جنایت قربانی کودکهمسری
قربانی کودکهمسری است و با اصرار خانوادهاش ازدواج کرد و حالا همسرش را قربانی این اشتباه خانوادهاش کرده است. با اینکه سن کمی دارد اما خیلی تلاش کرد از مجازات قتل همسرش رها شود اما موفق نشد و حالا به اتهام شوهرکشی بازداشت شده و باید به کانون اصلاح و تربیت برود.
تحقیقات پلیس درباره این پرونده با مرگ مشکوک مردی در خانهاش آغاز شد. در حالی که شواهد حکایت از خودکشی داشت اما همسایه اعلام کرد این مرد و همسرش اغلب شبها دعوا و درگیری داشتند. از سوی دیگر کشف سرنخهایی در محل قتل، پلیس را به زن 16 ساله رساند و او بازداشت شد. رعنا خیلی مقاومت کرد تا منکر قتل شود اما سرانجام سکوتش شکست: «چند سال قبل در افغانستان ازدواج کردم. بچه بودم و به اصرار پدر و مادرم مجبور به ازدواج با مردی شدم که او را دوست نداشتم. اختلاف سنی زیادی داشتیم و او مرا درک نمیکرد.هروقت به کارهایش اعتراض میکردم، کتکم میزد و دعوا راه میانداخت.» این زوج یکسال قبل تصمیم گرفتند به ایران بیایند شاید شرایط زندگیشان اینجا بهتر شود. به هر سختی بود خود را به تهران رساندند وشوهرش بهعنوان نگهبان دریک ساختمان مشغول به کار شد.«بصیر بیشتر شبها مست بود و با کتکزدن من آرام میگرفت. من بدون علاقه به بصیر با او ازدواج کردم اما رفتارش باعث تنفرم از او شد. دیگر تحمل این زندگی را نداشتم. غریب و تنها بودم و خانوادهام هیچ حمایتی از من نمیکردند. یک شب مست به خانه آمد و دوباره دعوا راه انداخت و شروع به کتکزدن من کرد. خسته بودم و برای دفاع از خودم چاقویی برداشتم و چندضربه به شوهرم زدم که باعث شد غرق در خون روی زمین بیفتد. به خودم که آمدم، او مرده بود. میدانستم خانواده بصیر بفهمند مرا میکشند. به همین خاطر تصمیم به صحنهسازی کردم. به هر سختی بود، جسد را به حمام بردم و زیر دوش گرفتم تا اثر انگشتم روش نماند. بعد چاقو را شستم و داخل دستش گذاشتم. فرش و سرامیکها را هم تمیز کردم. خیالم که راحت شد هیچ ردی از من نمانده، تصمیم گرفتم با پلیس تماس بگیرم و به دروغ بگویم شوهرم خودکشی کرده است. مأموران همان ابتدا شک کردند و من بازداشت شدم. سکوت و انکارم بیفایده بود و واقعیت را گفتم.»




