تفکیک یهودیت از صهیونیسم؛ راهبرد قرآن در مواجهه با دشمن
آیه ۷۵ سوره آلعمران حقیقتی مهم را بیان میکند: یهودیان بنیاسرائیل یکسان نیستند. از همین منظر باید میان یهودیت و صهیونیسم تفکیک قائل شد. مخالفت ما با صهیونیسم و رژیم اشغالگر اسرائیل بهمعنای مخالفت با یهودیت یا مسیحیت نیست.
حجتالاسلام دکتر ناصر رفیعی - استاد حوزه و دانشگاه
امروز نیز خاخامها و دانشمندانی یهودی در آمریکا، ایران و حتی سرزمینهای اشغالی حضور دارند که مخالف صهیونیسم هستند و برخی آشکارا از ایران و اسلام دفاع میکنند. میلیونها یهودی نیز در نقاط مختلف جهان از جمله ایران زندگی میکنند و مناسک دینی خود را بجا میآورند. مسأله اشغالگری است، نه یک دین یا پیروان آن.
معیار اسلام در داوری روشن است: هرجا ظلم، ستم، اشغالگری، زورگویی و استعمار باشد، اسلام با آن مخالف است؛ خواه عامل آن مسلمان باشد یا یهودی یا مسیحی. مگر صدام مسلمان نبود؟ مگر داعش به نام اسلام و رسولالله جنایت نمیکرد؟ مخالفت با آنان نیز بر همین معیار استوار بود.
در تاریخ اسلام نیز نمونهای روشن از این منطق وجود دارد؛ آنجا که پیامبر خاتم(ص) از یک یهودی بیگناه در برابر یک مسلمان خائن دفاع کرد. مسلمانی زرهی را سرقت کرده و برای پنهانکردن جرم، آن را نزد همسایه یهودی خود در مدینه به امانت گذاشته بود. صاحبان زره پس از جستوجو، آن را در خانه یهودی یافتند و او را نزد پیامبر بردند. یهودی توضیح داد که زره را ندزدیده و شخص مسلمانی آن را نزد او به امانت گذاشته است. آن شخص اتهام را انکار کرد اما با بررسی ماجرا، حقیقت آشکار شد. یهودی بیگناه و آن شخص مسلمان سارق و خائن بود.
با این حال برخی مسلمانان برای حفظ آبروی مسلمان، از پیامبر خواستند به نفع او حکم کند و یهودی را مقصر بداند. پیامبر اکرم(ص) این فشار را نپذیرفت. چون خدا فرمود:
«وَلا تَکُن لِّلْخَائِنِینَ خَصِیمًا/ از خائنان دفاع نکن».
این منطق در آیه ۷۵ سوره آلعمران آشکار است. برخی از اهل کتاب چنان امانتدارند که اگر ثروتی عظیم نزد آنها بسپاری، آن را بازمیگردانند و برخی چنانند که حتی یک دینار را نیز بازنمیگردانند. بنابراین قرآن دین و تبار را معیار مطلق داوری قرار نمیدهد بلکه حق و باطل، امانتداری و خیانت و نسبت انسان با ظلم و عدالت معیار است. مسلمان بودن مجوز خیانت نیست و یهودی بودن نیز دلیل محکومیت انسان بیگناه نیست. در ادامه ماجرا، بررسیها نشان داد شخص یهودی بیگناه و شخص مسلمان سارق و خائن است. نکته مهم آنجا بود که برخی مسلمانان به پیامبر خاتم(ص) فشار آوردند به سود مسلمان حکم کند و یهودی را مقصر بشمارد تا آبروی مسلمان حفظ شود اما خدا با نزول این آیه، این منطق را رد کرد: «وَلا تَکُن لِّلْخَائِنِینَ خَصِیمًا. یعنی در دفاع از خائنان مخاصمه نکن. این فرهنگ اسلام و معیار داوری آن است.
با این مقدمه، آیه ۷۵ آلعمران معنای روشنتری مییابد. خدا در قرآن میفرماید یهودیان و بنیاسرائیل یکسان نیستند. برخی با آنکه ایمان نیاورده و با مسلمانان و پیامبر زاویه دارند، امانتدارند. اگر ثروتی عظیم نیز نزدشان بسپاری، آن را به صاحبش بازمیگردانند. در مقابل، برخی چنانند که حتی یک دینار را نیز امانت نمیدانند و آن را حق خود میشمارند.
معیار اسلام در داوری روشن است: هرجا ظلم، ستم، اشغالگری، زورگویی و استعمار باشد، اسلام با آن مخالف است؛ خواه عامل آن مسلمان باشد یا یهودی یا مسیحی. مگر صدام مسلمان نبود؟ مگر داعش به نام اسلام و رسولالله جنایت نمیکرد؟ مخالفت با آنان نیز بر همین معیار استوار بود.
در تاریخ اسلام نیز نمونهای روشن از این منطق وجود دارد؛ آنجا که پیامبر خاتم(ص) از یک یهودی بیگناه در برابر یک مسلمان خائن دفاع کرد. مسلمانی زرهی را سرقت کرده و برای پنهانکردن جرم، آن را نزد همسایه یهودی خود در مدینه به امانت گذاشته بود. صاحبان زره پس از جستوجو، آن را در خانه یهودی یافتند و او را نزد پیامبر بردند. یهودی توضیح داد که زره را ندزدیده و شخص مسلمانی آن را نزد او به امانت گذاشته است. آن شخص اتهام را انکار کرد اما با بررسی ماجرا، حقیقت آشکار شد. یهودی بیگناه و آن شخص مسلمان سارق و خائن بود.
با این حال برخی مسلمانان برای حفظ آبروی مسلمان، از پیامبر خواستند به نفع او حکم کند و یهودی را مقصر بداند. پیامبر اکرم(ص) این فشار را نپذیرفت. چون خدا فرمود:
«وَلا تَکُن لِّلْخَائِنِینَ خَصِیمًا/ از خائنان دفاع نکن».
این منطق در آیه ۷۵ سوره آلعمران آشکار است. برخی از اهل کتاب چنان امانتدارند که اگر ثروتی عظیم نزد آنها بسپاری، آن را بازمیگردانند و برخی چنانند که حتی یک دینار را نیز بازنمیگردانند. بنابراین قرآن دین و تبار را معیار مطلق داوری قرار نمیدهد بلکه حق و باطل، امانتداری و خیانت و نسبت انسان با ظلم و عدالت معیار است. مسلمان بودن مجوز خیانت نیست و یهودی بودن نیز دلیل محکومیت انسان بیگناه نیست. در ادامه ماجرا، بررسیها نشان داد شخص یهودی بیگناه و شخص مسلمان سارق و خائن است. نکته مهم آنجا بود که برخی مسلمانان به پیامبر خاتم(ص) فشار آوردند به سود مسلمان حکم کند و یهودی را مقصر بشمارد تا آبروی مسلمان حفظ شود اما خدا با نزول این آیه، این منطق را رد کرد: «وَلا تَکُن لِّلْخَائِنِینَ خَصِیمًا. یعنی در دفاع از خائنان مخاصمه نکن. این فرهنگ اسلام و معیار داوری آن است.
با این مقدمه، آیه ۷۵ آلعمران معنای روشنتری مییابد. خدا در قرآن میفرماید یهودیان و بنیاسرائیل یکسان نیستند. برخی با آنکه ایمان نیاورده و با مسلمانان و پیامبر زاویه دارند، امانتدارند. اگر ثروتی عظیم نیز نزدشان بسپاری، آن را به صاحبش بازمیگردانند. در مقابل، برخی چنانند که حتی یک دینار را نیز امانت نمیدانند و آن را حق خود میشمارند.




