اهل قلم، پدافند فرهنگی ایران
حوزه نشر یکی از مهمترین ارکان فرهنگی در هر جامعه بهشمار میرود، حال آنکه در سالهای اخیر، این حیطه به دلایل متعدد که واکاوی هرکدام از آنها جای بحث بسیار دارد، دستخوش فرازونشیبهایی قرار گرفته است. در این بین، پیامدهای ناشی از نابسامانی در این حوزه را نباید بر سرانه مطالعه بیتاثیر دانست.
آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
در روزهای اخیر، وقوع جنگ تحمیلی نهتنها نشر، که دیگر حوزههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را هم تحتالشعاع خود قرارداده است. در فرصتی که فراهم شد، با محسن جوادی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره راههای برونرفت از بحرانهایی که نشر به آن دچار شده به گفتوگو نشستهایم.
اگر ممکن است در ابتدا به تشریح وضعیت حوزه نشر در شرایط فعلی بپردازید،بهخصوص اینکه به گفته اهالی نشر، این حیطه هم مانند دیگرحوزهها،در ایام جنگ دچار لطمات زیادی شده وتبعات ناشی ازاین لطمات، ناشران رادرگیرکرده است.
همانطور که همه میدانیم، کشور در سال گذشته درگیر دو جنگ مهم، یعنی جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان بود. جنگ، در هر نقطهای از جهان که رخ دهد، اقتصاد و فرهنگ را با مسائل و فشارهای تازه روبهرو میکند. امروز حتی در اخبار میبینیم که دولت متجاوز آمریکا، با آنکه هزاران کیلومتر از میدان جنگ فاصله دارد، چگونه درگیر تبعات اقتصادی جنگ است؛ طبیعی است کشوری که در قلب این جنگ تحمیلی و جنایت بوده، با مشکلات بهمراتب عمیقتری مواجه شود. درعینحال، چون در دولت دوازدهم نیز بهعنوان معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگوارشاد اسلامی فعالیت کردهام، خوب میدانم که بسیاری از مشکلات حوزه نشر، صرفا محصول این روزها و جنگ اخیر نیست، بلکه ریشههای آن به سالها قبل برمیگردد.نمیتوانیم نقش جنگ را درتشدید این مشکلات نادیده بگیریم، اما اگرهمه چیزرا به جنگ تقلیل دهیم، ریشهها را پنهان کردهایم. ما از گذشته با مسائلی مانند تامین کاغذ، بهروزرسانی صنعت چاپ و نشر، تامین ارز و ملزومات چاپی و کمبود ویترینهای فروش کتاب (کتابفروشیهای فعال و پایدار) روبهرو بودهایم. اینها زخمهای مزمن هستند و جنگ به این زخمها فشار آورد و بهشدت به عمق آنها افزود. معاونت امور فرهنگی از روز نخست جنگ رمضان، بدون تعطیلی (با وجود تقارن با ایام نوروز و تعطیلات) فعالیت خود را ادامه داد و در برخی موارد، برای اینکه کار مردم و ناشران روی زمین نماند، بیش از گذشته فعال شد. ما تصمیم گرفتیم در اوج بحران، چراغ فرهنگ را بههیچوجه خاموش نکنیم. برخلاف ادعای رسانههای آمریکایی ــ صهیونیستی که میکوشیدند حملات را «صرفا» به تاسیسات نظامی محدود نشان دهند، در عمل شاهد بودیم که مکانهای فرهنگی ازجمله کتابفروشیها، کتابخانهها، دفاتر انتشارات و حتی برخی چاپخانهها در بمبارانها آسیب دیدند و حتی به شکل کامل تخریب شدند. با وجود همه این فشارها، حوزه فرهنگ ایستاده است و با قدرت مسیر خود را ادامه میدهد. بنده و همکارانم، هم به همت و تلاش اهل فرهنگ ایمان داریم و هم به فردای ایران سربلند بسیار امیدواریم. جنگ، به ما یادآوری کرد که کتاب و فرهنگ، صرفا یک «بخش اقتصادی» نیستند؛ بلکه بخشی از سیستم دفاعی نرم کشورند و به همین دلیل، ما خود را موظف میدانیم که با تمام توان، از این حوزه حراست و حمایت کنیم.
طبعا در این سالها تنگناهای اقتصادی و نوسانات ارزی به این حوزه آسیب زیادی وارد کرده است، بااینحال از دید شما امروز چه موانعی بر سر راه ناشران وجود دارد؟
اگر بخواهم صریح و درعینحال منصف باشم، باید بگویم که مشکلات حوزه نشر یک لایه نیست. از یکسو، با بحرانهای ساختاری دیرپا مواجهیم و از سوی دیگر با شوکهایی مثل جنگ و نوسانات شدید اقتصادی. این دو روی هم تاثیر میگذارند. وقتی قیمت ارز بالا میرود، بهطور طبیعی قیمت کالاهای چاپی نیز افزایش پیدا میکند. این افزایش، مستقیم بر قیمت تمامشده کتاب اثر میگذارد؛ نتیجهاش این است که در کنار فشار بر سایر اقلام سبد خانواده، قدرت سبد فرهنگی نیز کاهش مییابد. این واقعیت را نه میشود انکار کرد و نه باید کوچک شمرد. ما در معاونت فرهنگی، بازار را روزانه رصد میکنیم؛ هم از طریق سامانه «بازار کتاب» و هم از طریق شبکههای استانی، اتحادیهها و گزارشهای کتابفروشان در شهرهای کوچک و بزرگ. نکته قابلتأمل این است که با وجود همه مشکلات، آمارها نشان میدهد میزان خرید کتاب، نهتنها کاهش چشمگیر نداشته بلکه در برخی بخشها با افزایش نیز همراه بوده است. این «چراغ روشن» را نباید نادیده گرفت. در این مدت، در فضای رسانهای با روایتهایی مواجه بودهایم که صنعت نشر را در آستانه فروپاشی ترسیم میکنند؛ اینکه «تا چند ماه دیگر، چیزی از نشر باقی نمیماند». ما هم مشکلات را بهخوبی میشناسیم و آنها را جدی میگیریم، اما اغراق و بزرگنمایی، دردی را دوا نمیکند و برعکس، بر اضطراب اجتماعی میافزاید، بدون اینکه راهحلی ارائه دهد. کشور دو جنگ را در یک سال تجربه کرده است و طبیعتا صنایع و کسبوکارها مشکل دارند و نشر هم از این قاعده مستثنی نیست. بله، قیمت کاغذ در یکسال اخیر افزایش یافته؛ کتاب برای بسیاری گران است؛ قدرت خرید فرهنگی کاهش پیدا کرده؛ همه اینها را کاملا قبول داریم؛ اما اگر حتی در شب هم باشیم، نباید از چراغهای روشن غفلت کنیم. یکی از این چراغها همین است که مردم، با وجود فشارهای معیشتی، هنوز کتاب میخرند؛ گاه حتی بیشتر از گذشته. از منظر بنده، امروز «اصلیترین دستانداز» صرفا یک عامل اقتصادی یا یک شاخص نیست؛ بزرگترین مانع، آنجاست که ما بهجای تمرکز بر حل مسأله، به بازتولید مداوم تصویر «بحران لاینحل» عادت کنیم؛ بنابراین مسئولان، بهجای تکرار مشکلات، باید بر ارائه و اجرای راهحل تمرکز کنند. مردم از ما گزارش بحران نمیخواهند؛ (این وظیفه شما اهالی رسانه است) بلکه انتظار دارند ببینند برای عبور از بحران چه میکنیم. بنابراین، اگرچه میتوانیم فهرست بلندی از مشکلات را ردیف کنیم؛ اما ترجیح میدهم تاکید کنم که در معاونت فرهنگی، تمرکز ما روی یافتن و پیگیری راهحلهاست. شخصا هم از میزان فعلی تلاشها راضی نیستم و معتقدم باید بیشتر و بهتر کار کنیم؛ اما در همین شرایط، نباید فراموش کنیم که جامعه هنوز به کتاب اعتماد دارد و این، سرمایهای است که باید پاس داشته شود.
بهنظر شما مجازیشدن این دوره از نمایشگاه کتاب، با حفظ تجارب مشابه در دوره کرونا، چقدر میتواند مورد قبول آحاد جامعه قرار بگیرد؟
ابتدا لازم است این نکته را روشن کنم که در بخش دولتی، ما از نظر اجرایی، هیچ مشکلی برای برگزاری نمایشگاه فیزیکی نداشتیم. تمایل شخصی و جمعی ما نیز این بود که سیوهفتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، همچون سالهای گذشته بهصورت حضوری برگزار شود؛ همه ما اهمیت بعد «مجالی برای دیدار» بودن نمایشگاه را میدانیم اما نمایشگاه کتاب، صرفا یک رویداد چندروزه نیست؛ یک چرخه طولانی آمادهسازی دارد. ناشران از چندماه قبل برای آن برنامهریزی میکنند و اوج این آمادهسازی معمولا در اسفند، فروردین و ابتدای اردیبهشت است. امسال، همین بازه زمانی، مصادف شد با جنگ رمضان و شرایط خاص اسفند و فروردین. در این وضعیت، از یکسو با درخواستهای جدی بسیاری از ناشران روبهرو بودیم که معتقد بودند در این شرایط، امکان آمادهسازی مطلوب برای نمایشگاه حضوری را ندارند و از سوی دیگر با ملاحظات اجرایی برگزاری یک رویداد عظیم در پایتخت. برآیند این بررسیها، ما را به این جمعبندی رساند که با حفظ برنامه اصلی نمایشگاه سیوهفتم و انجام آن در فرصت مناسب در سال ۱۴۰۵، هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب را در هفته پایانی اردیبهشت برگزار کنیم. کشور در شرایط دشواری است و این دشواری، مسئولیت ما را چند برابر میکند. صرف برگزاری یک رویداد، بهتنهایی نمیتواند توجیهکننده هزینههای مالی و انسانی آن باشد؛ بهویژه در شرایطی که با منابع محدود و نیازهای گسترده مواجهیم. ما موظفیم تصمیمی بگیریم که با کمترین هزینه، بیشترین بازده فرهنگی و اقتصادی را داشته باشد. بدون تردید، بعد از اعلام مجازیشدن نمایشگاه، عدهای به ما انتقاد کردند و در آینده نیز خواهند کرد. شخصا ترجیح میدهم مورد نقد قرار بگیرم تا اینکه کاری را فقط برای ثبت در کارنامه انجام دهم؛ کاری که از منظر کارشناسی، نسبت هزینه و فایده آن در شرایط فعلی قابل دفاع نباشد. ما در دولت دوازدهم و در اوج اپیدمی کرونا، با دستور وزیر وقت، جناب آقای دکتر صالحی، طرحی را با عنوان «حمایت از تابآوری صنعت نشر در دوران سخت» تدوین کردیم. یکی از نتایج آن، برگزاری نخستین نمایشگاه مجازی کتاب بهجای برگزاری دوره سیوسوم بود. در سال۱۴۰۰ نیز دومین نمایشگاه مجازی، بدون برگزاری شکل حضوری برگزار شد و از سال۱۴۰۱، نمایشگاه حضوری و مجازی به صورت همزمان برگزار شدند. امسال، دوباره با وضعیتی روبهرو شدهایم که میتوان آن را نوعی «وضعیت فوقالعاده» دانست؛ با این تفاوت که این بار نه با یک ویروس زیستی، بلکه با ویروسی از جنس خشونت و تجاوز علیه ملت ایران مواجه بودهایم. ما امروزتجربه شش دوره نمایشگاه مجازی راپشتسر داریم؛بنابراین،بایک تجربه خام وآزمونوخطای اولیه مواجه نیستیم.
اگر ممکن است در ابتدا به تشریح وضعیت حوزه نشر در شرایط فعلی بپردازید،بهخصوص اینکه به گفته اهالی نشر، این حیطه هم مانند دیگرحوزهها،در ایام جنگ دچار لطمات زیادی شده وتبعات ناشی ازاین لطمات، ناشران رادرگیرکرده است.
همانطور که همه میدانیم، کشور در سال گذشته درگیر دو جنگ مهم، یعنی جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان بود. جنگ، در هر نقطهای از جهان که رخ دهد، اقتصاد و فرهنگ را با مسائل و فشارهای تازه روبهرو میکند. امروز حتی در اخبار میبینیم که دولت متجاوز آمریکا، با آنکه هزاران کیلومتر از میدان جنگ فاصله دارد، چگونه درگیر تبعات اقتصادی جنگ است؛ طبیعی است کشوری که در قلب این جنگ تحمیلی و جنایت بوده، با مشکلات بهمراتب عمیقتری مواجه شود. درعینحال، چون در دولت دوازدهم نیز بهعنوان معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگوارشاد اسلامی فعالیت کردهام، خوب میدانم که بسیاری از مشکلات حوزه نشر، صرفا محصول این روزها و جنگ اخیر نیست، بلکه ریشههای آن به سالها قبل برمیگردد.نمیتوانیم نقش جنگ را درتشدید این مشکلات نادیده بگیریم، اما اگرهمه چیزرا به جنگ تقلیل دهیم، ریشهها را پنهان کردهایم. ما از گذشته با مسائلی مانند تامین کاغذ، بهروزرسانی صنعت چاپ و نشر، تامین ارز و ملزومات چاپی و کمبود ویترینهای فروش کتاب (کتابفروشیهای فعال و پایدار) روبهرو بودهایم. اینها زخمهای مزمن هستند و جنگ به این زخمها فشار آورد و بهشدت به عمق آنها افزود. معاونت امور فرهنگی از روز نخست جنگ رمضان، بدون تعطیلی (با وجود تقارن با ایام نوروز و تعطیلات) فعالیت خود را ادامه داد و در برخی موارد، برای اینکه کار مردم و ناشران روی زمین نماند، بیش از گذشته فعال شد. ما تصمیم گرفتیم در اوج بحران، چراغ فرهنگ را بههیچوجه خاموش نکنیم. برخلاف ادعای رسانههای آمریکایی ــ صهیونیستی که میکوشیدند حملات را «صرفا» به تاسیسات نظامی محدود نشان دهند، در عمل شاهد بودیم که مکانهای فرهنگی ازجمله کتابفروشیها، کتابخانهها، دفاتر انتشارات و حتی برخی چاپخانهها در بمبارانها آسیب دیدند و حتی به شکل کامل تخریب شدند. با وجود همه این فشارها، حوزه فرهنگ ایستاده است و با قدرت مسیر خود را ادامه میدهد. بنده و همکارانم، هم به همت و تلاش اهل فرهنگ ایمان داریم و هم به فردای ایران سربلند بسیار امیدواریم. جنگ، به ما یادآوری کرد که کتاب و فرهنگ، صرفا یک «بخش اقتصادی» نیستند؛ بلکه بخشی از سیستم دفاعی نرم کشورند و به همین دلیل، ما خود را موظف میدانیم که با تمام توان، از این حوزه حراست و حمایت کنیم.
طبعا در این سالها تنگناهای اقتصادی و نوسانات ارزی به این حوزه آسیب زیادی وارد کرده است، بااینحال از دید شما امروز چه موانعی بر سر راه ناشران وجود دارد؟
اگر بخواهم صریح و درعینحال منصف باشم، باید بگویم که مشکلات حوزه نشر یک لایه نیست. از یکسو، با بحرانهای ساختاری دیرپا مواجهیم و از سوی دیگر با شوکهایی مثل جنگ و نوسانات شدید اقتصادی. این دو روی هم تاثیر میگذارند. وقتی قیمت ارز بالا میرود، بهطور طبیعی قیمت کالاهای چاپی نیز افزایش پیدا میکند. این افزایش، مستقیم بر قیمت تمامشده کتاب اثر میگذارد؛ نتیجهاش این است که در کنار فشار بر سایر اقلام سبد خانواده، قدرت سبد فرهنگی نیز کاهش مییابد. این واقعیت را نه میشود انکار کرد و نه باید کوچک شمرد. ما در معاونت فرهنگی، بازار را روزانه رصد میکنیم؛ هم از طریق سامانه «بازار کتاب» و هم از طریق شبکههای استانی، اتحادیهها و گزارشهای کتابفروشان در شهرهای کوچک و بزرگ. نکته قابلتأمل این است که با وجود همه مشکلات، آمارها نشان میدهد میزان خرید کتاب، نهتنها کاهش چشمگیر نداشته بلکه در برخی بخشها با افزایش نیز همراه بوده است. این «چراغ روشن» را نباید نادیده گرفت. در این مدت، در فضای رسانهای با روایتهایی مواجه بودهایم که صنعت نشر را در آستانه فروپاشی ترسیم میکنند؛ اینکه «تا چند ماه دیگر، چیزی از نشر باقی نمیماند». ما هم مشکلات را بهخوبی میشناسیم و آنها را جدی میگیریم، اما اغراق و بزرگنمایی، دردی را دوا نمیکند و برعکس، بر اضطراب اجتماعی میافزاید، بدون اینکه راهحلی ارائه دهد. کشور دو جنگ را در یک سال تجربه کرده است و طبیعتا صنایع و کسبوکارها مشکل دارند و نشر هم از این قاعده مستثنی نیست. بله، قیمت کاغذ در یکسال اخیر افزایش یافته؛ کتاب برای بسیاری گران است؛ قدرت خرید فرهنگی کاهش پیدا کرده؛ همه اینها را کاملا قبول داریم؛ اما اگر حتی در شب هم باشیم، نباید از چراغهای روشن غفلت کنیم. یکی از این چراغها همین است که مردم، با وجود فشارهای معیشتی، هنوز کتاب میخرند؛ گاه حتی بیشتر از گذشته. از منظر بنده، امروز «اصلیترین دستانداز» صرفا یک عامل اقتصادی یا یک شاخص نیست؛ بزرگترین مانع، آنجاست که ما بهجای تمرکز بر حل مسأله، به بازتولید مداوم تصویر «بحران لاینحل» عادت کنیم؛ بنابراین مسئولان، بهجای تکرار مشکلات، باید بر ارائه و اجرای راهحل تمرکز کنند. مردم از ما گزارش بحران نمیخواهند؛ (این وظیفه شما اهالی رسانه است) بلکه انتظار دارند ببینند برای عبور از بحران چه میکنیم. بنابراین، اگرچه میتوانیم فهرست بلندی از مشکلات را ردیف کنیم؛ اما ترجیح میدهم تاکید کنم که در معاونت فرهنگی، تمرکز ما روی یافتن و پیگیری راهحلهاست. شخصا هم از میزان فعلی تلاشها راضی نیستم و معتقدم باید بیشتر و بهتر کار کنیم؛ اما در همین شرایط، نباید فراموش کنیم که جامعه هنوز به کتاب اعتماد دارد و این، سرمایهای است که باید پاس داشته شود.
بهنظر شما مجازیشدن این دوره از نمایشگاه کتاب، با حفظ تجارب مشابه در دوره کرونا، چقدر میتواند مورد قبول آحاد جامعه قرار بگیرد؟
ابتدا لازم است این نکته را روشن کنم که در بخش دولتی، ما از نظر اجرایی، هیچ مشکلی برای برگزاری نمایشگاه فیزیکی نداشتیم. تمایل شخصی و جمعی ما نیز این بود که سیوهفتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، همچون سالهای گذشته بهصورت حضوری برگزار شود؛ همه ما اهمیت بعد «مجالی برای دیدار» بودن نمایشگاه را میدانیم اما نمایشگاه کتاب، صرفا یک رویداد چندروزه نیست؛ یک چرخه طولانی آمادهسازی دارد. ناشران از چندماه قبل برای آن برنامهریزی میکنند و اوج این آمادهسازی معمولا در اسفند، فروردین و ابتدای اردیبهشت است. امسال، همین بازه زمانی، مصادف شد با جنگ رمضان و شرایط خاص اسفند و فروردین. در این وضعیت، از یکسو با درخواستهای جدی بسیاری از ناشران روبهرو بودیم که معتقد بودند در این شرایط، امکان آمادهسازی مطلوب برای نمایشگاه حضوری را ندارند و از سوی دیگر با ملاحظات اجرایی برگزاری یک رویداد عظیم در پایتخت. برآیند این بررسیها، ما را به این جمعبندی رساند که با حفظ برنامه اصلی نمایشگاه سیوهفتم و انجام آن در فرصت مناسب در سال ۱۴۰۵، هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب را در هفته پایانی اردیبهشت برگزار کنیم. کشور در شرایط دشواری است و این دشواری، مسئولیت ما را چند برابر میکند. صرف برگزاری یک رویداد، بهتنهایی نمیتواند توجیهکننده هزینههای مالی و انسانی آن باشد؛ بهویژه در شرایطی که با منابع محدود و نیازهای گسترده مواجهیم. ما موظفیم تصمیمی بگیریم که با کمترین هزینه، بیشترین بازده فرهنگی و اقتصادی را داشته باشد. بدون تردید، بعد از اعلام مجازیشدن نمایشگاه، عدهای به ما انتقاد کردند و در آینده نیز خواهند کرد. شخصا ترجیح میدهم مورد نقد قرار بگیرم تا اینکه کاری را فقط برای ثبت در کارنامه انجام دهم؛ کاری که از منظر کارشناسی، نسبت هزینه و فایده آن در شرایط فعلی قابل دفاع نباشد. ما در دولت دوازدهم و در اوج اپیدمی کرونا، با دستور وزیر وقت، جناب آقای دکتر صالحی، طرحی را با عنوان «حمایت از تابآوری صنعت نشر در دوران سخت» تدوین کردیم. یکی از نتایج آن، برگزاری نخستین نمایشگاه مجازی کتاب بهجای برگزاری دوره سیوسوم بود. در سال۱۴۰۰ نیز دومین نمایشگاه مجازی، بدون برگزاری شکل حضوری برگزار شد و از سال۱۴۰۱، نمایشگاه حضوری و مجازی به صورت همزمان برگزار شدند. امسال، دوباره با وضعیتی روبهرو شدهایم که میتوان آن را نوعی «وضعیت فوقالعاده» دانست؛ با این تفاوت که این بار نه با یک ویروس زیستی، بلکه با ویروسی از جنس خشونت و تجاوز علیه ملت ایران مواجه بودهایم. ما امروزتجربه شش دوره نمایشگاه مجازی راپشتسر داریم؛بنابراین،بایک تجربه خام وآزمونوخطای اولیه مواجه نیستیم.




