قبله‌نمای غربی و آسیب‌هایش در سیاست‌ورزی ایران

قبله‌نمای غربی و آسیب‌هایش در سیاست‌ورزی ایران

رهبر شهید انقلاب در دیدار دولت یازدهم و دوازدهم، تجربه این دولت را تجربه‌ای برای دولت‌های بعدی برشمردند و فرمودند که به غربی‌ها نمی‌شود اطمینان کرد.

دکتر موسی نجفی - استادتمام علوم سیاسی

با تعمق در این فراز در ابعاد وسیع‌تر به سه نکته مهم پی می‌بریم که عبارتند از:
الف: آسیب‌شناسی «اعتماد به غرب»
ب: نظام مسائل مرحله تحول از اعتماد به بی‌اعتمادی نسبت به غرب
ج: تعمق و شرایط بسط مرحله بی‌اعتمادی به غرب
برای تفصیل مراحل مذکور به 14 موضوع می‌توان اشاره کرد:
۱. اساس و ذات انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که این حرکت یک انقلاب ضدغربی است. بنابراین، نشناختن چنین امر مهمی از سوی مدیران ارشد نظام این معنا را به ذهن متبادر می‌کند که برخی دولتمردان در سالیان اخیر در شناخت اصول اولیه‌ انقلاب اسلامی ضعیف بوده‌اند!
۲. پذیرش نکته فوق به‌عنوان شاخص اولیه می‌تواند ما را به یک مطلب مهم‌تری رهنمون سازد و آن پرنشدن فاصله‌ بین دولتمردان و انقلاب اسلامی است. برخی مدیران ارشد نظام در «تراز» انقلاب اسلامی نبوده و نیستند. این موضوع نشان می‌‌دهد که تا حدودی تاریخ صدر اسلام و تاریخ نهضت مشروطه ممکن است تکرار شود. 
۳. پرسش مهمی که در اینجا درباره‌ بی‌اعتمادی به غرب مطرح می‌شود این است که آیا این موضوع در سطح «استراتژی» است یا صرفا یک «تاکتیک» مقطعی برای نظام؟ به‌عبارت دیگر، اگر بنا باشد از ماجرای تلخ 
«اعتماد به غرب» در دولت یازدهم و دوازدهم درس سیاست بگیریم، تفاوت این مساله در سطح کلان، متوسط و جزئی‌تر چگونه و به چه‌نحو ارزیابی می‌شود؟
۴. در سال‌های اخیر، به‌محض کوچک‌ترین نقد به سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی غرب‌گرایان، انگشت اتهام به‌سمت منتقدین گرفته می‌شد و با نوعی سفسطه‌گری متهم به طرفداری از کشور کره شمالی می‌شدند! این نگاه تبلیغی، بدبختی‌های کره شمالی را نه به‌خاطر کمونیستی‌بودن یا نگاه سلطنتی حزبی، بلکه به‌خاطر سیاست مقابله با آمریکا می‌داند‌؛ درحالی که انقلاب اسلامی با نظام‌های الحادی تعارض ذاتی دارد‌؛ حتی استکبارستیزی این دو جبهه متعارض از هم و در یک منطق و افق فکری نبوده و نیست. 
۵. عبرت‌گرفتن از بی‌اعتمادی به غرب در سطح جناحی نباید تاریخ مصرف داشته باشد، چراکه تقلیل آن به جناح‌های سیاسی آن را از حالت شاخص و معیار در سطح کلان خارج می‌کند. البته جناح مقابل دولت هم نباید در این زمینه هرطور خواست رفتار کند و خطوط قرمز نظام را بشکند یا تفسیر به رأی کند!
۶. نکته‌ای که نباید از آن غفلت کرد، رسوخ نفوذ اجنبی از قرون گذشته در سطوح مختلف کشور است. این آسیب‌شناسی مربوط به دولت‌های قبل از انقلاب هم می‌شود. البته اثرات آشکار و پنهان آن در دولت‌های بعد از انقلاب هم دیده می‌شود. لذا، این مطلب فقط منحصر به دولت یازدهم و دوازدهم نیست و امکان این مساله وجود دارد که «خط نفوذ» پشتیبانی‌کننده‌ «اعتماد به غرب» باشد و در اشکال و سطوح دیگری برنامه‌ریزی شده باشد و خود را دوباره تحمیل کند. بنابراین، هوشیاری ملی در این زمینه در سطوح مختلف از اوجب واجبات است. 
۷. همان‌طور که می‌دانید، ایران به‌خاطر استقلال و هویت نیرومندی که از عصر صفویه به دست‌آورد، هیچ زمانی مستقیما مستعمره کشورهای بیگانه قرار نگرفت‌ اما همین امتیاز مهم گاهی به غفلتی خطرناک مبدل می‌شود و آن نشناختن استعمار در ابعاد واقعی است. از طرفی هرچند که کشور ما از استعمارگران غربی به‌خصوص انگلستان در مقطعی و روسیه در مقطع دیگر ضربات مهلکی خورد و در دهه‌های اخیر آمریکا دشمن اصلی کشور ما بوده، ولی با این همه نتوانسته نفرتی را که بایسته و شایسته‌ استعمار است، در افکار عمومی مردم ما به‌طور عمیق و ممتد ایجاد کند. متاسفانه در‌این‌باره نوعی «آلزایمر تاریخی» ما را رنج می‌دهد، چراکه این موضوع را می‌توان در فراموش‌کردن نسل‌کشی میلیون‌ها تن از ایرانیان در قحطی بزرگ در قرن گذشته، انحراف نهضت مشروطه، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به‌عینه دید. همین عدم نفرت و عدم بصیرت کافی باعث‌شده در اعتمادی مجدد به غرب، ماجراهایی مثل زیاده‌خواهی غربی‌ها در برجام برای کشور ما رقم بخورد و این هزینه تکرار تاریخ 
در زمانه‌ ما باشد.