شاعر نقش‌ها و رنگ‌ها

 نگاهی به نمایشگاه آثار محمد علی ترقی جاه در گالری سهراب

شاعر نقش‌ها و رنگ‌ها

«چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست/ چون هست به هرچه هست نقصان و شکست انگار که هرچه هست در عالم نیست/ پندار که هرچه نیست در عالم هست»

نقاشی‌های محمدعلی ترقی جاه در حالی از بیستم تا سی‌ام بهمن 1402 در گالری سهراب به تماشا گذاشته شد که آخرین نمایشگاه انفرادی این نقاش سال١٤٠١ برگزار شده بود.این نمایشگاه 32 طراحی و نقاشی از سال 1355 تا سال 1388 یعنی سالمرگ این هنرمند را در‌ بر‌می‌گیرد. این آثار از دهه سی زندگی نقاش تا اواخرعمر او و به بیانی، نوع نگاه نقاش را ازابتدا تا کامل شدنش در بر گرفته است.محمد علی ترقی جاه(1389-1322) نقاش خودآموخته، صاحب نام و نوگرای ایران است. او ابتدا دررشته مهندسی تحصیل کرد اما علاقه‌اش به نقاشی که ریشه در کودکی داشت باعث شد به طور جدی وارد این هنر شود. از ٢٤سالگی با دریافت جایزه و تا قبل از مرگش درنمایشگاه‌های مختلف داخلی و خارجی فعالیت مستمر داشت. او در دهه چهل زندگی به بیان منحصر به فرد خود دست یافت و نوعی نگاه مدرنیستی در نقاشی‌هایش به وجود آمد. در نقاشی‌هایش اسب‌ها، زنانی با صورت تقلیل یافته و درختان و گیاهان و خروس‌ها اغلب به چشم می‌آیند؛ همین طور اشعار و کلماتی برگرفته از نگرگری ایرانی، بدون قالب خاصی ازخط نیز در آثارش وارد شدند. ترکیب‌بندی نقاشی‌های او سادگی و آرامشی عمیق را به بیننده القا می‌کنند.بعد ازشکل‌نگری نگاه نقاش، اسب‌ها در بیشترآثارحضور دارند. این اسب‌ها با گذشت زمان، رفته رفته مینی‌مال و انتزاعی شده‌اند؛ انتزاعی که با معلق شدن فرم‌ها در فضایی سیال و سبک نشان داده شده است. اسب‌ها سبکبال و رها درسطح نقاشی گسترده شده‌اند؛ گویی که در فضا شناورند و پرواز می‌کنند. گاه این اسب‌ها چشمانی انسانی دارند که نشان‌دهنده روح آنهاست با حضوری معنوی‌وار و محسوس در زندگی‌ که ما را می‌نگرند وهمراه ما درسفری عرفانی هستند؛ سفری در ابتدا و انتهای هستی. اسب‌ها یاور انسان عارف و مرید سالک درراه رسیدن به مقصودند ودر این راه او را تنها نمی‌گذارند.نماد اسب در ادبیات فولکلور ما دارای جایگاهی شامخ است؛ شجاعت، قدرت و سرعت، وفاداری‌ و گاه حالتی تقدس‌گونه دارد.رخش رستم با او سخن می‌گوید و اسب سهراب تنها گرده به پهلوان می‌سپارد. درعرفان نیز اسب،مظهر سلوک وتقرب است.اسب‌های نقاشی‌های ترقی جاه، گاه حالتی تکرارگونه دارند که وجهی آهنگین و موزون به تابلومی‌دهند. تعلیق آنها برگستره سفید بوم حسی آزاد وعرفانی به فضا می‌دهد؛ رهایی و آزادگی و گسستن از بندها و نیستی.جهان زیبای نقاشی‌های ترقی جاه پر است از اسب‌ها، درختان و گیاهان، پرنده‌ها و زن‌ها، خروس و گاهی گل‌ها. پالت رنگی نقاش از رنگ‌هایی گرم و قهوه‌ای و هارمونیک ترکیب شده‌اند و گاه در قاب‌هایی با کنتراستی که نوعی رویا و شاعرانگی و شادی را تداعی می‌کند.جهان زیبایی که نقاش در کارهایش می‌آفریند، نقش‌واره‌های آشنا از دل شرق و سنت‌هایش است که بیننده را به آرامشی درونی و نافذ دعوت می‌کند؛ به دور از مدرنیته روزگار ما، می‌گوید آشتی با طبیعت و حیوان‌ها، پایان جست‌وجوی گریزناپدیر انسان برای کشف بهشت و غایت بودن و نبودن خود و رهایی است.(شعر ابتدای نوشته منسوب به خیام است)

مهتاب جهانگیری | منتقد هنری