چرا همه نظرسنجیهای صداوسیما منتشر نمیشوند؟
ارتقای کیفیت تولیدات رسانه ای با بهرهگیری از نظر سنجیها
گاهی یک جمله، بحثی قدیمی را دوباره زنده میکند.
اصغر توسلی - گروه رسانه
اینبار نیز چنین شد. محسن شاکرینژاد، رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما، در یک گفتوگوی تلویزیونی ابتدا از تغییر رفتار رسانهای مردم در روزهای حساس کشور گفت؛ اینکه «شبکه خبر» توانسته است از شبکههای سرگرمی عبور کند و به پرمخاطبترین کانال تلویزیونی تبدیل شود. اما آنچه بیش از این خبر در فضای رسانهای بازتاب پیدا کرد، جملهای دیگر بود: «هر دو هفته آمار سریالها را بررسی میکنیم.»
همین جمله کافی بود تا دوباره همان پرسش همیشگی مطرح شود: اگر مرکز تحقیقات صداوسیما بهصورت مستمر میزان مخاطبان برنامهها و سریالها را اندازهگیری میکند، پس چرا همه این آمارها منتشر نمیشوند؟ آیا انتشار اعداد و ارقام گزینشی است یا فلسفه دیگری پشت این ماجرا قرار دارد؟
اما پیش از رسیدن به پاسخ این سؤال، خود خبر نخست نیز نکتهای قابل تأمل داشت. شاکرینژاد در گفتوگوی تلویزیونی خود اعلام کرد پس از تحولات منطقه و در مقاطعی مانند جنگ ۱۲روزه، جنگ رمضان و نبرد هرمز، ذائقه رسانهای مردم تغییر کرد و برخلاف شرایط عادی که شبکههای سرگرمی بیشترین مخاطب را دارند، اینبار شبکه خبر به انتخاب اول مخاطبان تبدیل شد.
او این اتفاق را نه یک استثنا، بلکه پدیدهای طبیعی در جهان رسانه دانست. زیرا در شرایط بحران، مردم بیش از هر زمان دیگری دنبال اخبار دقیق، صحیح و قابل اعتماد هستند و تجربه رسانههای معتبر دنیا نیز نشان میدهد در چنین شرایطی، رسانههای مرجع دوباره به کانون توجه افکارعمومی بازمیگردند.
رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما همچنین تأکید کرد که اگرچه فضای مجازی در سرعت انتشار اخبار پیشتاز است، اما هنوز در شاخصهایی مانند دقت، صحت و اعتبار با رسانهملی تفاوت دارد و به همین دلیل، بخش قابلتوجهی از مخاطبان برای دریافت اخبار موثق، شبکه خبر را به عنوان مرجع خود انتخاب کردهاند.
اما درست از همین نقطه، روایت دیگری آغاز شد؛ روایتی که سالهاست درباره مرکز تحقیقات صداوسیما مطرح میشود. وقتی شاکرینژاد از بررسی مستمر آمار سریالها سخن گفت، برخی این پرسش را مطرح کردند که چرا نتایج همه این سنجشها در اختیار افکارعمومی قرار نمیگیرد؛ پرسشی که البته سابقهای چندساله دارد و آخرینبار پس از انتشار بخشی از آمار سریالهای رمضان در اردیبهشت ۱۴۰۰ نیز مطرح شده بود.
در نگاه نخست، شاید این سؤال منطقی به نظر برسد، اما پاسخ رئیس مرکز تحقیقات، زاویه دیگری از ماجرا را روشن میکند؛ زاویهای که نشان میدهد اساسا مأموریت این مرکز از ابتدا چیز دیگری بوده است.
تفاوت میان اثرگذاری و افزایش مخاطب
شاکرینژاد در گفتوگو با جامجم توضیح میدهد: «روال کار مرکز تحقیقات از گذشته همین بوده است. ما سالانه حدود ۵۰نوبت مخاطبسنجی انجام میدهیم و نزدیک به ۳۰۰ برنامه از شبکههای مختلف را بهطور مستمر ارزیابی میکنیم، اما این دادهها در درجه نخست برای برنامهسازان و مدیران شبکهها تهیه میشود تا بتوانند مسیر تولید و پخش را اصلاح کنند.»
به گفته او، مرکز تحقیقات قرار نیست به یک سامانه انتشار روزانه آمار تبدیل شود. مأموریت اصلی این مرکز، تولید داده برای تصمیمسازی است؛ همان کاری که مراکز پژوهشی و افکارسنجی در رسانههای معتبر جهان انجام میدهند. نتایج این سنجشها، پیش از آنکه برای مخاطب عمومی کاربرد داشته باشد، ابزار اصلاح و ارتقای کیفیت برنامههاست.او میگوید: وقتی صدها برنامه روی آنتن است، طبیعی به نظر میرسد که نتایج نظرسنجی درباره همه آنها برای عموم مردم موضوعیت نداشته باشد. اما همین دادهها برای گروه تولید، مدیر شبکه و سیاستگذار رسانه، یک نقشهراه دقیق محسوب میشود.همین نگاه باعث شده انتشار عمومی آمار، تنها در مناسبتهای خاص مانند نوروز، ماه رمضان و محرم یا درباره برنامههای شاخص انجام شود؛ روالی که به گفته رئیس مرکز تحقیقات، سالهاست در سازمان وجود دارد و موضوع تازهای نیست. او در بخش دیگری از گفتوگو، به نکتهای اشاره میکند که شاید مهمترین تفاوت نگاه مرکز تحقیقات با برداشت رایج از آمار باشد: «صرف بالا بودن میزان مخاطب، ملاک موفقیت نیست. ممکن است برنامهای با هزینه چندمیلیاردی، ۷۰درصد مخاطب هم داشته باشد، اما سؤال اصلی این است که چه میزان بر جامعه اثر گذاشته است.»این جمله، درواقع فلسفه فعالیت مرکز تحقیقات را توضیح میدهد. این مرکز تنها تعداد بیننده را نمیشمارد بلکه میزان رضایت مخاطب، اثرگذاری اجتماعی برنامهها و نقاط قوت و ضعف تولیدات را نیز ارزیابی میکند. به همین دلیل، عدد مخاطب تنها یکی از شاخصهای ارزیابی است و نه همه آن.
شاکرینژاد همچنین تأکید میکند که مرکز تحقیقات اساسا منتشرکننده رسمی آمار نیست. نتایج پژوهشها پس از جمعآوری در اختیار روابط عمومی سازمان و مدیران قرار میگیرد و بخشی از آن نیز در فرآیندهای مدیریتی، ارزیابی عملکرد و سیاستگذاری رسانه استفاده میشود. حتی گزارشهای مخاطبسنجی بهصورت مستمر برای دفتر مقام معظم رهبری نیز ارسال میشود، اما انتشار عمومی آنها، جز در موارد مربوط به برنامههای شاخص، هیچگاه روال معمول نبوده است.
همین جمله کافی بود تا دوباره همان پرسش همیشگی مطرح شود: اگر مرکز تحقیقات صداوسیما بهصورت مستمر میزان مخاطبان برنامهها و سریالها را اندازهگیری میکند، پس چرا همه این آمارها منتشر نمیشوند؟ آیا انتشار اعداد و ارقام گزینشی است یا فلسفه دیگری پشت این ماجرا قرار دارد؟
اما پیش از رسیدن به پاسخ این سؤال، خود خبر نخست نیز نکتهای قابل تأمل داشت. شاکرینژاد در گفتوگوی تلویزیونی خود اعلام کرد پس از تحولات منطقه و در مقاطعی مانند جنگ ۱۲روزه، جنگ رمضان و نبرد هرمز، ذائقه رسانهای مردم تغییر کرد و برخلاف شرایط عادی که شبکههای سرگرمی بیشترین مخاطب را دارند، اینبار شبکه خبر به انتخاب اول مخاطبان تبدیل شد.
او این اتفاق را نه یک استثنا، بلکه پدیدهای طبیعی در جهان رسانه دانست. زیرا در شرایط بحران، مردم بیش از هر زمان دیگری دنبال اخبار دقیق، صحیح و قابل اعتماد هستند و تجربه رسانههای معتبر دنیا نیز نشان میدهد در چنین شرایطی، رسانههای مرجع دوباره به کانون توجه افکارعمومی بازمیگردند.
رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما همچنین تأکید کرد که اگرچه فضای مجازی در سرعت انتشار اخبار پیشتاز است، اما هنوز در شاخصهایی مانند دقت، صحت و اعتبار با رسانهملی تفاوت دارد و به همین دلیل، بخش قابلتوجهی از مخاطبان برای دریافت اخبار موثق، شبکه خبر را به عنوان مرجع خود انتخاب کردهاند.
اما درست از همین نقطه، روایت دیگری آغاز شد؛ روایتی که سالهاست درباره مرکز تحقیقات صداوسیما مطرح میشود. وقتی شاکرینژاد از بررسی مستمر آمار سریالها سخن گفت، برخی این پرسش را مطرح کردند که چرا نتایج همه این سنجشها در اختیار افکارعمومی قرار نمیگیرد؛ پرسشی که البته سابقهای چندساله دارد و آخرینبار پس از انتشار بخشی از آمار سریالهای رمضان در اردیبهشت ۱۴۰۰ نیز مطرح شده بود.
در نگاه نخست، شاید این سؤال منطقی به نظر برسد، اما پاسخ رئیس مرکز تحقیقات، زاویه دیگری از ماجرا را روشن میکند؛ زاویهای که نشان میدهد اساسا مأموریت این مرکز از ابتدا چیز دیگری بوده است.
تفاوت میان اثرگذاری و افزایش مخاطب
شاکرینژاد در گفتوگو با جامجم توضیح میدهد: «روال کار مرکز تحقیقات از گذشته همین بوده است. ما سالانه حدود ۵۰نوبت مخاطبسنجی انجام میدهیم و نزدیک به ۳۰۰ برنامه از شبکههای مختلف را بهطور مستمر ارزیابی میکنیم، اما این دادهها در درجه نخست برای برنامهسازان و مدیران شبکهها تهیه میشود تا بتوانند مسیر تولید و پخش را اصلاح کنند.»
به گفته او، مرکز تحقیقات قرار نیست به یک سامانه انتشار روزانه آمار تبدیل شود. مأموریت اصلی این مرکز، تولید داده برای تصمیمسازی است؛ همان کاری که مراکز پژوهشی و افکارسنجی در رسانههای معتبر جهان انجام میدهند. نتایج این سنجشها، پیش از آنکه برای مخاطب عمومی کاربرد داشته باشد، ابزار اصلاح و ارتقای کیفیت برنامههاست.او میگوید: وقتی صدها برنامه روی آنتن است، طبیعی به نظر میرسد که نتایج نظرسنجی درباره همه آنها برای عموم مردم موضوعیت نداشته باشد. اما همین دادهها برای گروه تولید، مدیر شبکه و سیاستگذار رسانه، یک نقشهراه دقیق محسوب میشود.همین نگاه باعث شده انتشار عمومی آمار، تنها در مناسبتهای خاص مانند نوروز، ماه رمضان و محرم یا درباره برنامههای شاخص انجام شود؛ روالی که به گفته رئیس مرکز تحقیقات، سالهاست در سازمان وجود دارد و موضوع تازهای نیست. او در بخش دیگری از گفتوگو، به نکتهای اشاره میکند که شاید مهمترین تفاوت نگاه مرکز تحقیقات با برداشت رایج از آمار باشد: «صرف بالا بودن میزان مخاطب، ملاک موفقیت نیست. ممکن است برنامهای با هزینه چندمیلیاردی، ۷۰درصد مخاطب هم داشته باشد، اما سؤال اصلی این است که چه میزان بر جامعه اثر گذاشته است.»این جمله، درواقع فلسفه فعالیت مرکز تحقیقات را توضیح میدهد. این مرکز تنها تعداد بیننده را نمیشمارد بلکه میزان رضایت مخاطب، اثرگذاری اجتماعی برنامهها و نقاط قوت و ضعف تولیدات را نیز ارزیابی میکند. به همین دلیل، عدد مخاطب تنها یکی از شاخصهای ارزیابی است و نه همه آن.
شاکرینژاد همچنین تأکید میکند که مرکز تحقیقات اساسا منتشرکننده رسمی آمار نیست. نتایج پژوهشها پس از جمعآوری در اختیار روابط عمومی سازمان و مدیران قرار میگیرد و بخشی از آن نیز در فرآیندهای مدیریتی، ارزیابی عملکرد و سیاستگذاری رسانه استفاده میشود. حتی گزارشهای مخاطبسنجی بهصورت مستمر برای دفتر مقام معظم رهبری نیز ارسال میشود، اما انتشار عمومی آنها، جز در موارد مربوط به برنامههای شاخص، هیچگاه روال معمول نبوده است.




