روایتی بیپرده و رکگو
خط محوری داستان بهخصوص در دو فصل اول بسیار خوب پیش میرود. پراکنده شدن یک خانواده در جریان یک بحران ملی، محور دراماتیک این قصه است که در عین مستند بودن بسیار پرداخت داستانی خواندنی و جذابی را پیش روی مخاطب میگذارد.
موقعیتهای کمدی خیلی خوب از کار درآمده و این موضوع از دو وجه بسیار مهم است؛ اول وجه روایی است که در میان تصاویر خشن جنگ و موقعیت بسیار پرتنش آن، طنزهایی به کار میرود که فضا را تلطیف میکند و بهشدت هم خندهدار هستند که در اصل محصول شخصیت خود راوی یعنی آقای عچرش است اما در داستان هم به خوبی پرداخته شده است. وجه دوم موقعیتهای کمدی صرفا برای استراحت و تلذذ در جریان داستان وارد نشدهاند بلکه با نوعی طنز اجتماعی در شکل اعتراضی آن مواجهیم.
روایت نوعی بیپردگی و رکگویی دارد که برای خواننده بسیار جذاب است و باید اشاره کنم تصاویر بکری که در میانه و پایان کتاب استفاده شدهاند هم بیسابقه و منحصربهفرد هستند و به روایت کمک میکنند. تاریخ، صرف گزارش گذشته نیست و باید بپرسیم که برای امروز ما چه دارد. کتاب «امدادگر کجایی؟» روی شکافهای سیاسی و اجتماعی روز ما میایستد و روزهای بیداری را روایت میکند. زاویهدید روایت آن هم مردم هستند.
متأسفانه روایت رسمی دارد به سمت خالصسازی حرکت میکند. حتی اگر این خالصسازی را بپذیریم حالا این مسیر به حذف و هرس زوائدی رسیده که شاید برای برخی گفتمانها یا نهاد قدرت جذاب نیست اما کتاب امدادگر کجایی؟ با رؤیت بخش مربوط به انبار مشروب به مبارزه با این شکل خالصسازی در روایت رسمی میرود. شاید بگوییم که مردم بهخصوص آنها که در زمان انقلاب و جنگ بودهاند این چیزها را میدانند و میگویند اما مهم است که متن به آنها بپردازد و این کتاب از معدود متونی است که این روایتها را ثبت و ضبط کرده است. ما باید جلوی یکدست شدن روایتها را بگیریم و کاری که این کتاب کرده بسیار ارزشمند است و نشان میدهد که یک متن مستقل از روایات رسمی تولید شده است.کتاب به مسائل اجتماعی مختلفی اشاره میکند که روایتشان قابل تحسین است. یکی از آنها شعاردادن در ماجرای تظاهرات خلق عرب است که در عین کمدی بودن، نشان میدهد چقدر مسأله زبان در ایجاد تضادهای سیاسی و اجتماعی مهم است. درباره سینما رکس هم اعتراف شجاعانه این روایت به این احتمال که واقعه میتوانسته واقعا برخاسته از انگیزههای برخی گروههای اسلامگرا باشد، باز هم زاویه اثر با روایت رسمی را نشان میدهد؛ موضوعی که روایت رسمی در پی حذف احتمال آن است. این اتفاق تصویر بزرگتری از جریانهای درگیر در انقلاب ارائه میدهد و نشان میدهد که گروههای مختلف واقعا چه انگیزههایی داشتند و تا چه اندازه حاضر بودند برایشان هزینه بدهند.
محمدقائم خانی - نویسنده و منتقد ادبی
روایت نوعی بیپردگی و رکگویی دارد که برای خواننده بسیار جذاب است و باید اشاره کنم تصاویر بکری که در میانه و پایان کتاب استفاده شدهاند هم بیسابقه و منحصربهفرد هستند و به روایت کمک میکنند. تاریخ، صرف گزارش گذشته نیست و باید بپرسیم که برای امروز ما چه دارد. کتاب «امدادگر کجایی؟» روی شکافهای سیاسی و اجتماعی روز ما میایستد و روزهای بیداری را روایت میکند. زاویهدید روایت آن هم مردم هستند.
متأسفانه روایت رسمی دارد به سمت خالصسازی حرکت میکند. حتی اگر این خالصسازی را بپذیریم حالا این مسیر به حذف و هرس زوائدی رسیده که شاید برای برخی گفتمانها یا نهاد قدرت جذاب نیست اما کتاب امدادگر کجایی؟ با رؤیت بخش مربوط به انبار مشروب به مبارزه با این شکل خالصسازی در روایت رسمی میرود. شاید بگوییم که مردم بهخصوص آنها که در زمان انقلاب و جنگ بودهاند این چیزها را میدانند و میگویند اما مهم است که متن به آنها بپردازد و این کتاب از معدود متونی است که این روایتها را ثبت و ضبط کرده است. ما باید جلوی یکدست شدن روایتها را بگیریم و کاری که این کتاب کرده بسیار ارزشمند است و نشان میدهد که یک متن مستقل از روایات رسمی تولید شده است.کتاب به مسائل اجتماعی مختلفی اشاره میکند که روایتشان قابل تحسین است. یکی از آنها شعاردادن در ماجرای تظاهرات خلق عرب است که در عین کمدی بودن، نشان میدهد چقدر مسأله زبان در ایجاد تضادهای سیاسی و اجتماعی مهم است. درباره سینما رکس هم اعتراف شجاعانه این روایت به این احتمال که واقعه میتوانسته واقعا برخاسته از انگیزههای برخی گروههای اسلامگرا باشد، باز هم زاویه اثر با روایت رسمی را نشان میدهد؛ موضوعی که روایت رسمی در پی حذف احتمال آن است. این اتفاق تصویر بزرگتری از جریانهای درگیر در انقلاب ارائه میدهد و نشان میدهد که گروههای مختلف واقعا چه انگیزههایی داشتند و تا چه اندازه حاضر بودند برایشان هزینه بدهند.
محمدقائم خانی - نویسنده و منتقد ادبی




