نسخه Pdf

خود زندگی غیر از شرایط زندگی است‏

خود زندگی غیر از شرایط زندگی است‏

آیا زندگی یعنی نفس کشیدن و هوا را فرو بردن و بیرون دادن؟ نه، این معنی زندگی نیست. اینها برای ما شرایط زندگی است، نه خود زندگی. خود زندگی بینایی (به‌معنی دانایی) و توانایی است.

ما از آن جهت به خدا حی مطلق می‌گوییم که دانا و توانای مطلق است و از آن جهت به خداوند تبارک و تعالی حی می‌گوییم که آثار حیات بر وجود مقدس او بار می‌شود. رأفت و رحمت است، رحیم و رحمان است. 
پس زندگی یعنی دانایی و توانایی و برنامه اسلام برنامه دانایی و توانایی است، همان برنامه‌ای که قرن‌ها اسلام آن را در عمل پیاده کرد. 
پس آن طرز تفکری که نتیجه‌اش دانایی یا توانایی نباشد و نیز طرز تفکری که نتیجه‌اش سکون و عدم تحرک و بی‌خبری و بی‏ اطلاعی باشد، از اسلام نیست. اسلام دین حیات است. دین حیات با بی‌خبری و با ناتوانی و عجز ناسازگار است. 
شما همین را می‌توانید به‌عنوان یک مقیاس کلی برای شناخت اسلام همیشه در دست داشته باشید. در جلسه پیش یکی از عناصر حیات در تفکر اسلامی یعنی مسأله‌ عمل را برای‌تان عرض کردم. 
اسلام کوشش و سعی بلیغ دارد که در تعلیمات خود سرنوشت انسان را وابسته به عمل او معرفی کند، یعنی انسان را متکی به اراده خودش کند. اسلام می‌گوید ای انسان! سعادت تو به عمل تو بستگی دارد، شقاوت تو هم به عمل تو بستگی دارد. آیا عمل انسان به چه چیز بستگی دارد؟
به خواست و اراده خود انسان. در نتیجه انسان یک موجود متکی به خود و متکی به کردار و شخصیت خود می‌شود. آیا فکر می‌کنید این مسأله‌ شوخی است که به بشر بگویند: وَ انْ لَیسَ لِلْانسانِ الّا ما سَعی‏ [1]. و از این صریح‌تر دیگر نمی‌شود. 
برای انسان جز آنچه با سعی و کوشش و عمل به دست آورده چیزی نیست. با یک حصر عجیبی می‌گوید. این خودش عامل تحرک است، عامل بیداری، بینایی و توانایی است.

برگرفته از کتاب احیای تفکر اسلامی، استاد شهید مرتضی مطهری