهای گذشته برای تحقق این عدد دیدیم برخی مدارس به بیراهه رفتند و دانشآموزان را بهزور وارد رشتههای کار دانش و فنی و حرفهای کردند. اما معنی هدایت تحصیلی درست و آگاهانه چیزی غیر از آن است که مدارس به آن میپردازند. در یک هدایت تحصیلی کارشناسانه، ابتدا توانمندیها و علاقه دانشآموزان شناخته میشود و سپس با دادن اطلاعات جامع درباره هر رشته و آینده آن مسیری روشن پیش پای آنها باز میشود اما از آنجا که هدایت تحصیلی مدارس نیز مانند سایر حوزهها گرفتار بیبرنامگی و اقدامات غیرکارشناسی است، هدایت تحصیلی اغلب رنگ و بوی زور و اجبار به خود میگیرد. به همین علت کمالالدین میرزندهدل، کارشناس آموزشهای هنرستانی تاکید میکند که «در سه سال مقطع متوسطه اول، آموزش و پرورش باید کار سنگینی را آغاز و مشاغل را بهدرستی به دانشآموزان معرفی کند تا دیگر شاهد افزایش تقاضا برای رشتههایی خاص در سال دهم و در نتیجه کم آمدن ظرفیت هنرستانها نباشیم.»
مزیتهای تحصیل در هنرستان
بینیازی از تحصیل در دانشگاه برای یافتن شغل
شناخت بازار نیازها و نحوه ارتباط با مشتریان
فراگیری توأمان مهارتهای فنی و مباحث تئوری
امکان خوداشتغالی و کارآفرینی با سرمایه اندک
تنوع رشتههای هنرستانی و انتخابهای گسترده
افزایش روحیه کارگروهی و افزایش اعتماد به نفس
مریم خباز - گروه جامعه
رشد تقاضا برای رشتههای مهارت محور یکی از اهداف اصلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است که میکوشد میزان رغبت به این رشتهها را افزایش دهد و دانشآموزان بیشتری را جذب هنرستانها کند؛ درست همان کاری که کشورهای پیشرفته دنیا انجام دادهاند و سالهاست که در المپیادهای جهانی مهارت، مدالهای رشتههای مختلف را درو میکنند. البته از آنجا که چرخ امور در کشور ما در اغلب حوزهها لنگ میزند هنرستانهای کشور همچنان با کمبود بودجه و چالش ضعف تجهیزات و کمبود مواد اولیه کلنجار میروند، ولی آنچه با وجود این کمبودها به چشم میآید، رشد تمایل به تحصیل در هنرستانهاست که میتواند آیندهای با دیپلمههای ماهر و شاغل بیشتری را نوید دهد. «شاید نگاه عموم این باشد که خانوادهها و دانشآموزان میل چندانی برای تحصیل در هنرستانها ندارند ولی سال گذشته استقبال برای تحصیل در هنرستانها و رشتههای فنی و حرفهای به قدری بالا بود که با چالش کمبود ظرفیت مواجه شدیم». این جمله کلیدی را محمدمهدی کاظمی ،معاون متوسطه وزیر آموزش و پرورش روز گذشته در گفتوگو با ایلنا بر زبان آورد؛ جملهای که نشان میدهد تفکرات سنتی و قالبی در حوزه تحصیل در حال دگرگون شدن است.
چرا گرایش به سمت هنرستان؟
ما این موضوع را از کمال الدین میرزنده دل، کارشناس آموزشهای هنرستانی نیز پیگیری کردیم که او هم پاسخی مشابه داد با این تفاوت که او کمی نزدیکتر به حقیقت تحلیل کرد. این کارشناس به جامجم توضیح داد: «کاملا درست است که تمایل خانوادهها و دانشآموزان به رشتههای هنرستانی در سالهای اخیر روز به روز رشد داشته اما این رشد به رشتههای خاصی محدود میشود به طوری که در هر برهه براثر شور و هیجان یا پالسهایی که از بازار کار دریافت میشود، گرایش به سمت برخی از رشتهها افزایش مییابد.» او میگوید: «حدود هشتسال پیش رشته نقشهکشی و معماری متقاضیان زیادی داشت اما پس از این که این رشتهها به حد اشباع رسید تمایلها اغلب به سمت کامپیوتر، شبکه و نرمافزار سوق پیدا کرد. بنابراین نمیتوان گفت که اشتیاق برای تحصیل در همه رشتههای هنرستانی جهش قابل ملاحظه داشته است.» با این حال این کارشناس تاکید میکند که تمایل به سمت رشتههای مهارتی بهطرزی غیرقابل انکار رو به فزونی است که علتش را در چند مورد خلاصه میکند: «ورود به دانشگاههای فنی و ادامه تحصیل بدون نیاز به شرکت در کنکور، شانس بالای دیپلمههای مهارتی برای ورود به بازار کار و بیکاری بسیاری از دانشآموختگان رشتههای نظری» که همچون درس عبرت برای دیگران عمل میکند. درواقع جامعه ما به نقطهای رسیده که بیش از دانشآموختگان رشتههای نظری که همهچیز را به صورت تئوری میخوانند به دانش آموختگان ماهر که در نقش تکنیسین و کمک تکنیسین ظاهر شوند، نیاز دارد و این نیاز را برخی خانوادهها و دانشآموزان بهخوبی درک کردهاند.
لزوم تحول در هدایت تحصیلی
برنامه ششم توسعه تاکید داشت که 48درصد دانشآموزان مقطع متوسطه دوم باید در رشتههای مهارتی تحصیل کنند اما این حکم قانونی نیز مانند بسیاری از احکام این برنامه بهطور کامل محقق نشد. این درحالی است که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش هم تاکید دارد که این سهم باید به 60 درصد برسد که در سالهای گذشته برای تحقق این عدد دیدیم برخی مدارس به بیراهه رفتند و دانشآموزان را بهزور وارد رشتههای کار دانش و فنی و حرفهای کردند. اما معنی هدایت تحصیلی درست و آگاهانه چیزی غیر از آن است که مدارس به آن میپردازند. در یک هدایت تحصیلی کارشناسانه، ابتدا توانمندیها و علاقه دانشآموزان شناخته میشود و سپس با دادن اطلاعات جامع درباره هر رشته و آینده آن مسیری روشن پیش پای آنها باز میشود اما از آنجا که هدایت تحصیلی مدارس نیز مانند سایر حوزهها گرفتار بیبرنامگی و اقدامات غیرکارشناسی است، هدایت تحصیلی اغلب رنگ و بوی زور و اجبار به خود میگیرد. به همین علت کمالالدین میرزندهدل، کارشناس آموزشهای هنرستانی تاکید میکند که «در سه سال مقطع متوسطه اول، آموزش و پرورش باید کار سنگینی را آغاز و مشاغل را بهدرستی به دانشآموزان معرفی کند تا دیگر شاهد افزایش تقاضا برای رشتههایی خاص در سال دهم و در نتیجه کم آمدن ظرفیت هنرستانها نباشیم.»
مزیتهای تحصیل در هنرستان
بینیازی از تحصیل در دانشگاه برای یافتن شغل
شناخت بازار نیازها و نحوه ارتباط با مشتریان
فراگیری توأمان مهارتهای فنی و مباحث تئوری
امکان خوداشتغالی و کارآفرینی با سرمایه اندک
تنوع رشتههای هنرستانی و انتخابهای گسترده
افزایش روحیه کارگروهی و افزایش اعتماد به نفس
مریم خباز - گروه جامعه




