سالگرد رادیو
علیرضا جاویدنیا ، گوینده و مجری پیشکسوت و محبوب:
رادیو بستری مناسب برای مخاطبان خود است
این رسانه طی سالیان متمادی با همراهی شایسته و روایتگری دقیق از اتفاقات روز جامعه، همراه مردم بوده و با برنامههای زنده، نویسندگیهای ارزشمند و اعضای پرتلاش فنی و صدا بردار آثار ماندگاری را به یادگار گذاشته است.
جاویدنیا با بیان اینکه از 27 سالگی وارد رادیو شده است و در برنامههای مختلفی همچون راه شب، صبح جمعه و برنامههای مختلف دیگر حضور داشته، گفت: این برنامهها همگی از پشتیبانی مردمی برخوردار بودند و خاطرات ماندگاری را از خود در اذهان به جا گذاشتهاند. وی خاطر نشان کرد: در پیامکهای مردم عزیزمان و تماسهای تلفنی، میبینیم که خیلیها میگویند فرصتی برای مطالعه نداریم.مثلا شخصی میگوید: من راننده ماشین سنگین هستم یا در یک مرکز تولیدی کار میکنم، ولی تمام اطلاعاتم را از رادیو میگیرم. بنابراین ما میتوانیم بگوییم که برنامهسازان و نویسندگان، بهترینها را برای مردم تولید و پخش میکنند و مخاطبان هر آنچه را که دوست دارند میتوانند از رادیو طلب کنند.
وی افزود: تلویزیون نیز در جایگاه خود مقبولیت خاص خودش را دارد اما رادیو به خاطر اینکه قبل از تلویزیون در دسترس قرار گرفت، در میان مردم از جایگاه ویژهای برخوردار است. چرا که مخاطب تحت هر شرایطی میتواند با رادیو ارتباط بگیرد و رفاقت داشته باشد.
جاویدنیا با بیان این که بسیاری از مخاطبان رادیو، روشندلان و افراد نابینا هستند، تصریح کرد: امیدوارم در حوزه برنامه سازی و طرح و ایده، بتوانیم از همراهی هر چه بیشتر این عزیزان در رادیو بهرهمند شویم. این گوینده پیشکسوت اظهار کرد: در هشت دههای که رادیو با مردم عجین شده، هر روز جوانتر شده است
و غیر از ایران، از تمام کشورها شنونده و مخاطب دارد و این اندوختهای بسیار ارزشمند است که مردم بانی آن هستند و باید توجه داشت که ارتباط مردم با رسانه باید در چهارچوب اعتماد باشد.
وی افزود: ما در داخل افراد فرهیخته ،توانمند و متخصصی داریم که جزو بهترین سرمایهها در رسانه رادیو هستند که میتوان با تدابیر خاص از ظرفیتهای آنها استفاده کرد تا پرچم رادیو در سراسر دنیا، همیشه در اهتزاز باشد.
جاویدنیا با ابراز خوشحالی از برگزاری جشنواره های مختلف گفت: افتخار میکنم که تهیه کننده برنامه راه شب در این جشنوارهها، مقام کسب کرده است.
من هم سالیان سال در برنامه راه شب پنجشنبه شبها در خدمت استاد عزیزم منوچهر نوذری، بانوان شهلا نیساری و شمسی فضلاللهی و همچنین سعید توکل بودم و از ایشان
چه در عرصه بازیگری و چه اجرا بسیار آموختم.
وی ادامه داد: رادیو ، ایمان و آگاهی است و همکاران من هر آنچه که دارند عاشقانه در طبق اخلاص ارائه میکنند. رادیو واقعا عشق است. کسی نمیآید در رادیو ویلاسازی کند و سرمایهدار شود و امیدوارم مسؤولان محترم، مخصوصا جناب آقای دکتر جبلی که تشریف آوردند عنایت بیشتری به دستمزدها داشته باشند تا انگیزه همکارانم بیشتر شود.
وی درمورد آخرین برنامه خود گفت: چند ماه پیش از من دعوت شد در رادیو نمایش به همراه
امیر زنده دلان برنامهای را با کارگردانی خود ایشان به نام«چرند و پرند» اجرا کنیم. در حال حاضر هم با رادیو ایران همکاری دارم. در ایام محرم و صفر نیز روزهای پنجشنبه، برنامه «رادیو یک» را به صورت زنده برعهده داشتم. علیرضا جاویدنیا بیان کرد: در حال حاضر به خاطر مشکلات قلبی و با محبت دوستان فشار کاری کمتری را متحمل می شوم. او در پایان از زحمات و حمایتهای آقایان شاهآبادی و بخشیزاده و محمدزاده مدیر رادیو ایران قدردانی کرد.
جعفر تاجیک، پیشکسوت رادیو:
با صدای زنگ تلفن به خودم آمدم
بچههای روابط عمومی معاونت صدا بودند.
با دیدن شماره تلفن روحم به پرواز در آمد و به رادیو پر کشید. رادیو، تنها جایی است که از آن میتوان آرامش گرفت و به صدای دلت گوش دهی.
۲۷ سال مثل باد از رو به روی چشمانم رژه رفت. دلتنگ شدم. هنوز دلم بهانه خانه دومم را میگیرد. گاهی دلت بهانههایی میگیرد که خودت انگشت به دهان میمانی.
گاهی دلتنگیهایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت میکنی. گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ میشود. رسانه خیالساز رادیو جعبههای کوچک با محتوایی بیکران درست مثل قناتی فوتک که با جوی ظریف کیلومترها زمین را طراوت و شادابی میبخشد مثل نسیم که با ملایمت روحانگیز خود جان طبیعت را بیدار میکند و اصحاب رسانه صدا با درک و درایت آگاهانه خود روح انسان سازی را در طبیعت مخاطبان احیا میکنند و این نفس در محضر خدا تا ابدیت جریان خواهد داشت. رادیو در تمام مقاطع و دورانها نه تنها نشان داده که ثابت کرده در زمان جنگ و صلح، در زمان شادی و غم، در زمان اضطراب و آرامش نه فقط برای طیف و گروهی خاص که برای پیر و جوان، کوچک و بزرگ، زن و مرد، عالم و عامی، باسواد و بیسواد فقط یک جعبه کوچک نیست و فرهنگ ساز است و شاید بزرگترین علت محبوبیت این جعبه جادویی همین باشد.
یاد برنامههای مختلف افتادم؛ از «راه شب» شنبه و مادر رادیو، جهان سیاست و تحلیلهای به روز و به موقع به افق آفتاب و دلتنگیهای لحظات مناجات، عصرانه و آرامش توأم با شادی، سلام ایران و جنب و جوش صبحگاهی، نغمات و نمایشهای رادیو و ... که هر کدام مخاطب خود را داشت که همه با عشق و علاقه با پیامک و ارتباط تلفنی به من برنامهساز انگیزه تلاش و تکاپو میدادند. فقط به یک کلمه رسیدم. یادش بخیر.
یاد همه همکاران پرتلاشم یاد آنهایی که دیگر نیستند مثل مهران دوستی، جمیله بینیاز، عباس نعمتی، حسین فاطمیان، مسعود جاننثاری و ...
و باز هم من و دلتنگی ، یادش بخیر، رادیو، هنوز دوستت دارم مثل گذشته...
فریبرز گلبن، تهیهکننده پیشکسوت رادیو :
رادیو دارای روح است
گلبن، پیشکسوت رادیویی و تهیهکننده موفقی که موفق به اخذ جوایز مختلف داخلی و بینالمللی شده است در خصوص علاقه و ارتباط خود با رادیو گفت: آشنایی من با رادیو به دهه 30 هجری شمسی برمیگردد. در آن زمان همه در خصوص سریالهای خانوادگی که از رادیو پخش میشد صحبت میکردند که هرشب به آن گوش میدادیم . این که قصهها به کجا میرسد و این جذابیتها و هیجانها همیشه برای ما وجود داشت. یا مثلا جمعه صبح
آقای مستجاب الدعوه قبل از آقای نوذری برنامه اجرا میکرد . آن موقع به موسیقی علاقه داشتم ولی متاسفانه صفحه گرامافن قیمت بالایی داشت . به همین خاطر منتظر رادیو تهران میماندم تا ترانه درخواستی پخش کند و بشنوم.
این فرآیند برای ما بسیار سخت میگذشت اما واقعا در آن زمان هیچ چارهای هم نبود. تا اینکه سرانجام به رادیو دعوت شدم.در آن زمان نزد آقای حقیقی که مسؤول آرشیو بود رفتم و از اینکه خودم را میان آن همه موسیقی میدیدم بینهایت خوشحال شدم.
علاقه وافر من به رادیو تا آنجا پیش رفت که بعد از گذشت مدت زمانی دستیار آقای محمود معلمیان، یکی از تهیهکنندگان قدر و باسواد رادیو شدم که همیشه از زحمات
ایشان ممنونم.
گلبن با بیان اهمیت رسانه رادیو و نقش آن افزود: رادیو روحی دارد که انسان را در معنا و مفهوم خود جذب میکند. ما هنوز به این نتیجه کامل نرسیدیم که این روح رادیو از چه جنسی است و منشا آن کجاست؟ ولی واقعا ایمان دارم رادیو سرشار از آن است و آدم را جذب میکنند.
رامین پور ایمان پیشکسوت و بازیگر رادیو:
رادیو ، ادبیات من را درست کرد
آشنایی من با رادیو از مغازهها شروع شد. در منزل به خاطر اعتقادات پدر رادیو نداشتیم . کلاس پنجم بودم که به یک مهمانی رفتیم .در آنجا یک رادیو مستطیل شکل با جلد چرمی به من نشان دادند و برای اولین بار سال 1342 داستان شب را روی پشتبام با ستارگان شنیدم و محو این جعبه جادویی شدم. برای اولینبار تابستان 1362 وارد رادیو شدم. کم کم با تمام هنرمندهایی که سالها در ذهنم پرورانده بودم آشنا شدم. رامین فرزاد را با صدای استثناییاش دوست داشتم . اکبر مشکین، تاجی احمدی، شمسی فضلالهی، ثریا قاسمی ، مسعود تاجبخش، هوشنگ خلعتبری و هوشنگ امیرفضلی ستارگانی بودند که توانستم در آن سال ببینم .
ما بچه پایین شهر و جنوبیترین منطقه تهران بودیم و گفتارمان با ادبیات معیار ، کمی فاصله داشت
اما گوش کردن به ادبیات نمایشی باعث شد در دوره دبیرستان نحوه صحبت کردن ما هم عوض شود. یکی از غصههای من این است که چرا امروزه رادیو و برنامههایش این تاثیر را روی رفتار و گفتار افراد ندارد !
من را با آن تفاوت، تبدیل به آدمی دیگر کرد. امیدوارم افرادی با صداهای شناسنامه دار ورود کنند . آن زمانی که رادیو جوان 18 ساعته بود از ما دعوت کردند برای برنامه ای به نام شباهنگ . از ساعت 11 شب تا 3 بامداد این برنامه طول میکشید . دو مجری داشت که من بودم و دوست خوبم جناب آوایی. تهیهکننده برنامه آقای گلبن و آقای رضابالا سردبیر برنامه بودند. در آن زمان برنامه شباهنگ واقعا توفانی به پا کرده بود. ما در آن ساعت چیزی باید میگفتیم که یک جوان تا آن ساعت بیدار بماند و مارا بشنود. برنامهای میخواستیم بسازیم با آقای رضا بالا که جوان را با ادبیات خودش مخاطب قرار دهد و او برنامه رو برای خودش بداند .
ساعتها در اتاق خودم سخنان ائمه را مرور میکردم و یاداشت میکردم. لکن این جملات گهربار را به صورت جانانه تقدیم ایشان میکردم و برنامه به برکت همین جملات بسیار گرفته بود.
جوانان درد دلهای خصوصیشان را با برنامه مطرح میکردند. حتی یادم میآید یک شب از مازندران آمده بودند جامجم تا عوامل برنامه را ببینند. سه ماه تابستان هرشب 3 ساعت برنامه میزدیم . دوستان برنامهساز از سنگینی کار باخبر هستند .
داوود حیدری، گوینده پیشکسوت رادیو ایران:
شنوندگان رادیو ، کمخرج و صادقند
نمیدانم از رادیو چه بنویسم که جان مطلب ادا شود و بیانگر احساسم باشد که جام جوانیام با عشق رادیو و عشق و تعهد به مردم گذشت.
بگذارید با دل بنویسم... زمانی که پشت میکروفن رادیو مینشینم تو گویی با همه دوستان و اقوامم سخن میگویم، با کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند، همه آنهایی که مرا میشناسند و من میشناسمشان. ما و شنوندگان، دوستان نادیدهای هستیم که به هم عشق میورزیم، درددل میکنیم، به هم اعتماد میکنیم، از هم میآموزیم، از خوشیها و ناخوشیها میگوییم و سالهاست با هم میخندیم و میگرییم، اینها همه از حضور مولود نجیب رازدار و بیادعایی است بهنام «رادیو». اگر چه در قرن دود و آهن، عصر سرعت و ماهواره، رسانهها چون انار گلو بریده دانه میپراکنند و از خود کمی گویند و انسانیت را نشانه رفتهاند اما این رادیوست که همچنان سنگر و اصالت خود را از گزند رقیبان که هر روزه سر از ناکجا درمیآورند مصون داشتهاست و همچنان شنوندگانش که سرمایههای اصیل و اصلی آن هستند، پویاست و همراه.
رادیو را در هر گوشه خانه، محل کار و خودرو میتوان شنید، صدای آشنا که شنوندگانش کم خرج و بیادعایند مثل رفیقی صادق و همیشه همراه هستند.
اگرچه طی این سالها خیلیها از مدیر تا گوینده و برنامهساز آمدند و رفتند اما رادیو همچنان جوان پابرجا و پویاست و آنانی که با عشق مردم و پویایی رادیو زحمت کشیدند و باعث اعتلای زبان، فرهنگ، ادب و هنر این مرز و بوم از طریق رادیو شدند، در ذهن مردم و در دل تاریخ مانا و ماندگارند. سالروز میلاد این مولود نجیب و فرهنگساز بر شنوندگان و اهالی رادیو خجسته باد.
رادیو بستری مناسب برای مخاطبان خود است
این رسانه طی سالیان متمادی با همراهی شایسته و روایتگری دقیق از اتفاقات روز جامعه، همراه مردم بوده و با برنامههای زنده، نویسندگیهای ارزشمند و اعضای پرتلاش فنی و صدا بردار آثار ماندگاری را به یادگار گذاشته است.
جاویدنیا با بیان اینکه از 27 سالگی وارد رادیو شده است و در برنامههای مختلفی همچون راه شب، صبح جمعه و برنامههای مختلف دیگر حضور داشته، گفت: این برنامهها همگی از پشتیبانی مردمی برخوردار بودند و خاطرات ماندگاری را از خود در اذهان به جا گذاشتهاند. وی خاطر نشان کرد: در پیامکهای مردم عزیزمان و تماسهای تلفنی، میبینیم که خیلیها میگویند فرصتی برای مطالعه نداریم.مثلا شخصی میگوید: من راننده ماشین سنگین هستم یا در یک مرکز تولیدی کار میکنم، ولی تمام اطلاعاتم را از رادیو میگیرم. بنابراین ما میتوانیم بگوییم که برنامهسازان و نویسندگان، بهترینها را برای مردم تولید و پخش میکنند و مخاطبان هر آنچه را که دوست دارند میتوانند از رادیو طلب کنند.
وی افزود: تلویزیون نیز در جایگاه خود مقبولیت خاص خودش را دارد اما رادیو به خاطر اینکه قبل از تلویزیون در دسترس قرار گرفت، در میان مردم از جایگاه ویژهای برخوردار است. چرا که مخاطب تحت هر شرایطی میتواند با رادیو ارتباط بگیرد و رفاقت داشته باشد.
جاویدنیا با بیان این که بسیاری از مخاطبان رادیو، روشندلان و افراد نابینا هستند، تصریح کرد: امیدوارم در حوزه برنامه سازی و طرح و ایده، بتوانیم از همراهی هر چه بیشتر این عزیزان در رادیو بهرهمند شویم. این گوینده پیشکسوت اظهار کرد: در هشت دههای که رادیو با مردم عجین شده، هر روز جوانتر شده است
و غیر از ایران، از تمام کشورها شنونده و مخاطب دارد و این اندوختهای بسیار ارزشمند است که مردم بانی آن هستند و باید توجه داشت که ارتباط مردم با رسانه باید در چهارچوب اعتماد باشد.
وی افزود: ما در داخل افراد فرهیخته ،توانمند و متخصصی داریم که جزو بهترین سرمایهها در رسانه رادیو هستند که میتوان با تدابیر خاص از ظرفیتهای آنها استفاده کرد تا پرچم رادیو در سراسر دنیا، همیشه در اهتزاز باشد.
جاویدنیا با ابراز خوشحالی از برگزاری جشنواره های مختلف گفت: افتخار میکنم که تهیه کننده برنامه راه شب در این جشنوارهها، مقام کسب کرده است.
من هم سالیان سال در برنامه راه شب پنجشنبه شبها در خدمت استاد عزیزم منوچهر نوذری، بانوان شهلا نیساری و شمسی فضلاللهی و همچنین سعید توکل بودم و از ایشان
چه در عرصه بازیگری و چه اجرا بسیار آموختم.
وی ادامه داد: رادیو ، ایمان و آگاهی است و همکاران من هر آنچه که دارند عاشقانه در طبق اخلاص ارائه میکنند. رادیو واقعا عشق است. کسی نمیآید در رادیو ویلاسازی کند و سرمایهدار شود و امیدوارم مسؤولان محترم، مخصوصا جناب آقای دکتر جبلی که تشریف آوردند عنایت بیشتری به دستمزدها داشته باشند تا انگیزه همکارانم بیشتر شود.
وی درمورد آخرین برنامه خود گفت: چند ماه پیش از من دعوت شد در رادیو نمایش به همراه
امیر زنده دلان برنامهای را با کارگردانی خود ایشان به نام«چرند و پرند» اجرا کنیم. در حال حاضر هم با رادیو ایران همکاری دارم. در ایام محرم و صفر نیز روزهای پنجشنبه، برنامه «رادیو یک» را به صورت زنده برعهده داشتم. علیرضا جاویدنیا بیان کرد: در حال حاضر به خاطر مشکلات قلبی و با محبت دوستان فشار کاری کمتری را متحمل می شوم. او در پایان از زحمات و حمایتهای آقایان شاهآبادی و بخشیزاده و محمدزاده مدیر رادیو ایران قدردانی کرد.
جعفر تاجیک، پیشکسوت رادیو:
با صدای زنگ تلفن به خودم آمدم
بچههای روابط عمومی معاونت صدا بودند.
با دیدن شماره تلفن روحم به پرواز در آمد و به رادیو پر کشید. رادیو، تنها جایی است که از آن میتوان آرامش گرفت و به صدای دلت گوش دهی.
۲۷ سال مثل باد از رو به روی چشمانم رژه رفت. دلتنگ شدم. هنوز دلم بهانه خانه دومم را میگیرد. گاهی دلت بهانههایی میگیرد که خودت انگشت به دهان میمانی.
گاهی دلتنگیهایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت میکنی. گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ میشود. رسانه خیالساز رادیو جعبههای کوچک با محتوایی بیکران درست مثل قناتی فوتک که با جوی ظریف کیلومترها زمین را طراوت و شادابی میبخشد مثل نسیم که با ملایمت روحانگیز خود جان طبیعت را بیدار میکند و اصحاب رسانه صدا با درک و درایت آگاهانه خود روح انسان سازی را در طبیعت مخاطبان احیا میکنند و این نفس در محضر خدا تا ابدیت جریان خواهد داشت. رادیو در تمام مقاطع و دورانها نه تنها نشان داده که ثابت کرده در زمان جنگ و صلح، در زمان شادی و غم، در زمان اضطراب و آرامش نه فقط برای طیف و گروهی خاص که برای پیر و جوان، کوچک و بزرگ، زن و مرد، عالم و عامی، باسواد و بیسواد فقط یک جعبه کوچک نیست و فرهنگ ساز است و شاید بزرگترین علت محبوبیت این جعبه جادویی همین باشد.
یاد برنامههای مختلف افتادم؛ از «راه شب» شنبه و مادر رادیو، جهان سیاست و تحلیلهای به روز و به موقع به افق آفتاب و دلتنگیهای لحظات مناجات، عصرانه و آرامش توأم با شادی، سلام ایران و جنب و جوش صبحگاهی، نغمات و نمایشهای رادیو و ... که هر کدام مخاطب خود را داشت که همه با عشق و علاقه با پیامک و ارتباط تلفنی به من برنامهساز انگیزه تلاش و تکاپو میدادند. فقط به یک کلمه رسیدم. یادش بخیر.
یاد همه همکاران پرتلاشم یاد آنهایی که دیگر نیستند مثل مهران دوستی، جمیله بینیاز، عباس نعمتی، حسین فاطمیان، مسعود جاننثاری و ...
و باز هم من و دلتنگی ، یادش بخیر، رادیو، هنوز دوستت دارم مثل گذشته...
فریبرز گلبن، تهیهکننده پیشکسوت رادیو :
رادیو دارای روح است
گلبن، پیشکسوت رادیویی و تهیهکننده موفقی که موفق به اخذ جوایز مختلف داخلی و بینالمللی شده است در خصوص علاقه و ارتباط خود با رادیو گفت: آشنایی من با رادیو به دهه 30 هجری شمسی برمیگردد. در آن زمان همه در خصوص سریالهای خانوادگی که از رادیو پخش میشد صحبت میکردند که هرشب به آن گوش میدادیم . این که قصهها به کجا میرسد و این جذابیتها و هیجانها همیشه برای ما وجود داشت. یا مثلا جمعه صبح
آقای مستجاب الدعوه قبل از آقای نوذری برنامه اجرا میکرد . آن موقع به موسیقی علاقه داشتم ولی متاسفانه صفحه گرامافن قیمت بالایی داشت . به همین خاطر منتظر رادیو تهران میماندم تا ترانه درخواستی پخش کند و بشنوم.
این فرآیند برای ما بسیار سخت میگذشت اما واقعا در آن زمان هیچ چارهای هم نبود. تا اینکه سرانجام به رادیو دعوت شدم.در آن زمان نزد آقای حقیقی که مسؤول آرشیو بود رفتم و از اینکه خودم را میان آن همه موسیقی میدیدم بینهایت خوشحال شدم.
علاقه وافر من به رادیو تا آنجا پیش رفت که بعد از گذشت مدت زمانی دستیار آقای محمود معلمیان، یکی از تهیهکنندگان قدر و باسواد رادیو شدم که همیشه از زحمات
ایشان ممنونم.
گلبن با بیان اهمیت رسانه رادیو و نقش آن افزود: رادیو روحی دارد که انسان را در معنا و مفهوم خود جذب میکند. ما هنوز به این نتیجه کامل نرسیدیم که این روح رادیو از چه جنسی است و منشا آن کجاست؟ ولی واقعا ایمان دارم رادیو سرشار از آن است و آدم را جذب میکنند.
رامین پور ایمان پیشکسوت و بازیگر رادیو:
رادیو ، ادبیات من را درست کرد
آشنایی من با رادیو از مغازهها شروع شد. در منزل به خاطر اعتقادات پدر رادیو نداشتیم . کلاس پنجم بودم که به یک مهمانی رفتیم .در آنجا یک رادیو مستطیل شکل با جلد چرمی به من نشان دادند و برای اولین بار سال 1342 داستان شب را روی پشتبام با ستارگان شنیدم و محو این جعبه جادویی شدم. برای اولینبار تابستان 1362 وارد رادیو شدم. کم کم با تمام هنرمندهایی که سالها در ذهنم پرورانده بودم آشنا شدم. رامین فرزاد را با صدای استثناییاش دوست داشتم . اکبر مشکین، تاجی احمدی، شمسی فضلالهی، ثریا قاسمی ، مسعود تاجبخش، هوشنگ خلعتبری و هوشنگ امیرفضلی ستارگانی بودند که توانستم در آن سال ببینم .
ما بچه پایین شهر و جنوبیترین منطقه تهران بودیم و گفتارمان با ادبیات معیار ، کمی فاصله داشت
اما گوش کردن به ادبیات نمایشی باعث شد در دوره دبیرستان نحوه صحبت کردن ما هم عوض شود. یکی از غصههای من این است که چرا امروزه رادیو و برنامههایش این تاثیر را روی رفتار و گفتار افراد ندارد !
من را با آن تفاوت، تبدیل به آدمی دیگر کرد. امیدوارم افرادی با صداهای شناسنامه دار ورود کنند . آن زمانی که رادیو جوان 18 ساعته بود از ما دعوت کردند برای برنامه ای به نام شباهنگ . از ساعت 11 شب تا 3 بامداد این برنامه طول میکشید . دو مجری داشت که من بودم و دوست خوبم جناب آوایی. تهیهکننده برنامه آقای گلبن و آقای رضابالا سردبیر برنامه بودند. در آن زمان برنامه شباهنگ واقعا توفانی به پا کرده بود. ما در آن ساعت چیزی باید میگفتیم که یک جوان تا آن ساعت بیدار بماند و مارا بشنود. برنامهای میخواستیم بسازیم با آقای رضا بالا که جوان را با ادبیات خودش مخاطب قرار دهد و او برنامه رو برای خودش بداند .
ساعتها در اتاق خودم سخنان ائمه را مرور میکردم و یاداشت میکردم. لکن این جملات گهربار را به صورت جانانه تقدیم ایشان میکردم و برنامه به برکت همین جملات بسیار گرفته بود.
جوانان درد دلهای خصوصیشان را با برنامه مطرح میکردند. حتی یادم میآید یک شب از مازندران آمده بودند جامجم تا عوامل برنامه را ببینند. سه ماه تابستان هرشب 3 ساعت برنامه میزدیم . دوستان برنامهساز از سنگینی کار باخبر هستند .
داوود حیدری، گوینده پیشکسوت رادیو ایران:
شنوندگان رادیو ، کمخرج و صادقند
نمیدانم از رادیو چه بنویسم که جان مطلب ادا شود و بیانگر احساسم باشد که جام جوانیام با عشق رادیو و عشق و تعهد به مردم گذشت.
بگذارید با دل بنویسم... زمانی که پشت میکروفن رادیو مینشینم تو گویی با همه دوستان و اقوامم سخن میگویم، با کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند، همه آنهایی که مرا میشناسند و من میشناسمشان. ما و شنوندگان، دوستان نادیدهای هستیم که به هم عشق میورزیم، درددل میکنیم، به هم اعتماد میکنیم، از هم میآموزیم، از خوشیها و ناخوشیها میگوییم و سالهاست با هم میخندیم و میگرییم، اینها همه از حضور مولود نجیب رازدار و بیادعایی است بهنام «رادیو». اگر چه در قرن دود و آهن، عصر سرعت و ماهواره، رسانهها چون انار گلو بریده دانه میپراکنند و از خود کمی گویند و انسانیت را نشانه رفتهاند اما این رادیوست که همچنان سنگر و اصالت خود را از گزند رقیبان که هر روزه سر از ناکجا درمیآورند مصون داشتهاست و همچنان شنوندگانش که سرمایههای اصیل و اصلی آن هستند، پویاست و همراه.
رادیو را در هر گوشه خانه، محل کار و خودرو میتوان شنید، صدای آشنا که شنوندگانش کم خرج و بیادعایند مثل رفیقی صادق و همیشه همراه هستند.
اگرچه طی این سالها خیلیها از مدیر تا گوینده و برنامهساز آمدند و رفتند اما رادیو همچنان جوان پابرجا و پویاست و آنانی که با عشق مردم و پویایی رادیو زحمت کشیدند و باعث اعتلای زبان، فرهنگ، ادب و هنر این مرز و بوم از طریق رادیو شدند، در ذهن مردم و در دل تاریخ مانا و ماندگارند. سالروز میلاد این مولود نجیب و فرهنگساز بر شنوندگان و اهالی رادیو خجسته باد.




