روایت خواننده
در ستایش عامهپسندها
«هیچ پروانهای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمیآورد»*، همچنان که کتابخوانهای حرفهای به یاد نمیآورند یا ترجیح میدهند فراموش کنند زمانی طرفدار کتابهای عامهپسند بودند و رمانهای عاشقانه میخواندند. واقعیت این است که سیر علاقهمندی و میل به مطالعه، از همین کتابها آغاز میشود و به طور معمول اولین کتابهایی که بسیاری از ما خواندهایم، جزو رمانهای عمیق و فلسفی یا آثار برجسته تاریخ ادبیات نبودهاند.
این نکته درباره متولدان اواخر دهه50 و 60 بسیار شایعتر است، چرا که حوالی سالهای دهه70، کتابهای عامهپسند و بهخصوص رمانهای عاشقانه طرفداران زیادی داشتند و چرخهای صنعت نشر با ارائه همین نوع کتابها میچرخید. این تغییر سلیقه در فضای نشر البته به جمعیت قابل اعتنای متولد شده در دهه60 هم بیارتباط نبود. متولدان نیمه دوم دهه 50 و60 ، حوالی سالهای دهه70 به نوجوانی رسیده بودند که سن سرککشیدن به رمان و خواندن داستانهای عاشقانه است. در این سالها نه فقط میل به خواندن وجود دارد، بلکه فرصت و امکان مناسب هم برای کتابخوانی، نسبت به سالهای قبل و بعد زندگی بیشتر است.
عادت به کتابخواندن برای خیلیها که امروز در زمره آمار افراد اهل مطالعه قرار میگیرند، از همین سالها و با رمانهای عاشقانه از جمله کتابهای دانیل استیل، فهمیه رحیمی، م. مودبپور و نویسندگانی از این دست آغاز شده، آنچنان که حالا برخی اسامی کتابها تبدیل به نوستالژی شدهاند و دنیایی از خاطره به همراه دارند؛ مثلا امشب دختری میمیرد اثر رسول ارونقی کرمانی، دزیره اثر آنماری سلینکو، گلی در شورهزار نوشته نسرین ثامنی، پریچهر م. مودبپور، دالان عشق نازی صفوی، تاوان عشق و پنجره از فهیمه رحیمی. در کنار این رمانهای عامهپسند، برخی از ما در سالهای نوجوانی و آغاز راه مطالعه کردن، آثاری دیگری هم خواندهایم که شاید در زمره کتابهای عامهپسند قرار نگیرند اما در آن روزگار جزو کتابهای پرطرفدار بودند، مثل سینوهه، پزشک مخصوص فرعون، جمیله بوپاشا، مصاحبه با تاریخ و نامه به کودک زاده نشده از اوریانا فالاچی و نیز برخی آثار دکتر علی شریعتی. آنها که آثار دکتر شریعتی را میخواندند چه بسا از خلال نوشتهها و سخنرانیهای مکتوب او با نویسندگان و مولفان جدی ادبیات و فلسفه آشنا میشدند از جمله با ژان پل سارتر، کییرکیگارد و جلال آلاحمد. این افراد ممکن بود در ادامه، مسیر مطالعاتی دیگری را در پیش بگیرند و به سمت مطالعات اسلامی یا فلسفی گرایش پیدا کنند و بقیه هم به شیوههای دیگری با نویسندگان جدیتر دنیای ادبیات آشنا میشدند. خلاصه اینکه به تعداد آدمهای علاقهمند به کتاب، مسیر و فرآیندی برای انس با ادبیات وجود دارد اما نمیشود و انصاف نیست که سهم رمانهای عاشقانه و عامهپسند را ندیده گرفت.
*سروده سیدعلی صالحی
آذر مهاجر - روزنامه نگار
عادت به کتابخواندن برای خیلیها که امروز در زمره آمار افراد اهل مطالعه قرار میگیرند، از همین سالها و با رمانهای عاشقانه از جمله کتابهای دانیل استیل، فهمیه رحیمی، م. مودبپور و نویسندگانی از این دست آغاز شده، آنچنان که حالا برخی اسامی کتابها تبدیل به نوستالژی شدهاند و دنیایی از خاطره به همراه دارند؛ مثلا امشب دختری میمیرد اثر رسول ارونقی کرمانی، دزیره اثر آنماری سلینکو، گلی در شورهزار نوشته نسرین ثامنی، پریچهر م. مودبپور، دالان عشق نازی صفوی، تاوان عشق و پنجره از فهیمه رحیمی. در کنار این رمانهای عامهپسند، برخی از ما در سالهای نوجوانی و آغاز راه مطالعه کردن، آثاری دیگری هم خواندهایم که شاید در زمره کتابهای عامهپسند قرار نگیرند اما در آن روزگار جزو کتابهای پرطرفدار بودند، مثل سینوهه، پزشک مخصوص فرعون، جمیله بوپاشا، مصاحبه با تاریخ و نامه به کودک زاده نشده از اوریانا فالاچی و نیز برخی آثار دکتر علی شریعتی. آنها که آثار دکتر شریعتی را میخواندند چه بسا از خلال نوشتهها و سخنرانیهای مکتوب او با نویسندگان و مولفان جدی ادبیات و فلسفه آشنا میشدند از جمله با ژان پل سارتر، کییرکیگارد و جلال آلاحمد. این افراد ممکن بود در ادامه، مسیر مطالعاتی دیگری را در پیش بگیرند و به سمت مطالعات اسلامی یا فلسفی گرایش پیدا کنند و بقیه هم به شیوههای دیگری با نویسندگان جدیتر دنیای ادبیات آشنا میشدند. خلاصه اینکه به تعداد آدمهای علاقهمند به کتاب، مسیر و فرآیندی برای انس با ادبیات وجود دارد اما نمیشود و انصاف نیست که سهم رمانهای عاشقانه و عامهپسند را ندیده گرفت.
*سروده سیدعلی صالحی
آذر مهاجر - روزنامه نگار




