3 قصاص و 4 مهلت در سحرگاه زندان
سه قاتل، سحرگاه دیروز در زندان پای چوبه دار رفتند و چهار محکوم دیگر نیز توانستند از اولیای دم مهلت بگیرند.
به گزارش خبرنگار جامجم، هفت مرد به اتهام جنایتهای جداگانهای بازداشت و بعد از محاکمه به قصاص محکوم شده بودند. آرای آنها در دیوان عالی کشور تأیید و پروندههایشان به اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال شده بود.
اولین زندانی محکوم به قصاص مردی جوان بود که با زنی آشناشده و با وی رابطه عاشقانه داشت و به خانه او در یکی از محلههای تهران در رفتوآمد بود. شامگاه یازدهم اردیبهشت سال 1400 که به خانه او رفته بود با هم درگیر شدند. در ادامه مرد جوان با چاقویی که به همراه داشت وی را به قتل رساند .
که وی متواری بود اما پس از چند روز بازداشت شد. او در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد و این رأی در شعبه 48 دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد. دومین زندانی، مأموری بود که بیستم آذر سال 1402، همراه سربازی در حوالی کن به راننده یک خودروی پژو مشکوک شدند و در جریان تعقیب و گریز، وقتی راننده توقف نکرد، به سمت خودرو تیراندازی کرد. گلوله به راننده اصابت کرد و او جان باخت. پس از شکایت خانواده متوفی، مأمور جوان بازداشت شد. او در شعبه 10 کیفری یک استان تهران محاکمه و حکم قصاص گرفت که این رأی در شعبه 49 دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد.
زندانی سوم، کارمند شهرداری تهران بود که با همدستی زنی، شوهر او را به قتل رساند. بهمن سال 1402 مرگ مشکوک مردی که از مدیران شهرداری بود، به پلیس گزارش شد. بررسیها نشان داد این مرد و همسرش اختلافهای زیادی با هم داشتند. در بازبینی دوربینهای مداربسته محل معلوم شد یکی از همکاران مقتول شب حادثه با کلید وارد خانه شده و چند ساعت بعد هم از آنجا بیرون رفته است. همسر مقتول و این مرد بازداشت شدند. متهم در جریان بازجوییها به قتل اعتراف کرد و مدعی شد به خاطر مسائل کاری به مقتول حسادت میکرده و او را کشته است. او اعلام کرد همسر مقتول با شوهرش درگیری داشت و در این ماجرا با من همدست بود. همسر مقتول کلید خانه را به من داد، به شوهرش قرص خورانده و شیر گاز را باز گذاشته بود. پس از ورود به خانه نیز یک آمپول کتامین به او تزریق کردم.
متهمان در شعبه دهم کیفری یک استان تهران محاکمه شدند. قاتل به قصاص و همسر مقتول به حبس محکوم شد. این حکم در شعبه 29 دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد.
زندانی چهارم، مرد جوانی بود که با دوستش اقدام به گوشیقاپی میکردند که شب چهاردهم آبان سال 1398 در کوچهای خلوت مردی را به دام انداختند. سارق قصد داشت گوشی را سرقت کند که مالباخته مقاومت کرد. در ادامه مرد جوان با چاقو به قلب او زد و باعث قتلش شد و گوشیاش را به سرقت برد. در دادگاه سارق قاتل به قصاص محکوم شد و همدستش حکم حبس گرفت.
زندانی پنجم، به اتهام قتل همسرش به قصاص محکوم شده بود. ماجرای این جنایت از آنجا آغاز شد که نهم بهمن سال 1401 زنی به اداره پلیس تهران رفت و اعلام کرد خواهرش پس از ترک خانه مادرشان ناپدید شده است. شوهرش هم میگوید از او خبری ندارد. داماد خانواده بهعنوان مظنون بازداشت شد و مدعی بود از زنش خبری ندارد اما در ادامه تحقیقات اعتراف کرد و گفت: «با زنم اختلاف داشتم، چون میخواست خانه را بفروشد و سهم خود را بردارد. مهریهاش را هم طلب کرده بود. آن روز سر این موضوع در خودروی همسرم درگیر شدیم و با ضربههای چاقو او را کشتم و جسد را زیر پلی در اطراف تهران انداختم. خودروی او را هم حوالی اکباتان رها کردم. پس از آن خودرو و جسد کشف شدند.» متهم در دادگاه محاکمه و به قصاص محکوم شد.
زندانی ششم، مردی بود که فردی را که با دوستش اختلاف داشت با شلیک گلوله به قتل رساند. در این ماجرا مردی که سوار خودروی پژوی خود بود در حوالی خیابان دماوند با شلیک گلوله به قتل رسید. در تحقیقات از خانوادهاش معلوم شد او با دو مرد اختلاف کاری و مالی داشته و قرار بوده با آنها ملاقات کند. یکی از آنها بهعنوان مظنون اصلی بازداشت شد و اعتراف کرد که دوستش به خاطر رفاقت مقتول را به قتل رسانده است. عامل جنایت بازداشت شد و در تحقیقات گفت دوستم برایم تعریف کرده بود که مقتول به او پولی برای سرمایهگذاری داده و نمیتواند آن را پس بگیرد. سلاح تهیه کردم و به جای دوستم سر قرار رفتم که در آنجا با خودرویم کنار خودروی مقتول آمدم و به او شلیک کردم.
متهم از سوی قضات شعبه چهارم کیفری یک استان تهران محکوم به قصاص شد.
هفتمین زندانی نیز جوانی تبعه افغانستان بود که سه سال قبل با یکی از همسایهها درگیر شد و یکی از اقوام همسایه را که در دعوا شرکت کرده بود با ضربه چاقو به قتل رساند.او در دادگاه محاکمه و به قصاص محکوم شد.
این هفت زندانی سحرگاه چهارشنبه در زندان قزلحصار کرج پای چوبه دار رفتند. اولین زندانی برای مرتبه دوم پای چوبه دار رفته بود که اینبار هم توانست مهلت بگیرد. مأمور جوان هم برای دومین مرتبه پای چوبه دار میرفت که مهلت گرفت. اما زندانی سوم که همکارش در شهرداری را به قتل رسانده بود رضایت نگرفت و حکمش اجرا شد. سارق گوشیقاپ هم توانست مهلت بگیرد اما مرد همسرکش حکمش اجرا شد. مردی که سر رفاقت برای آدمکشی اجیر شده بود هم مهلت گرفت اما قاتل افغان نتوانست رضایت بگیرد و حکمش اجرا شد.
اولین زندانی محکوم به قصاص مردی جوان بود که با زنی آشناشده و با وی رابطه عاشقانه داشت و به خانه او در یکی از محلههای تهران در رفتوآمد بود. شامگاه یازدهم اردیبهشت سال 1400 که به خانه او رفته بود با هم درگیر شدند. در ادامه مرد جوان با چاقویی که به همراه داشت وی را به قتل رساند .
که وی متواری بود اما پس از چند روز بازداشت شد. او در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد و این رأی در شعبه 48 دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد. دومین زندانی، مأموری بود که بیستم آذر سال 1402، همراه سربازی در حوالی کن به راننده یک خودروی پژو مشکوک شدند و در جریان تعقیب و گریز، وقتی راننده توقف نکرد، به سمت خودرو تیراندازی کرد. گلوله به راننده اصابت کرد و او جان باخت. پس از شکایت خانواده متوفی، مأمور جوان بازداشت شد. او در شعبه 10 کیفری یک استان تهران محاکمه و حکم قصاص گرفت که این رأی در شعبه 49 دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد.
زندانی سوم، کارمند شهرداری تهران بود که با همدستی زنی، شوهر او را به قتل رساند. بهمن سال 1402 مرگ مشکوک مردی که از مدیران شهرداری بود، به پلیس گزارش شد. بررسیها نشان داد این مرد و همسرش اختلافهای زیادی با هم داشتند. در بازبینی دوربینهای مداربسته محل معلوم شد یکی از همکاران مقتول شب حادثه با کلید وارد خانه شده و چند ساعت بعد هم از آنجا بیرون رفته است. همسر مقتول و این مرد بازداشت شدند. متهم در جریان بازجوییها به قتل اعتراف کرد و مدعی شد به خاطر مسائل کاری به مقتول حسادت میکرده و او را کشته است. او اعلام کرد همسر مقتول با شوهرش درگیری داشت و در این ماجرا با من همدست بود. همسر مقتول کلید خانه را به من داد، به شوهرش قرص خورانده و شیر گاز را باز گذاشته بود. پس از ورود به خانه نیز یک آمپول کتامین به او تزریق کردم.
متهمان در شعبه دهم کیفری یک استان تهران محاکمه شدند. قاتل به قصاص و همسر مقتول به حبس محکوم شد. این حکم در شعبه 29 دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد.
زندانی چهارم، مرد جوانی بود که با دوستش اقدام به گوشیقاپی میکردند که شب چهاردهم آبان سال 1398 در کوچهای خلوت مردی را به دام انداختند. سارق قصد داشت گوشی را سرقت کند که مالباخته مقاومت کرد. در ادامه مرد جوان با چاقو به قلب او زد و باعث قتلش شد و گوشیاش را به سرقت برد. در دادگاه سارق قاتل به قصاص محکوم شد و همدستش حکم حبس گرفت.
زندانی پنجم، به اتهام قتل همسرش به قصاص محکوم شده بود. ماجرای این جنایت از آنجا آغاز شد که نهم بهمن سال 1401 زنی به اداره پلیس تهران رفت و اعلام کرد خواهرش پس از ترک خانه مادرشان ناپدید شده است. شوهرش هم میگوید از او خبری ندارد. داماد خانواده بهعنوان مظنون بازداشت شد و مدعی بود از زنش خبری ندارد اما در ادامه تحقیقات اعتراف کرد و گفت: «با زنم اختلاف داشتم، چون میخواست خانه را بفروشد و سهم خود را بردارد. مهریهاش را هم طلب کرده بود. آن روز سر این موضوع در خودروی همسرم درگیر شدیم و با ضربههای چاقو او را کشتم و جسد را زیر پلی در اطراف تهران انداختم. خودروی او را هم حوالی اکباتان رها کردم. پس از آن خودرو و جسد کشف شدند.» متهم در دادگاه محاکمه و به قصاص محکوم شد.
زندانی ششم، مردی بود که فردی را که با دوستش اختلاف داشت با شلیک گلوله به قتل رساند. در این ماجرا مردی که سوار خودروی پژوی خود بود در حوالی خیابان دماوند با شلیک گلوله به قتل رسید. در تحقیقات از خانوادهاش معلوم شد او با دو مرد اختلاف کاری و مالی داشته و قرار بوده با آنها ملاقات کند. یکی از آنها بهعنوان مظنون اصلی بازداشت شد و اعتراف کرد که دوستش به خاطر رفاقت مقتول را به قتل رسانده است. عامل جنایت بازداشت شد و در تحقیقات گفت دوستم برایم تعریف کرده بود که مقتول به او پولی برای سرمایهگذاری داده و نمیتواند آن را پس بگیرد. سلاح تهیه کردم و به جای دوستم سر قرار رفتم که در آنجا با خودرویم کنار خودروی مقتول آمدم و به او شلیک کردم.
متهم از سوی قضات شعبه چهارم کیفری یک استان تهران محکوم به قصاص شد.
هفتمین زندانی نیز جوانی تبعه افغانستان بود که سه سال قبل با یکی از همسایهها درگیر شد و یکی از اقوام همسایه را که در دعوا شرکت کرده بود با ضربه چاقو به قتل رساند.او در دادگاه محاکمه و به قصاص محکوم شد.
این هفت زندانی سحرگاه چهارشنبه در زندان قزلحصار کرج پای چوبه دار رفتند. اولین زندانی برای مرتبه دوم پای چوبه دار رفته بود که اینبار هم توانست مهلت بگیرد. مأمور جوان هم برای دومین مرتبه پای چوبه دار میرفت که مهلت گرفت. اما زندانی سوم که همکارش در شهرداری را به قتل رسانده بود رضایت نگرفت و حکمش اجرا شد. سارق گوشیقاپ هم توانست مهلت بگیرد اما مرد همسرکش حکمش اجرا شد. مردی که سر رفاقت برای آدمکشی اجیر شده بود هم مهلت گرفت اما قاتل افغان نتوانست رضایت بگیرد و حکمش اجرا شد.




