ادبورزی اجتماعی در همراهی رسانه
پس از سالها آموزش و پژوهش در بزرگترین نهادهای رسمی کشور، یعنی مدرسه و دانشگاه، دگرگونیهای جامعه را که بررسی میکنم، بیتعارف باید برداشت خودم را بیان کنم؛ آن هم رنگباختگی و تضعیف پدیده بسیار مهم «ادب» در جامعه معاصر ماست.
ازکوچه و بازار، مدرسه و دانشگاه، تاسازمان وشرکت که رنگ باختن ادب اجتماعی بسیار آسیبزا و نگرانکننده است. شوربختانه گاهی در نویسههای رسمی وغیررسمی یا فضای مجازی هم که نگاه کنید، متوجه این تغییر ناخجسته میشوید. در مدرسه به ما سرمشق میدادند که «ادب مرد به ز دولت اوست». وقتی به عمق این عبارت گرانمایه دقت کنیم، فرهنگ ایرانی و هنر روابط اجتماعی را در این کلام شکرین، دریافت خواهیم کرد. ادب گوهری است که سن و سال، سواد و مدرک، شغل، وظیفه و موقعیت نمیشناسد. ادب در گفتار، رفتار و اندیشه، پدیدآورنده جامعه سالم و کارآمد است. آسیبشناسی وضع موجود درکشورها، نوعی بحران هویتی را نشان میدهد که چگونه فقر ادب، اخلاق و انسانیت ایجاد میشود و بهراحتی در برابر جنگ، بیدادگری و نابرابری سکوت میکنند. ادب، عنصری جهانی است؛ جدای از هرنژاد، زبان و جایگاهی. باید به گوهر ادب و اخلاق بازگشت. دراین میان، نقش رسانهها بسیار مهم است. حالا که درآستانه برگزاری نمایشگاه مطبوعات هستیم بهنظرم رسانههای فراگیر و آموزنده در تغییر نگرش و درپیآن ، تغییر رفتارها، بسیار کارساز و کنشگرند. برای رسیدن به این آرمان،نیاز داریم آموزش را در همه جا بهروزرسانی کنیم و چه جایی بهتر ازرسانهها. ادب را باید درهمهجا وبه یاری دانش روزآمد آموزش داد و بهروز کرد. در دانشگاههای تراز اول، ادب را در رسانههای روز آمد و شبکههای اجتماعی درس میدهند. ادب را نباید دررفتار خشک و دستوری دولتی یا غیردولتی جستوجو کرد. ادب در امانتداری حقوق مردم، ادب در رسانه و مکانهای عمومی، ادب در نشست و برخاست و شاید ادب در مهدکودک و بیمارستان، پادگان و آموزشگاههای حضوری و مجازی، همه رویههایی است که نیاز امروز ماست. همه صندلیها و تریبونها تا کرسیها و دکهها، آیین و ادب دارد؛ ادب در حقجویی و حقخواهی، ادب در خانواده و حقوق همسر و فرزندان، ادب در چشمانداز میراث نسلهای آینده هم همین منزلت را لازم دارد. ادب همچون عطری است که ما برای خودمان به کار میبریم اما دیگران هم از آن لذت میبرند. ادب در راه رفتن، رانندگی، نوشتن و گفتن، در سخنرانی و نظر دادن. ادب در همه ارکان جامعه مانند هوای سالم و بهاری با رایحهای دلانگیز و روحپرور نیاز ماست؛ آنچه لازم است بر تمدن و تاریخ کهن ما دوباره و خیلی بهتر از گذشته ببالد و میراث گرانبهای فرزندان این بوم ادب پرورشود. رسانههای آرمانگرا و هدفمند در ادب آموزی و ادب پروری کنشگران جامعه توسعه یافته و قانونمندند. این رسانهها میتوانند الهامبخش گسترش مهارتهای زیست موفق و بهرهور در دنیای حقیقی امروز باشند. اینها باید با آموزش درست گفتن، حیاورزی، آموختن حقوق شهروندی در تراز تربیت جهانی، بازگشت به نهاد راستی وفطرت پرور انسانی گامهای اساسی بردارند. ادبورزی کاری به دین، مذهب، ملیت و...ندارد و در همه ارکان زندگی، رایحه شورآفرین و مهرورزانه ادب را میتوان با تمام وجود حس کرد. آموزش رسانهای و پیشگیری از گذر فرصتها، وظیفهای است که نوشته یا نانوشته بر دوش ماست. خانوادهها و همه جامعه شکوهمند و صاحب فرهنگ پیش از نابودی سرمایههای انسانی و ویرانی تمدن دیرین خود، هوشمندانه این خویشکاری را بپذیرند.
مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی / چنان که پرورشم میدهند میرویم
عباس قنبریعدیوی - نویسنده
مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی / چنان که پرورشم میدهند میرویم
عباس قنبریعدیوی - نویسنده




