چند خط برای کتاب «سلام نینجا» (سلام ترس از صحنه) به قلم ان دی ویلسون
راه درست برای غلبه بر ترس
سلام دوستان خوبم. من امروز قرار است یک کتاب خوب در مورد ترس از اجرا در جمع را به شما معرفی کنم. ما امسال که کلاس سوم هستیم، هرکداممان باید هفتهای یکبار در کلاس کنفرانس بدهیم. روزهای اول این کار برای همهمان سخت بود.
خود من هم اولینبار باید در مورد یکی از درسهای علوممان کنفرانس میدادم که قبلش کمی اضطراب گرفتم اما قبل کنفرانس چند نفس عمیق کشیدم و توانستم از پسآن بربیایم. این کتاب را خانم سمیه سیدیان، نویسنده کتاب (افسانه جزیره کبودان) ترجمه کرده که در نشر دُکسا ترجمه شده و پشت جلد آن نوشته شده برای سن بالای پنج سال مناسب است.
این کتاب در مورد دو تا دوست بوده که یکی از آنها قرار است در یک جمع اجرا داشته باشد. دوست او یک نوازنده طبل است و به خاطر همین او به دوستش میگوید که روز اجرایش بیاید و جلوی همه طبل بزند اما دوستش تا این را میفهمد، میترسد. خیال میکند نمیتواند این کار را جلوی جمع انجام دهد. شما هم این ترسها را تجربه کردهاید؟ من هم یکبار چند سال پیش که قرار بود برای اولین بار جلوی جمع تنبک بزنم همین احساس را داشتم. فکر میکردم همه چیز خراب میشود و نمیتوانم انجامش دهم اما استادم با یک بازی توانست من و همه بچههای گروه موسیقی را آرام کند. در این کتاب هم همین اتفاق میافتد. این دو تا دوست یک کار جالبی میکنند تا بتوانند جلوی ترسشان را برای اجراکردن در مقابل دیگران بگیرند. آنها یک بازی خوب و جذاب طراحی میکنند و روی صحنه بازی را ادامه میدهند. به نظر شما آنها از پسش برمیآیند؟ شما فکر میکنید چه بازیهایی میتوان طراحی کرد برای نترسیدن از اجراکردن جلوی دیگران؟
این کتاب به ما کمک میکند تا بتوانیم راه درستی را برای غلبه بر ترسمان پیدا کنیم و یاد بگیریم چطور با بازی این کار را انجام دهیم. نقاشیهای این کتاب هم بسیار قشنگ هستند که مطمئنم با دیدنشان هم میخندید و هم سرگرم میشوید. شما هم این کتاب خوب را بخوانید تا یک راهکار درست و مفید را یاد بگیرید.
نازنینفاطمه امیرفرجی - نوجوان کتابخواناین کتاب در مورد دو تا دوست بوده که یکی از آنها قرار است در یک جمع اجرا داشته باشد. دوست او یک نوازنده طبل است و به خاطر همین او به دوستش میگوید که روز اجرایش بیاید و جلوی همه طبل بزند اما دوستش تا این را میفهمد، میترسد. خیال میکند نمیتواند این کار را جلوی جمع انجام دهد. شما هم این ترسها را تجربه کردهاید؟ من هم یکبار چند سال پیش که قرار بود برای اولین بار جلوی جمع تنبک بزنم همین احساس را داشتم. فکر میکردم همه چیز خراب میشود و نمیتوانم انجامش دهم اما استادم با یک بازی توانست من و همه بچههای گروه موسیقی را آرام کند. در این کتاب هم همین اتفاق میافتد. این دو تا دوست یک کار جالبی میکنند تا بتوانند جلوی ترسشان را برای اجراکردن در مقابل دیگران بگیرند. آنها یک بازی خوب و جذاب طراحی میکنند و روی صحنه بازی را ادامه میدهند. به نظر شما آنها از پسش برمیآیند؟ شما فکر میکنید چه بازیهایی میتوان طراحی کرد برای نترسیدن از اجراکردن جلوی دیگران؟
این کتاب به ما کمک میکند تا بتوانیم راه درستی را برای غلبه بر ترسمان پیدا کنیم و یاد بگیریم چطور با بازی این کار را انجام دهیم. نقاشیهای این کتاب هم بسیار قشنگ هستند که مطمئنم با دیدنشان هم میخندید و هم سرگرم میشوید. شما هم این کتاب خوب را بخوانید تا یک راهکار درست و مفید را یاد بگیرید.




