چند خط برای شهناز بلالی دهکردی
داستانهای کارگاهی معمولا خیلی شبیه هم هستند. این را به دوستانی که در کارگاه آقای منایی هستند هم گفتهام. نظرم درباره مجموعه داستان کوتاه خانم بلالی، زبان ساده و گویای آن است. در این دوره که در بسیاری از داستانها از زبانهای عجیب و غریب استفاده میشود و گاهی بابت هزینه کتاب و وقتی که گذاشتهایم ناراحت میشویم، خوبی مجموعه داستان «سایه و خاکستر» این است که زبان شستهرفتهای دارد. ما با داستانهایی طرفیم که نویسنده از اول تا آخر تکلیفش را میدانسته و نمیخواسته درگیر بازیهای فرمی و زبانی شود. خودش را درگیر کارهای عجیب و غریبی کند که برخی با آن پز روشنفکری میدهند که طرف مقابل نتواند هیچ چیزی بگوید چون او را به بیسوادی متهم میکنند. بهنظرم نقطه قوت این کتاب، زبان سالم است.
سمیه کاتبی-قفسه کتاب
من از داستانهایی که اینطور به گذشته برمیگردد خوشم میآید و به خانم بلالی هم گفتهام که مجموعه شما این قابلیت را داشت که یک رمان بشود. چون داستانها در یک زمان مشخص هستند میشد که یک نخ نامرئی اینها را به هم ارتباط بدهد و بهصورت رمان عرضه شود که اینگونه خواننده بیشتری را جذب میکرد. بههر حال من از چنین داستانهایی که به باورهای عامیانه و خرافه ربط دارد، لذت میبرم.
یکی از بزرگترین دستاوردهای کارگاه مسابقه واژه آشنایی با دوستان خوبی مثل او بود. مهماننوازی، باسوادی و مهربانی از دیگر خصوصیات اوست.
داستانهایی از طرف دوستان به من میرسد که خیلی واجد پژوهش نیستند در حالی که خانم بلالی برای نوشتن داستانهایشان خیلی پژوهش میکنند و این خیلی مهم است برای اینکه یک داستان خوشخوان بشود و خواننده با آن ارتباط برقرار کرده و همذاتپنداری کند با شخصیتها. وقتی داستان به دورهای میرود که با آن آشنایی نداریم و آن آداب و رسومش را بهطور کامل نمیشناسیم، فقط با پژوهش نویسنده است که میتوانیم با آن سوژه ارتباط بگیریم.
مثلا در یکی از این داستانها خانههای دوران اربابی دوران گذشته را آنقدر با جزئیات تعریف کردهاند که آدم خودش را آنجا میبیند. آنقدر فضاسازی و مکانشان را درست پرداخت کردهاند که بهعنوان خواننده خودم را در آنجا تصور میکنم و میدانم چه رفتار و مناسباتی بین ارباب و رعیت برقرار بوده. یک عامل دیگر که داستانهایشان را صمیمی میکند همین مورد است. تا جایی که میدانم ایشان بهتازگی مشغول نوشتن یک رمان درباره منطقه خودشان هستند که این کار هم پژوهش مفصلی دارد.
یکی از بزرگترین دستاوردهای کارگاه مسابقه واژه آشنایی با دوستان خوبی مثل او بود. مهماننوازی، باسوادی و مهربانی از دیگر خصوصیات اوست.
داستانهایی از طرف دوستان به من میرسد که خیلی واجد پژوهش نیستند در حالی که خانم بلالی برای نوشتن داستانهایشان خیلی پژوهش میکنند و این خیلی مهم است برای اینکه یک داستان خوشخوان بشود و خواننده با آن ارتباط برقرار کرده و همذاتپنداری کند با شخصیتها. وقتی داستان به دورهای میرود که با آن آشنایی نداریم و آن آداب و رسومش را بهطور کامل نمیشناسیم، فقط با پژوهش نویسنده است که میتوانیم با آن سوژه ارتباط بگیریم.
مثلا در یکی از این داستانها خانههای دوران اربابی دوران گذشته را آنقدر با جزئیات تعریف کردهاند که آدم خودش را آنجا میبیند. آنقدر فضاسازی و مکانشان را درست پرداخت کردهاند که بهعنوان خواننده خودم را در آنجا تصور میکنم و میدانم چه رفتار و مناسباتی بین ارباب و رعیت برقرار بوده. یک عامل دیگر که داستانهایشان را صمیمی میکند همین مورد است. تا جایی که میدانم ایشان بهتازگی مشغول نوشتن یک رمان درباره منطقه خودشان هستند که این کار هم پژوهش مفصلی دارد.




