زوال یک هژمونی

زوال یک هژمونی

تا همین یک دهه پیش، در محافل آکادمیک و سیاسی جهان، اگر تحلیلگری ادعا می‌کرد که تمام منازعه و تقابل جمهوری اسلامی ایران با تمدن غرب، نه یک اختلاف‌نظر مقطعی و ژئوپلیتیک، بلکه یک منازعه تمدنی است، کمتر گوشی برای شنیدن و کمتر ذهنی برای پذیرش آن وجود داشت. در آن برهه از زمان، باور عمومی و گفتمان غالب در رسانه‌ها و اتاق‌های فکر بر این محور استوار بود که اگر گره کور اختلافات سیاسی و دیپلماتیک باز شود و تنش‌های مقطعی فروکش کند، ایران به‌سادگی جایگاه تعریف‌شده خود را در پازل نظام جهانی تحت رهبری غرب پیدا خواهد کرد.

امیرحسین حیدری - گروه فرهنگ و هنر

با این حال، سیر پرشتاب حوادث تاریخی، خط بطلانی بر این ساده‌اندیشی سیاسی کشید. نقطه عطف این تغییر پارادایم، کمی بیش از دو سال پیش و با وقوع حادثه تاریخی طوفان‌الاقصی در هفتم اکتبر رقم خورد‌؛ رویدادی بی‌سابقه و تکان‌دهنده که جهان را با سرعتی غیرقابل تصور وارد مرحله‌ای کاملا جدید، پیچیده و سرنوشت‌ساز کرد. در این عصر جدید، ماهیت رو به افول و متناقض تمدن غرب بیش از هر زمان دیگری در برابر افکار عمومی جهانیان عیان و روشن شد. امروز کار به جایی رسیده که سردمداران نظام سلطه، دیگر نیازی به پنهانکاری نمی‌بینند و بی‌پرده، صریح و بدون لکنت از یک جنگ تمام‌عیار تمدنی و مذهبی سخن به میان می‌آورند. تا آنجا که سفیر ایالات متحده آمریکا در سرزمین‌های اشغالی در اظهاراتی از تسلط رژیم‌صهیونیستی بر غرب آسیا سخن می‌راند و همزمان، نخست‌وزیر این رژیم، رؤیای توسعه‌طلبانه اسرائیل بزرگ را در سر می‌پروراند و آن را در تریبون‌های رسمی فریاد زداما نکته بسیار کلیدی و ظریف ماجرا اینجاست که این افول و زوال ساختاری، نه صرفا ریشه در نگاه آرمان‌گرایانه شرقی دارد و نه می‌توان آن را تنها یک شعار ایدئولوژیک و تبلیغاتی تقلیل داد. واقعیت آن است که از سال‌ها و دهه‌های گذشته، بزرگ‌ترین متفکران، فیلسوفان، جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان درون‌سیستمی غربی، نشانه‌های این فروپاشی را گوشزد کرده بودند. در موازات این اعترافات درونی، مقام معظم رهبری نیز در بیانات راهبردی خود در سال‌های متمادی، همواره بر یک مفهوم کلیدی و بنیادین تأکید ویژه داشته‌اند: افول تمدنی غرب. گزارش تحلیلی پیش‌رو، تلاش دارد تا با واکاوی و کالبدشکافی آثار برجسته و مرجع نوشته‌شده در زمینه زوال تمدن غربی و قرار دادن پازل‌گونه آنها در کنار بیانات و تحلیل‌های کلان رهبر انقلاب اسلامی، نشان دهد که چگونه یک تحلیل ریشه‌دار تمدنی چارچوبی منسجم، علمی و دقیق برای فهم آینده آبستن حوادث جهان ارائه می‌دهد. 
     
نشانه‌های زوال
مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در مراسم سی‌امین سالگرد رحلت بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) در خردادماه سال ۱۳۹۸، با نگاهی به تغییر موازنه قدرت در جهان فرمودند: «یکی از چهره‌های سیاسی معروف دنیا نوشته‌ است که دوران نقش‌آفرینی منحصر به‌فرد توان نظامی و اقتصادی در سیطره جهانی در حال افول است‌؛ این‌که یک کشوری توان نظامی و اقتصادی زیادی داشته باشد و بتواند به سیطره خود ادامه بدهد، دیگر در حال افول است‌؛ دنیا عوض شده». ایشان در ادامه با استناد به اعترافات این استراتژیست غربی افزودند: «او می‌نویسد که در آینده نه‌چندان دور شاهد قدرت‌های فرا مرزی‌خواهیم بود که از لحاظ ماشین‌آلات جنگی -مثل بمب اتم-یا سهم در تولید صنعتی جهانی، چندان بالا نیستند اما با قدرت تأثیرگذاری بر میلیون‌ها انسان، سیطره‌ نظامی و اقتصادی غرب را به چالش خواهند کشید». این جملات نه از زبان یک مخالف، بلکه از قلم یک سیاستمدار و صاحب‌نظر برجسته آمریکایی تراوش کرده است. 
او در ادامه تحلیل خود به‌صراحت اضافه می‌کند که «دکترین مقاومت خمینی با تمام توان، شاهرگ‌های سیطره غرب و آمریکا را هدف گرفته است.»
رهبر معظم انقلاب با تبیین این واقعیت در همان سخنرانی با اشاره به مصادیق عینی این افول در هیات‌حاکمه آمریکا تصریح کردند: «برادران و خواهران عزیز! این را من به شما عرض می‌کنم: افول سیاسی آمریکا اگر یک دلیل ــ که حالا می‌گویم ــ بیشتر نداشته باشد کافی است، و آن دلیل عبارت است از انتخاب فردی با مختصات آقای دونالد ترامپ در آمریکا. خود این انتخاب، نشانه‌ افول سیاسی آمریکاست.» ایشان با تشریح این‌که چگونه سرنوشت بیش از 300میلیون جمعیت به دست فردی با چنین مختصات و عدم تعادل‌های روانی، فکری و اخلاقی افتاده است، این پدیده را نماد بارز «افول سیاسی و افول اخلاقی» یک سیستم مدعی رهبری جهان دانستند.
     
مرگ قدرت نرم
ابعاد این افول تنها به ساختار سیاسی یا اخلاقیات رهبران محدود نمی‌شود. رهبر معظم انقلاب در سخنرانی دیگری در جمع دانش‌آموزان و دانشجویان در آبان‌ماه سال ۱۳۹۷، با بسط‌دادن این مفهوم به لایه‌های عمیق‌تر قدرت غرب، توصیه‌های راهبردی مهمی را به نسل جوان ارائه دادند. ایشان فرمودند: «دلم می‌خواهد به این نکته شما جوانان عزیز درست توجه کنید ــ چون کارهای آینده‌ این کشور دست شماهاست، به اینها باید توجه کنید ــ حالا بحث چالش ایران و آمریکا را می‌گذاریم کنار، در یک نگاه وسیع‌تر وضعیت آمریکا را وقتی‌که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که قدرت آمریکا و اقتدار و هیمنه آمریکا در دنیا رو به افول و رو به زوال است؛ در طول سال‌ها دائما دارد کم می‌شود. آمریکای امروز از آمریکای 40 سال قبل که انقلاب پیروز شد، به مراتب ضعیف‌تر است؛ قدرت آمریکا رو به افول است؛ نکته‌ مهم این است.»
ایشان با استناد به تحلیل‌های علمی و جامعه‌شناختی روز دنیا تأکید کردند که بسیاری از سیاسیون و جامعه‌شناسان معتبر جهانی امروز به این باور قطعی رسیده‌اند که «قدرت نرم» ایالات‌متحده به‌شدت فرسوده شده و در سراشیبی نابودی قرار دارد. قدرت‌نرم، به معنای توانایی یک دولت برای اقناع دیگران و قبولاندن خواسته‌ها، نظرات و عقاید خود بدون استفاده از زور، امروز در آمریکا رو به ضعف و فرسودگی کامل نهاده است. این روند قهقرایی که در دوران روسای جمهور پیشین نظیر اوباما نیز جریان داشت، امروز به مرحله‌ای رسیده است که مخالفت با سیاست‌های واشنگتن به یک رویه علنی در عرصه بین‌الملل تبدیل شده است.
این مخالفت‌ها دیگر صرفا به افکارعمومی و ملت‌های بیدار خلاصه نمی‌شود، بلکه دولت‌هایی که پیش از این با آمریکا تعارفات دیپلماتیک و رودربایستی داشتند نیز امروز در برابر زیاده‌خواهی‌های آن می‌ایستند. از چین و روسیه گرفته تا اروپا، هند، کشورهای آفریقایی و ملت‌های زخم‌خورده آمریکای‌لاتین،همگی در برابر این هژمونی در حال فروپاشی صف‌آرایی کرده‌اند. قدرت‌نرم آمریکا در حال سقوط است وفراتر از آن، لیبرال‌دموکراسی که روزگاری به‌عنوان پایه اساسی و خدشه‌ناپذیر تمدن غرب به جهان پمپاژ می‌شد، امروز بی‌آبرو شده است. رهبر معظم انقلاب با اشاره به نظریه‌پرداز معروف «پایان تاریخ» (فرانسیس فوکویاما) که روزگاری وضعیت کنونی آمریکا را منتهی‌الیه تکامل تاریخی بشر می‌دانست، یادآور شدند که همان فرد امروز حرف خود را پس گرفته و در نقطه مقابل ادعاهای پیشین خود سخن می‌گوید.
 
زمستان یک تمدن در آثار اسوالد اشپنگلر 
برای درک عمیق‌تر تطابق شگفت‌انگیز تحلیل‌های رهبر معظم انقلاب با واقعیت‌های علمی و آکادمیک، باید سراغ آثار جریان‌ساز و مهمی رفت که توسط اندیشمندان نامدار غربی به رشته تحریر درآمده‌اند. این آثار نشان می‌دهند که هشدار زوال، از قلب خود تمدن غرب برخاسته است.
کتاب‌های انحطاط غرب و بشر و تکنیک نوشته فیلسوف و مورخ شهیر آلمانی، اسوالد اشپنگلر از نخستین متونی است که با رویکردی عمیقا فلسفی و تاریخی، زنگ خطر سقوط محتوم غرب را به صدا درآورد. اشپنگلر در این آثار (به‌ویژه کتاب بشر و تکنیک که در ایران نیز ترجمه و منتشر شده است)، تمدن‌ها را موجوداتی ارگانیک، زنده و شبیه به گیاهان و حیوانات می‌داند که به‌طور طبیعی دوره‌های زایش، رشد، بلوغ و در نهایت مرگ را طی می‌کنند.