ناپدید شدن مرموز نوعروس بعد از خروج از آرایشگاه
نوعروس جوان بعد از خروج از آرایشگاه ناپدید شد و پلیس همسر او را به عنوان مظنون بازداشت کرد.
به گزارش خبرنگار جامجم، روزهای پایانی اردیبهشت امسال، مردی با حضور در شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران شکایت کرد دختر 23 سالهاش به طرز مشکوکی ناپدید شده است. با دستور قضایی پرونده به پلیس آگاهی تهران ارسال شد و شاکی در این باره گفت: دخترم تازه عروس است. چند روزی بود که پاسخگوی تلفن همراهش نبود. دامادم هم تلفنش را جواب نمیداد. دلنگران حال آنها شدم و به مقابل خانهشان رفتیم. از دامادم سراغ دخترم را گرفتم که مدعی شد از او خبری ندارد و تصور میکرده به خانه ما آمده است. این در حالی بود که داماد جوان دیروز-شنبه - به عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد و با انتقال به شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران گفت: همسرم عادت داشت برای چند روزی نزد خانوادهاش میرفت و بعد باز میگشت. چند هفتهای بود که دچار ناراحتی پوستی شده بود و برای درمان آن نزد یک آرایشگر میرفت و تحت درمان او بود. آخرین بار هم به من تلفنی اطلاع داد که میخواهد برای ادامه درمان به آرایشگاه زنانه برود و بعد به خانه باز میگردد. عصر که به خانه بازگشتم خبری از همسرم نبود. چند مرتبه به تلفن همراهش زنگ زدم که خاموش بود. نشانی آرایشگاهی که رفته بود را بلد بودم. برای همین به آن آرایشگاه رفتم و سراغ همسرم را گرفتم که او گفت همسرم چند ساعت قبل آنجا را ترک کرده است. حمیدرضا کیاستینیا، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: تحقیقات از متهم در پلیس آگاهی تهران به عنوان تنها مظنون پرونده ادامه دارد.
شلاق و تبعید بعد از 2 بار شکستن حکم اعدام
مردی که به اتهام آزار و اذیت دختر جوان دو بار حکم اعدام گرفته بود، پس از نقض حکم مجازاتش و محاکمه در شعبه همعرض به شلاق و تبعید محکوم شد.
به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از بیستمشهریور ماه سال 1401 با شکایت دختر ۲۲ سالهای به نام سارا آغاز شد. وی که به پلیس آگاهی رفته بود از مردی که وی را بیهوش کرده و آزار داده بود، شکایت کرد.دختر جوان در تشریح شکایتش گفت: از محل کارم به خانه بازمیگشتم که تصمیم گرفتم به مطب متخصص پوست در خیابان اندرزگو بروم. مقابل مترو ایستاده بودم که مردی که سوار بر یک خودروی BMW مقابل پایم توقف کرد. او به من ابراز علاقه کرد و شماره تلفنش را به من داد. به مطب رفتم و پس از ویزیت از مطب خارج شدم که دوباره آن مرد را دیدم. او خودش را آرتین معرفی کرد و از من خواست تا سوار ماشین او بشوم تا با هم بیشتر آشنا شویم. به او گفتم شارژ گوشی موبایلم تمام شده و میخواهم اسنپ بگیرم. او با اصرار از من خواست تا سوار ماشینش شوم تا به من شارژر گوشی بدهد. او مرا مقابل خانهشان برد و چندین سیم شارژر گوشی برایم آورد. اما هیچ کدام از آنها به گوشی موبایل من نخورد. او از من خواست داخل خانه بروم تا برایم اسنپ بگیرد. او همان موقع یک آبمیوه برایم آورد و گفت تا آبمیوه را بنوشی برایت اسنپ میگیرم اما وقتی آبمیوه را خوردم بیحال شدم. او مرا به اتاق خواب برد تا آزارم دهد. من که نیمه بیهوش بودم التماس کردم دست از سرم بردارد. اما او که عصبانی بود سرم را به تخت کوبید و بیرحمانه بدون توجه به التماسهایم مرا آزار داد. با شکایت دختر جوان وی به پزشکی قانونی معرفی شد و کارشناسان آزار و اذیت وی را تایید کردند. ماموران پلیس به ردیابی مرد جوان پرداختند و با اطلاعاتی که سارا به ماموران داده بود متهم را در خانهاش دستگیر کردند. وی که منکر آزار و اذیت دختر جوان بود، گفت: این دختر دروغ میگوید که او را به خانهمان کشاندهام و به زور آزار دادهام. او با میل خودش با من همراه شد. متهم دوباره در شعبه 11 دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه و در هر دو جلسه منکر آزار و اذیت دختر جوان شد. با این وجود قضات شعبه حکم به اعدام او به اتهام تجاوز به عنف دادند که هر دو بار حکم اعدام در دیوان عالی کشور شکست. به این ترتیب پرونده به شعبه همعرض ارسال و این بار متهم در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت. او در این جلسه دوباره منکر اتهام تجاوز به عنف شد و گفت: سارا با میل خودش سوار ماشینم شد و به خانهام آمد. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدارک موجود در پرونده متهم را به شلاق و تبعید محکوم کردند.
شلاق و تبعید بعد از 2 بار شکستن حکم اعدام
مردی که به اتهام آزار و اذیت دختر جوان دو بار حکم اعدام گرفته بود، پس از نقض حکم مجازاتش و محاکمه در شعبه همعرض به شلاق و تبعید محکوم شد.
به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از بیستمشهریور ماه سال 1401 با شکایت دختر ۲۲ سالهای به نام سارا آغاز شد. وی که به پلیس آگاهی رفته بود از مردی که وی را بیهوش کرده و آزار داده بود، شکایت کرد.دختر جوان در تشریح شکایتش گفت: از محل کارم به خانه بازمیگشتم که تصمیم گرفتم به مطب متخصص پوست در خیابان اندرزگو بروم. مقابل مترو ایستاده بودم که مردی که سوار بر یک خودروی BMW مقابل پایم توقف کرد. او به من ابراز علاقه کرد و شماره تلفنش را به من داد. به مطب رفتم و پس از ویزیت از مطب خارج شدم که دوباره آن مرد را دیدم. او خودش را آرتین معرفی کرد و از من خواست تا سوار ماشین او بشوم تا با هم بیشتر آشنا شویم. به او گفتم شارژ گوشی موبایلم تمام شده و میخواهم اسنپ بگیرم. او با اصرار از من خواست تا سوار ماشینش شوم تا به من شارژر گوشی بدهد. او مرا مقابل خانهشان برد و چندین سیم شارژر گوشی برایم آورد. اما هیچ کدام از آنها به گوشی موبایل من نخورد. او از من خواست داخل خانه بروم تا برایم اسنپ بگیرد. او همان موقع یک آبمیوه برایم آورد و گفت تا آبمیوه را بنوشی برایت اسنپ میگیرم اما وقتی آبمیوه را خوردم بیحال شدم. او مرا به اتاق خواب برد تا آزارم دهد. من که نیمه بیهوش بودم التماس کردم دست از سرم بردارد. اما او که عصبانی بود سرم را به تخت کوبید و بیرحمانه بدون توجه به التماسهایم مرا آزار داد. با شکایت دختر جوان وی به پزشکی قانونی معرفی شد و کارشناسان آزار و اذیت وی را تایید کردند. ماموران پلیس به ردیابی مرد جوان پرداختند و با اطلاعاتی که سارا به ماموران داده بود متهم را در خانهاش دستگیر کردند. وی که منکر آزار و اذیت دختر جوان بود، گفت: این دختر دروغ میگوید که او را به خانهمان کشاندهام و به زور آزار دادهام. او با میل خودش با من همراه شد. متهم دوباره در شعبه 11 دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه و در هر دو جلسه منکر آزار و اذیت دختر جوان شد. با این وجود قضات شعبه حکم به اعدام او به اتهام تجاوز به عنف دادند که هر دو بار حکم اعدام در دیوان عالی کشور شکست. به این ترتیب پرونده به شعبه همعرض ارسال و این بار متهم در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت. او در این جلسه دوباره منکر اتهام تجاوز به عنف شد و گفت: سارا با میل خودش سوار ماشینم شد و به خانهام آمد. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدارک موجود در پرونده متهم را به شلاق و تبعید محکوم کردند.




