نسخه Pdf

امام، کاریزما نداشت!

امام، کاریزما نداشت!

معمولاً، توصیفاتشان این‌گونه آغاز می‌شود: «امام، به عنوان یک شخصیت کاریزماتیک، همه جذبش می‌شدند» یا «از آن‌جایی که امام کاریزمای بالایی داشت، کسی جرأت نداشت با ایشان مخالفت کند.» و اختلاف نظر مبنایی، از همین جا آغاز می‌شود و مسأله‌ی این نگاره، این خواهد بود که «آیا اصلاً حضرت امام خمینی (ره)، به پرجاذبه (یا به قول فرنگی‌ها کاریزماتیک) بودن، فکر می‌کرده؟ اصلا برایش اهمیتی داشته که در منظر دیگران، پرجاذبه و با ابهت به نظر برسد؟ این سؤال، شاید در ظاهر، از اهمیت چشم‌گیری برخوردار نباشد، ولی اتفاقاً بسیار مهم است، چرا که زاویه‌ای است که منظر ما به امام و امام به خودش را، مشخص می‌کند.
امام، جذاب بود و تماشایی، پرجاذبه بودن و میخکوب‌کننده، اما، او نه خواسته بود چنین شود و نه برایش مهم بود. هرگز مثل دیگر سیاست‌مداران، سعی و تقلایی نکرده بود برای این‌که سیطره و احاطه پیدا کند بر دیگران، چه با زبان بدن و چه با کلام، چون اصلا او نخواسته بود سیاست‌مدار شود. امام، شده بود، آنچه که شده بود. صیرورتی را که صلاح و حق می‌دانست، طی کرده بود و دیگر برایش مهم نبود که محبوب است یا منفور، جذّاب است یا دافع، حاکم است یا محکوم؛ او، تمام جسم و روحش را بسیج کرده بود تا یک مسلمان مسلم باشد. یک تسلیم واقعی رضای خداوند که حتی وقتی محمدرضا شاه ملعون، او را به خیال واهی خود، تبعید و در به در می‌کرد، امام می‌دانست که یک در مخصوص از درهای خاصه رحمت واسعه‌  الهی، دارد به رویش گشوده می‌شود.
ما وقتی سید روح ا... موسوی خمینی را می‌بینیم، معمولا، ناخواسته  در اکثر قریب به اتفاق مواقع، فقط، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران را می‌بینیم -که قطعاً دستاوردی است بی‌نظیر- اما غافلیم که امام، اگر در بیست سالگی، آنی که بود، نمی‌بود و در سی‌سالگی، چهل، پنجاه، شصت‌سالگی، در هفتاد و شش سالگی، امداد غیبی به کمکش نمی‌آمد تا بتواند نهضت انقلاب را، به پیروزی برساند. محبوب قلوب و امام دل‌ها بود چون خدا خواسته بود به وعده‌اش یعنی «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم» را محقّق کند، اما همین امام، بارها گفته بود که اگر کل دنیا با او مخالف باشند و او، به حقانیت عمل یا راهی ایمان داشته باشد، لحظه‌ای شک و درنگ در درستی و انجام آن نخواهد کرد.
امام، اهل یقین بود و محاسبه‌گر به معنای سیاسی و متداولش نبود، جز حساب‌رسی از خود، در جهت تام و تمام عمل به دستورات خداوند و دینش. امام امام شد، از روزی که خود را در نظر گرفت، جز برای خدا. و این واقعیت، برای بسیاری از ما، ناگوار است که بپذیریم، امام، تفاوتش با اکثر ما، در جهان‌بینی‌اش بود، نه در هوشش! در اهل یقین بودنش بود، نه فقط در جهد و کوشش! امام، فقط می‌خواست سرباز خدا و اسلام باشد و خدا خواست که رهبر مسلمین جهان شود. او اگر امام مسلمانان انقلابی جهان هم نمی‌شد  به خواسته‌اش رسیده بود، چرا که روح خدا، خواسته‌ای جز برای خدا بودن، نداشت و جلال و جبروت ایشان، برکتی بود که خداوند دمیده بود بر ایشان تا حق، غالب شود بر طاغوت، که اگر جز این بود، در شخصی که قدرتمندترین مسلمان روزگار خود بود، آن تواضع و خداترسی، مشهود نمی‌بود.
کاش نصرتی که خدا به امام روح ا... کرد را، با نگاه مادی‌گرایانه، نبینیم و تحلیل نکنیم.

احسان رستگار - معاون  ضمائم