رسانهملی در ویژهبرنامه «جریان کودتا» ابعاد مداخله خارجی و خطاهای محاسباتی داخلی در مورد یک رویداد تاریخی را به میز نقد کشید
کالبدشکافی ۲۸ مرداد در قاب جریان
کودتای 28 مرداد سال 1332 نشان روشنی از دخالت آمریکا در کشورمان علیه دولت مستقر بود؛ نشانهای که امسال رسانههای دشمن آمریکایی با نزدیکشدن سالگرد این روز سعی در وارونه جلوه دادن آن کردند و با تکاپویی رسانهای سعی کردند از کلمه ماجرا برای کودتا استفاده کنند تا نشان دهند این ماجرا بهخیال آنها یک برکناری ساده بوده است تا شاید از این طریق ردپای ننگین آمریکاییها را از تاریخ معاصر پاک کنند.
در سند تحول رسانه ملی نیز بر مقابله با تطهیر پهلوی تاکید شده است؛ موضوعی که رسانههای غربی ضدایرانی با وارونه جلوه دادن عملکرد پهلوی سعی در دستاوردسازی در این دوره سیاه تاریخی دارند. موضوع کودتای 28 مرداد نیز از این دست است که رسانههای آمریکایی-صهیونیستی در مسیر تطهیر پهلوی و نیز سفیدشویی فعالیت آمریکا در این دوره برای وارونه جلوهدادن آن به تکاپو افتادهاند و سعی دارند نشان دهند کودتایی در کار نبوده است. از این رو ویژهبرنامه «جریان کودتا» از گروه تاریخ شبکه یک سیما با عنوان «۷۳ سال دشمنی آمریکا با ملت ایران» به بازخوانی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اختصاص یافت. در این برنامه، مهمانان از زوایای حقوقی، تاریخی، سیاسی و روابط بینالملل به کودتای ۲۸ مرداد، ملیشدن صنعت نفت، عملکرد دولت مصدق، نقش آمریکا و انگلیس، جایگاه مردم و رسانه و درسهای این رویداد برای شرایط امروز پرداختند.
حتی از منظر حقوقی نیز ۲۸ مرداد کودتاست
بهگزارش «جامجمآنلاین»، محمدرضا کائینی در نخستین بخش نشست، بحث خود را از جنبه حقوقی آغاز کرد و مشخصا به موضوع انحلال مجلس هفدهم و رفراندوم دکتر مصدق پرداخت. کائینی با اشاره به اینکه در قانون اساسی مشروطیت، چنین رفراندومی بهشکلی که در آن مقطع برگزار شد پیشبینی نشده بود، گفت: مصدق برای انحلال مجلس به آرای عمومی مراجعه کرد در حالی که از نظر او، قانون چنین اختیاری را به نخستوزیر نداده بود. او همچنین نحوه برگزاری رفراندوم و جداسازی محل رأی موافقان و مخالفان را غیردموکراتیک توصیف کرد. کائینی سپس به استدلال سلطنتطلبان درباره قانونیبودن عزل مصدق پرداخت. بهگفته او، این استدلال بر این مبناست که پس از انحلال مجلس، کشور با خلأ مواجه شده بود و شاه اختیار داشت نخستوزیر جدید تعیین کند اما کائینی این استدلال را از نظر حقوقی رد کرد و گفت: حتی اگر انحلال مجلس را بپذیریم، شاه ابتدا باید انحلال مجلس را تایید میکرد و سپس نخستوزیر جدید را منصوب میکرد در حالی که در ۲۸ مرداد، حکم عزل مصدق پیش از پذیرش رسمی انحلال مجلس صادر شد. کائینی بر همین اساس نتیجه گرفت که حتی از منظر حقوقی نیز ۲۸ مرداد کودتا محسوب میشود و استدلال طرفداران سلطنت درباره قانونیبودن این اقدام وجاهت حقوقی ندارد. ویژهبرنامه «جریان کودتا» کاری از گروه تاریخ شبکه یک در دو قسمت به بازخوانی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اختصاص داشت. داریوش سجادی در ادامه، نگاه خود را از واقعه ۲۸ مرداد به الگوی سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم معطوف کرد. سجادی گفت: آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در سیاست خارجی خود به نظامی متکی بود که «مشت آهنین» را در کنار دیپلماسی قرار میداد و در قبال کشورهایی که با آنها مواجه میشد، از برخورد سنگین استفاده میکرد. او برای توضیح این الگو به نمونههای دیگری نیز اشاره کرد و گفت: یکی از روشهایی که آمریکا در چنین شرایطی دنبال میکند، ایجاد فرسایش اقتصادی و قرار دادن مردم در فشار معیشتی است؛ فشاری که میتواند زمینه اجتماعی لازم برای تحولات سیاسی را ایجاد کند. بنابراین در روایت سجادی، کودتای ۲۸ مرداد صرفا یک رویداد داخلی نبود بلکه باید آن را در چارچوب الگوی رفتاری آمریکا در سیاست خارجی و استفاده از فشار اقتصادی بهعنوان ابزار سیاسی بررسی کرد.
۲۸ مرداد یک کودتای کلاسیک بود
شهریار زرشناس بحث خود را با تعریف «کودتا» از منظر ادبیات سیاسی آغاز کرد و گفت: کودتا حرکتی است که در میان بخشهای بالایی قدرت و توسط بخشی از ساختار حکومت علیه بخش دیگری از آن اتفاق میافتد و در نمونههای کلاسیک، نیروهای نظامی نقش اصلی را ایفا میکنند. زرشناس با تطبیق این تعریف بر وقایع ۲۵ تا ۲۸ مرداد گفت: در این رویداد، بخشی از ساختار دربار با استفاده از نیروی نظامی علیه دولت، کابینه و نخستوزیر وارد عمل شد و به همین دلیل، از نظر او ۲۸ مرداد نمونه کلاسیک کودتاست. او سپس بحث خود را به نهضت ملیشدن صنعت نفت پیوند زد و گفت جنبشی در ایران شکل گرفته بود که خواهان مالکیت و بهرهمندی ایرانیان از منابع نفتی خود بود.
حتی از منظر حقوقی نیز ۲۸ مرداد کودتاست
بهگزارش «جامجمآنلاین»، محمدرضا کائینی در نخستین بخش نشست، بحث خود را از جنبه حقوقی آغاز کرد و مشخصا به موضوع انحلال مجلس هفدهم و رفراندوم دکتر مصدق پرداخت. کائینی با اشاره به اینکه در قانون اساسی مشروطیت، چنین رفراندومی بهشکلی که در آن مقطع برگزار شد پیشبینی نشده بود، گفت: مصدق برای انحلال مجلس به آرای عمومی مراجعه کرد در حالی که از نظر او، قانون چنین اختیاری را به نخستوزیر نداده بود. او همچنین نحوه برگزاری رفراندوم و جداسازی محل رأی موافقان و مخالفان را غیردموکراتیک توصیف کرد. کائینی سپس به استدلال سلطنتطلبان درباره قانونیبودن عزل مصدق پرداخت. بهگفته او، این استدلال بر این مبناست که پس از انحلال مجلس، کشور با خلأ مواجه شده بود و شاه اختیار داشت نخستوزیر جدید تعیین کند اما کائینی این استدلال را از نظر حقوقی رد کرد و گفت: حتی اگر انحلال مجلس را بپذیریم، شاه ابتدا باید انحلال مجلس را تایید میکرد و سپس نخستوزیر جدید را منصوب میکرد در حالی که در ۲۸ مرداد، حکم عزل مصدق پیش از پذیرش رسمی انحلال مجلس صادر شد. کائینی بر همین اساس نتیجه گرفت که حتی از منظر حقوقی نیز ۲۸ مرداد کودتا محسوب میشود و استدلال طرفداران سلطنت درباره قانونیبودن این اقدام وجاهت حقوقی ندارد. ویژهبرنامه «جریان کودتا» کاری از گروه تاریخ شبکه یک در دو قسمت به بازخوانی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اختصاص داشت. داریوش سجادی در ادامه، نگاه خود را از واقعه ۲۸ مرداد به الگوی سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم معطوف کرد. سجادی گفت: آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در سیاست خارجی خود به نظامی متکی بود که «مشت آهنین» را در کنار دیپلماسی قرار میداد و در قبال کشورهایی که با آنها مواجه میشد، از برخورد سنگین استفاده میکرد. او برای توضیح این الگو به نمونههای دیگری نیز اشاره کرد و گفت: یکی از روشهایی که آمریکا در چنین شرایطی دنبال میکند، ایجاد فرسایش اقتصادی و قرار دادن مردم در فشار معیشتی است؛ فشاری که میتواند زمینه اجتماعی لازم برای تحولات سیاسی را ایجاد کند. بنابراین در روایت سجادی، کودتای ۲۸ مرداد صرفا یک رویداد داخلی نبود بلکه باید آن را در چارچوب الگوی رفتاری آمریکا در سیاست خارجی و استفاده از فشار اقتصادی بهعنوان ابزار سیاسی بررسی کرد.
۲۸ مرداد یک کودتای کلاسیک بود
شهریار زرشناس بحث خود را با تعریف «کودتا» از منظر ادبیات سیاسی آغاز کرد و گفت: کودتا حرکتی است که در میان بخشهای بالایی قدرت و توسط بخشی از ساختار حکومت علیه بخش دیگری از آن اتفاق میافتد و در نمونههای کلاسیک، نیروهای نظامی نقش اصلی را ایفا میکنند. زرشناس با تطبیق این تعریف بر وقایع ۲۵ تا ۲۸ مرداد گفت: در این رویداد، بخشی از ساختار دربار با استفاده از نیروی نظامی علیه دولت، کابینه و نخستوزیر وارد عمل شد و به همین دلیل، از نظر او ۲۸ مرداد نمونه کلاسیک کودتاست. او سپس بحث خود را به نهضت ملیشدن صنعت نفت پیوند زد و گفت جنبشی در ایران شکل گرفته بود که خواهان مالکیت و بهرهمندی ایرانیان از منابع نفتی خود بود.




