شهادت رهبر انقلاب به‌عنوان موتور حرکت امت

شهادت رهبر انقلاب به‌عنوان موتور حرکت امت

این یادداشت در پی آن است که یکی از بنیادین‌ترین لایه‌های معنایی پیام رهبرمعظم‌انقلاب را بازخوانی کند‌؛ لایه‌ای که در آن، یک واقعه به ظاهر سوگ‌آلود، به نقطه آغاز یک حرکت جمعی و تاریخی تبدیل می‌شود. پرسش اصلی این است که چگونه پیام، با بهره‌گیری از زبان دینی، حماسی و عاطفی، تلاش می‌کند احساس فقدان را به نیرویی برای کنش، مقاومت و استمرار مسیر تبدیل کند و از دل اندوه، یک افق فعال و آینده‌ساز بیافریند.

داوود منظور | رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه

پیام با یادآوری یک فقدان بزرگ آغاز می‌شود: «40روز از یکی از بزرگ‌ترین جنایات دشمنان اسلام و ایران... می‌گذرد». این جمله، صرفا گزارش یک رخداد نیست، بلکه مخاطب را درموقعیت عاطفی سوگ قرار می‌دهد و سنگینی حادثه را به‌عنوان یک تجربه جمعی یادآوری می‌کند اما متن در همین نقطه متوقف نمی‌ماند. بلکه به‌سرعت مسیر معنا را تغییر می‌دهد و از تثبیت اندوه، به سمت فعال‌سازی آن حرکت می‌کند. 
نقطه عطف این تغییر، در جمله‌ای کلیدی تجلی می‌یابد: «ملت... از این داغ، حماسه و از رثاء، رجز ساخت». این عبارت، قلب تپنده پیام است. در اینجا یک جابه‌جایی عمیق معنایی رخ می‌دهد‌؛ «داغ» که معمولا به سکون و انفعال می‌انجامد، به «حماسه» تبدیل می‌شود که ذاتا با حرکت و اقدام گره خورده است. همچنین «رثاء» که زبان اندوه و سوگواری است، به «رجز» بدل می‌شود که زبان ایستادگی، اعلام حضور و آمادگی برای نبرد است. این تغییر واژگانی، درواقع بازتعریف جایگاه جامعه در برابر حادثه است‌؛ جامعه دیگر یک تماشاگر اندوهگین نیست، بلکه به یک کنشگر تاریخی تبدیل می‌شود. 
برای تثبیت این تحول، پیام از تصویرسازی‌های قدرتمند بهره می‌گیرد. آنجا که می‌گوید «اصحاب رهبر شهید... چون کوه‌های استوار... ایستادگی کرده و همچون گدازه‌های آتشین بر سر متجاوزان فرود آمدند»، مخاطب را در فضایی حماسی و حتی اسطوره‌ای قرار می‌دهد. این تصویر، صرفا یک توصیف نیست، بلکه نوعی الگوسازی است‌؛ الگویی که در آن، ایستادگی نه یک انتخاب، بلکه یک وضعیت طبیعی و بدیهی جلوه می‌کند.
متن کامل را در «جام‌جم‌آنلاین» بخوانید.